نقد دولت در ترانه‌های عامیانۀ دورۀ قاجاریه، عصر پیشامشروطه

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/tssq.2019.32935.511
چکیده

نقد دولت و نخبگان حاکم بخش مهمی از حیات سیاسی توده‌ها را تشکیل می‌دهد؛ اما کنش سیاسی فرودستان در عصر پیشامشروطه، به جز موارد نادر شورش و بلوا، در فرهنگ عامیانۀ آنها بازتاب یافته است. در این میان، ترانه از متداول‌ترین قالب‌های ادبی فرهنگ عامیانه بود. توده‌ها مجبور بودند برای مصون ماندن از تعرض ماموران دولت، اعتراض یا دیدگاه سیاسی خود را با استتارهای ساده یا پیچیده در سطح جامعه مطرح کنند. ظرفیت‌های شفاهی فرهنگ عامیانه امکان استتار ساده را در اختیار آنها می‌گذاشت و در استتار پیچیده، با بهره بردن از تمثیل و رمز، ترانه‌هایی را می‌آفریدند که امکان دو خوانش سیاسی و بی‌ضرر از آنها وجود داشت. این پژوهش تلاش می‌کند تا به این پرسش‌ها پاسخ دهد که ترانه‌های عامیانۀ سیاسی در عصر پیشامشروطه در دوران قاجاریه چه درون‌مایه‌هایی داشتند و استتار این مضمون‌ها در ترانه‌ها با استفاده از چه روش‌هایی انجام می‌شد؟ فرض پژوهش این است که درونمایۀ این ترانه‌ها بیشتر بر نفی عناصر سازندۀ «نمایش عمومی دولت» استوار بود. همچنین تهدید پوشیدۀ دولت و دادخواهی از مضامین دیگر این ترانه‌ها بودند. توده‌ها برای استتار این درون‌مایه‌ها از شیوه‌هایی همچون تلطیف تهدیدها، وارونگی نمادین، یادبود فرمانروای نیک‌سرشت و شاه‌دوستی ساده‌لوحانه بهره می‌بردند. چهارچوب مفهومی پژوهش نظریۀ «روایت‌های نهانی» جیمز سی. اسکات است.