افق فهم در آینه فهم افق
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید بهشتی
2 کارشناس ارشد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
گادامر فهم را واقعهای میداند که در اثر امتزاج افق مفسر و افق متن پدید میآید. در نگاه گادامر، فهم پیوندی بنیادین با مفهوم افق دارد ودر واقع افق در فراشد فهم نقطه کانونی است. افق در نظر نیچه مفهومی محدودکننده است که فراروی از آن ممکن نیست. هوسرل اما توجه خود را بیشتر بر جنبه بسطدهی و گشودگی افق معطوف داشته است؛ افق همة دادههای همراهی است که به طور بیواسطه در شهود داده نشده است ولی در ادراک شیء نقشی اساسی ایفا میکند. گادامر از یک سو همانند نیچه برای افق نقش تحدیدکنندگی قائل است و از سوی دیگر همانند هوسرل به امکان بسط و گشودگی افق باور دارد. در نظر او، پیشداوریها به مثابه افق درونی و تاریخمندی انسان به مثابه افق بیرونی، در سامان یافتن فهم و در عین حال در تحدید آن نقش ایفا میکنند.گادامر، برخلاف روشنگری، نه تنها پیشداوری را مانع فهم نمیداند بلکه معتقد است پشداوری شرط امکان هرگونه فهم به شمار میآید. فهم همچنین به تاریخ گره خورده است و محصول تأثیر تاریخ بر آدمی است. در نگاه گادامر، سنت یا پیشداوری، تاریخ و زبان عمده عواملی هستند که در تقویم افق مفسر و تحدید منظر او نقش ایفا میکنند.