تحلیل مکانی فضاهای ناامن محلۀ مولوی شهر قزوین مبتنی بر رویکرد شبکه‌ای ANP و سامانۀ اطلاعات جغرافیایی GIS

نویسندگان

1 استادیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی‌(ره)، قزوین، ایران

2 استادیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری، گروه شهرسازی دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی‌(ره)، قزوین، ایران

doi
10.22034/uep.2025.556460.1759
چکیده

تأمین امنیت محیطی در بافت‌های شهری، به‌ویژه در محلات با بافت فرسوده، به عنوان یک مؤلفۀ بنیادین برای ارتقای کیفیت زندگی شهری و جلوگیری از تبدیل شدن فضاها به کانون‌های جرم‌خیز، به‌ شمار می‌آید. این امر، ضرورتی اساسی در فرایند برنامه‌ریزی و مدیریت شهری است و نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت، پایداری اجتماعی و افزایش مطلوبیت فضاهای عمومی ایفا می‌کند. این پژوهش با روش کمی و با تمرکز بر نتایج کاربردی، در تلاش است تا یک چارچوب تحلیلی دقیق و عملیاتی ارائه دهد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل مکانی جامع و اولویت‌بندی فضاهای ناامن شهری است. محدودۀ مورد مطالعۀ این پژوهش، محلۀ مولوی شهر قزوین است که یکی از بافت‌های حساس شهری نیازمند مداخلۀ هدفمند در زمینۀ امنیت محیطی به شمار می‌آید. برای نیل به این هدف، محققان به تدوین نوعی چارچوب تحلیلی پیشرفته روی آورده‌اند که مبتنی بر تلفیق تحلیل شبکۀ سلسله‌مراتبی (ANP) و تحلیل مکانی سامانۀ اطلاعات جغرافیایی (GIS)؛ روش ANP Fuzzy استوار است. نتایج تحلیل ANP نشان داد از سه معیار اصلی در تعیین فضاهای ناامن محله؛ «عملکرد» با وزن (0/488)، «فرم کالبدی» با وزن (0/308) و «کیفیت محیطی» با وزن 0/204 به‌ترتیب بالاترین اولویت را از نظر کارشناسان برای شناسایی فضاهای ناامن داشته‌اند. در حالی که در میان معیارهای فرعی؛ «نقاط کور محله» 0/223 و «عدم روشنایی کافی» 0/213 بیشترین وزن و «جداره‌های ناهمخوان» با وزن 0/001 کمترین اهمیت را در تشدید احساس ناامنی داشتند. تحلیل مکانی ANP Fuzzy نشان می‌دهد اغلب فضاهای ناامن در بخش‌های مرکزی، غرب و جنوب غربی محلۀ مولوی متمرکز هستند. این تحلیل به‌روشنی ناهمگونی فضایی در توزیع امنیت محلۀ مولوی را آشکار ساخت. کانون‌های ناامنی به طور سیستماتیک با ضعف ساختاری در اصول فرم کالبدی محله (معابر با هندسۀ نامناسب و نقاط کور)، عدم نظارت اجتماعی توسط ساکنان، عدم روشنایی، وجود بناهای رها‌شده در ارتباط هستند و همچنین شکاف مدیریتی ـ توسعه‌ای محله است، که به خارج شدن این محدوده‌ها از دایرۀ توجه و مداخلات مؤثر برنامه‌ریزی شهری منجر شده است. در نهایت، با توجه به نقشۀ فضاهای ناامن، محله به سه سطح امنیتی «ضعیف»، «متوسط» و «بالا» پهنه‌بندی شد تا استراتژی‌های مداخله‌ای هدفمند تدوین شود. راهکارهای کلیدی پیشنهادی شامل: افزایش نظارت اجتماعی در محله (‌از طریق اختلاط کاربری‌های محلی، طراحی فضاهای مکث در محله)، تأکید بر روشنایی فعال و تطبیق‌پذیر، استفاده از دوربین‌های با وضوح بالا و دید در شب، به‌کارگیری فناوری نوین امنیتی همچون‌؛ سیستم پایش مستمر مبتنی WebGis و دوربین‌های هوشمند (مجهز به قابلیت‌های تحلیلی) این راهکارها ابزاری کاربردی برای طراحان و برنامه‌ریزان شهری فراهم می‌سازد تا با تمرکز بر کاهش مناطق مستعد وقوع جرم، گامی مؤثر به منظور ارتقای امنیت محله بردارند.