نوس:دانشِ علمی برهانناپذیر و مَلَکهی معرفتی ارسطو
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران
doi
10.22059/jop.2014.50251چکیده
ارسطو در فصل پایانی کتاب دوم تحلیلات ثانوی (بعد از این ت. ث.) در باب آرخایِ دانش علمی (اپیستمه) دو پرسش میپرسد و سپس به هر دو پرسش پاسخ میدهد. نوس مفهوم محوری هر دو پاسخ اوست. اما از آنجا که سخن او در باب نوس به اندازهی کافی روشن نیست درک منظور او مستلزم روشنگری در باب چیستی نوس است. در هر دو پاسخ او، و البته در جاهای دیگر نیز، نوس هکسیس نفس معرفی میشود اما او در پاسخ دوم به گونهای سخن میگوید که نوس در ردیف مراحل و مراتب معرفت انسان قرار میگیرد. در این مقاله پس از مطرح کردن پرسش دوم و پاسخ ارسطو به آن در بخش اول، معناهای هکسیس در بخش دوم بررسی شده و برای آن سه معنای محوری معرفی شده است. از آنجا که بعضی از مفسران بنا بر دلایلی که دارند وسوسه شدهاند هکسیس را در سراسر ت. ث. قوه (دونامیس) بفهمند بخش سوم مقاله به بررسی این مسئله اختصاص یافته است که آیا هکسیس قوه است؟ بخش اول مقاله با روشن شدن پاسخ این مسئله پایان مییابد. بررسی چیستی نوس در بخش دوم مقاله خواهد آمد.