تطبیق زیباییشناسی در فلسفه افلاطون و دکارت
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.22059/jop.2013.36401چکیده
تصور مطلقانگارانه دکارت نسبت به شناخت عقلی موجب فاصله گرفتن انسان با عالم طبیعت، ادراک حسی و سرانجام پدید آمدن شکاف میان عقل و حس شد. سئوال این است آیا میتوان در مذهب اصالت عقل دکارت جایی برای زیباییشناسی یافت؟ بدین منظور با توجه به جایگاه ادراک حسی در نظام فلسفی دکارت ابتداء به جایگاه زیباییشناسی در مذهب اصالت عقل او میپردازیم و اینکه آیا بر چنین مبنایی میتوان معرفتی قابل اعتماد از زیبایی داشت؟ سپس بعد از تبیین زیباییشناسی نزد افلاطون و زیباییشناسی در عرصه «سوبژکتیویسم» دکارت، مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی به این هدف رهنمون است که در حقیقت دکارت با تفسیری متفاوت از هستی، حقیقت و معرفت زمینه دگرگونی فلسفه هنر و زیباییشناسی کلاسیک را که متأثر از افلاطون بود، فراهم کرد. لذا میتوان او را بنیانگذار فلسفه هنر و زیباییشناسی جدید دانست.