تبیین ادراک برنامهریزان و مدیران شهری تهران از مفهوم توسعۀ حملونقلمحور
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد برنامهریزی منطقهای دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
2 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.548320.1731چکیده
TOD به عنوان یکی از پارادایمهای شهرسازی، در کانون مدیریت شهری تهران قرار گرفته است. این رویکرد که بر اصولی همچون افزایش تراکم، اختلاط کاربری و پیادهمحوری استوار است، نویدبخش کاهش وابستگی به خودرو و ارتقای کیفیت زیست شهری است. با اینحال، دیدگاه متخصصان، بیانگر وجود چالشهایی در تفسیر اهداف TOD در رویکردهای اجرایی است. پژوهش به دنبال آن است که بفهمد این مفهوم در ذهن تصمیمگیران تهران چگونه تفسیر میشود و چه تفاوتی با مبانی نظری آن دارد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون و بر اساس مصاحبههای عمیق با هشت تن از متخصصان به واکاوی این موضوع میپردازد. یافتهها نشان میدهد متخصصان درک روشنی از اصول TOD، یعنی ایجاد شهری فشرده، پیادهمحور و باکیفیت زندگی بالا دارند. اما این آرمان تحتالشعاع تفاسیر نادرست قرار گرفته و مفهوم «توسعه» به «کسب درآمد از تراکم» فروکاسته شده است. ریشۀ این تحریف، در رویکرد منفعتمحور و سیاستهای مدیریتی نهفته است که TOD را نه یک راهبرد شهرسازی، بلکه ابزاری برای کسب درآمد و تأمین مالی پروژههای دیگر میبیند. این رویکرد ابزاری با چالشهای ساختاری و موانع اجرایی، از جمله مشکلات حقوقی، اشباع زیرساختها و تضاد با اسناد بالادستی مواجه است، مسیر نادرست، به جای تحقق اهداف، به پیشبینی پیامدهای منفی اجتماعی و اقتصادی منجر شده است؛ از جمله تشدید نابرابری و خدشهدار شدن هویت محلات. در نهایت، این عوامل به چشمانداز بدبینانه و پیشبینی شکست طرح در رسیدن به اهداف خود منجر میشود، به گونهای که میراث آن نه یک شهر کارآمد، بلکه مجموعهای از پروژههای ساختمانی گسسته خواهد بود.