ملاحظاتی اجمالی در بارۀ هویت غربی- شرقی عالم امروز ما

نویسندگان

1 استادیار مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران

doi
10.22059/jop.2014.50254
چکیده

اصل پرسش این نوشته دربارۀ عالمی است که ما در آن خانه کرده‌ایم. سخن برسر این است که خصیصۀ ذاتی این عالم وجه غربی و شرقی آن می‌باشد، امری که خود را در جهات مختلف زندگی ما بروز می‌دهد: در فهم جغرافیایی ما از زمین، در سیاست، در ایدئولوژیی که سیاست را پیش می‌برد، در تاریخ فرهنگ و سرانجام در خود تاریخ. خود وجه تاریخی هم در اینجا به چهار معناست: اول اینکه برساختۀ بشر دورۀ جدید است، دوم اینکه پیشینۀ آن در عالم مسیحیت قرون وسطایی و سنت کلامی آن قرار دارد، سوم اینکه با آن وضعیت تاریخی اروپا در برابر این سنت کلامی مشخص می‌شود و سرانجام هویت غربی و شرقی عالم به صورت طرح و قالبی درمی­آید که با آن تاریخ و اتفاقات مهمش فهمیده می‌شود. نمونه‌های مورد اخیر از زبان یاسپرس، هولدرلین و هگل – که فلسفۀ تاریخ او اساس تلقی دورۀ جدید است – آورده می‌شود. در مقابل جریان اصلیی که اروپا محورانه می‌اندیشد گوته قرار دارد، که موضع او در اصل وحدت وجودی است.