تبیین مناسبات حاکم بر جداییگزینی در مناطق پیراشهری: یک تحلیل محتوا
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.549537.1720چکیده
پژوهش حاضر با بهکارگیری روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد ترکیبی (استقرایی ـ قیاسی)، و با استفاده از نرمافزار NVivo، به تحلیل نظاممند ۱4۰ منبع معتبر میپردازد تا پدیدۀ جداییگزینی فضایی ـ سکونتی را به عنوان یکی از تحولات مهم و پیچیدۀ معاصر در مناطق پیراشهری کلانشهرها مورد بررسی و واکاوی دقیق قرار دهد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد مناسبات پیچیده و چندلایۀ حاکم بر این پدیده در دو ساختار کلی و بههمپیوستۀ «ماهیتی» و «فضایی» قرار میگیرند. ساختار ماهیتی شامل سه بُعد اصلی و اساسی است: بُعد عملکردی ـ اجتماعی (با محوریت مسائل تبعیض نژادی و محرومیت اجتماعی گسترده)؛ بُعد ارزشی ـ اقتصادی (با تمرکز ویژه بر شکاف طبقاتی عمیق و روزافزون)؛ بُعد رفتاری ـ نهادی (با مؤلفههای مهمی همچون تفرق و پراکندگی نهادی). این ابعاد سهگانه به صورت عینی و ملموس در ساختار فضایی این مناطق متجلی میشوند و بروز مییابند که خود شامل سه مؤلفۀ کلیدی میشود: فرم و ساختار فیزیکی محصور و گسسته، چشمانداز اکولوژیک متفرق و ناهمگون، و تغییرات بنیادین در کاربری و بهرهوری زمین. در نهایت، این شش مؤلفه در کنار یکدیگر و در تعامل با هم، چارچوب نظری جامع، نظاممند و کارآمدی را تشکیل میدهند که روابط پیچیده، پویا و نظاممند حاکم بر پدیدۀ جداییگزینی در مناطق پیراشهری کلانشهرها را به صورت علمی و دقیق تبیین و تحلیل میکند.