نقش هوشمندسازی شبکۀ حمل‌ونقل شهری در ارتقای سرزندگی فضاهای عمومی شهر یاسوج

نویسندگان

1 استادیار گروه شهرسازی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، گروه جغرافیای انسانی و برنامه‌ریزی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استادیار، گروه معماری و عمران، دانشکدۀ فنی و مهندسی، دانشگاه آزاد واحد یاسوج، یاسوج، ایران‌

4 دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی آمایش سرزمین، گروه جغرافیای انسانی و برنامه‌ریزی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/uep.2025.557571.1767
چکیده

تأثیرات مثبت حمل‌ونقل هوشمند بر شاخص‌های عملکردی مانند کاهش ترافیک و آلودگی به‌خوبی شناخته شده، اما نقش و سازوکار تأثیرگذاری آن بر ابعاد کیفی و اجتماعی شهر، به‌ویژه سرزندگی شهری، کمتر مورد واکاوی عمیق قرار گرفته است. به این‌صورت که مشخص نشده است چگونه فناوری‌های هوشمندِ حمل‌ونقل می‌توانند فراتر از بهینه‌سازی فنی، به‌ طور مستقیم به افزایش تعاملات اجتماعی، تقویت کسب‌وکارهای محلی و ایجاد فضاهای عمومی جذاب و پویا کمک کنند. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش هوشمندسازی شبکۀ حمل‌ونقل شهری در ارتقای سرزندگی فضاهای عمومی در یاسوج است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و بر اساس روش، توصیفی ـ تحلیلی است. یافته‌های پژوهش نشان داد مؤلفه‌های حمل‌ونقل هوشمند و شاخص‌های سرزندگی شهری در یاسوج، وضعیت مطلوبی ندارند و شکاف معناداری بین وضع موجود و استاندارد مطلوب مشاهده می‌شود. نتایج تحلیل روابط ساختاری، وجود ارتباط مستقیم و معنادار میان هوشمندسازی حمل‌و‌نقل و ارتقای سرزندگی در این شهر را تأیید کرد. با این‌حال، تأثیرگذاری مؤلفه‌های حمل‌ونقل بر سرزندگی شهری یکسان نبود. مؤلفه‌های کارایی، پایداری و دسترسی‌پذیری، به‌ترتیب با ضریب مسیر 0/245، 0/208 و 0/208 بیشترین نقش را در تقویت سرزندگی فضاهای عمومی شهر یاسوج ایفا می‌کنند. در حالی ‌که تأثیر مؤلفه‌هایی مانند شناخت و آگاهی عمومی (0/037) و رضایت کاربران (0/039)، بر سرزندگی این شهر معنادار تشخیص داده نشد. در نهایت، مدل ساختاری پژوهش نشان داد هوشمندسازی حمل‌ونقل به‌ویژه بر بعد اجتماعی ـ فرهنگی سرزندگی محدودۀ مورد مطالعه تأثیرگذار است و می‌تواند به ‌عنوان یک راهبرد کلیدی برای بهبود کیفیت و پویایی فضاهای شهری در نظر گرفته شود.