مدلسازی پیچیدگی فضایی عوامل مؤثر بر وضعیت تراکم ساختمانی و فرم در کلانشهر اصفهان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، گروه جغرافیا، پردیس البرز، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد، گروه جغرافیای انسانی و برنامهریزی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه جغرافیای انسانی و برنامهریزی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.550126.1725چکیده
نسبت سطح زیربنا و فرم کالبدی در کلانشهرهای درحالتوسعه مانند اصفهان نتیجۀ تعامل پیچیدۀ متغیرهای کالبدی، کاربری، دسترسی و نهادی است که عملکرد تنظیمی FAR را مخدوش و نابرابری فضایی تولید کرده است. پژوهش پیش رو از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناختی، توصیفی ـ تحلیلی، آمیخته و موردپژوهی است. بازۀ مورد بررسی، دادههای 1391_1401 شامل آمار سرشماری، لایههای پارسل تراکم و کاربری، طرحهای شهری و گزارشهای شهرداری است. قلمروی مطالعه به شبکهای از سلولهای ششضلعی با اندازۀ بهینه 3/88 هکتار تقسیم و 695 واحد متریک پرداخته است. ابزارهای مورد تحلیل شامل ArcGIS، Fragstats، EViews، Excel و Google Earth مبتنی بر استخراج ۴ متریک اصلی (FAR، تراکم جمعیت، درصد اشغال، شاخص تنوع عمودی)، تحلیل مؤلفههای اصلی برای تشکیل شاخص ترکیبی CDFI، آزمون خودهمبستگی فضایی، و مدلسازی مکانی (MGWR، SAR/SEM) همراه با چارچوب شبیهسازی (EUM/CA و ABM) سناریو بوده است. برابر یافتهها، دو مؤلفۀ نخست PCA، 69/74 درصد واریانس متریکها را تبیین کردند. شاخص ترکیبی CDFI با دامنۀ 0/503 ـ 0/900 (بالاترین: منطقه ۴ = 0/900؛ پایینترین: منطقۀ ۱۴ = 0/503)، خودهمبستگی فضایی معنادار (Moran’s I; R²≈0.91) و ناهمگنی مکانی قوی بر اثر متغیرهای دسترسی و اختلاط کاربری را نشان داد. نتایج نشان میدهد شبکۀ معابر، دسترسی به حملونقل و اختلاط کاربری بیشترین سهم را در ساختار تراکم دارند. از اینرو، FAR باید از چارچوب درآمدزایی شهرداری جدا شده و در قالب سیاستهای محلمحور و چندمعیاره مبتنی بر تفکیک نهادی تنظیمگری و درآمدزایی، تنوعبخشی درآمدهای شهری، هدفمندسازی مشوقهای تراکمی بر اساس CDFI، حفظ بافت تاریخی و تقویت زیرساختهای سبز و حملونقل عمومی بازتنظیم شود.