تحلیل چندسطحی چالش‌های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسودۀ شهری (نمونۀ موردی: گود سیدالشهدا تهران)

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشکدۀ شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشکدۀ شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/uep.2025.548451.1718
چکیده

این مطالعه با هدف ارائۀ تحلیلی چندسطحی از چالش‌های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسودۀ شهری، با تمرکز ویژه بر گود سیدالشهدا تهران انجام شد. ضرورت انجام این پژوهش از پیچیدگی فزایندۀ مدیریت فضاهای بحرانی در کلان‌شهرها و ضعف هماهنگی میان سطوح مختلف حکمرانی شهری ناشی می‌شود. به این‌منظور، از رویکرد ترکیبی کیفی ـ کمی برای تحلیل داده‌های گردآوری‌شده از سطوح مختلف نهادی، سازمانی و محلی استفاده شد. یافته‌های کیفی، معماری بحران را در قالب سه تم کلیدی آشکار ساخت: «چرخۀ معیوب آسیب‌پذیری سه‌گانه» (ترکیب فقر ساختاری، فرسودگی کالبدی و فروپاشی نهادی)، «جهان‌های اجتماعی موازی» (شکل‌گیری شکاف‌های هویتی فعال و پارادوکس همبستگی) و «گسست نهادی سه‌لایه» (فروپاشی اعتماد در سطوح ارتباطی، عملکردی و پذیرشی). تحلیل کمی نیز با استخراج سه عامل اصلی ـ ناکارآمدی نهادی، ضعف تاب‌آوری اجتماعی و ناکارآمدی فضایی ـ کالبدی این ساختار سه‌گانه را تأیید و کمّی کرد. نوآوری این پژوهش در ارائۀ چارچوبی یکپارچه برای مدیریت چندسطحی است که بر تعامل و هم‌افزایی نهادهای کلان، میانی و خرد تأکید دارد. بر این‌اساس، مدل حکمرانی شبکه‌ای طراحی شد که سه گذار اساسی را ممکن می‌سازد: گذار از حکمرانی جزیره‌ای به شبکه‌ای، از مشارکت نمادین به ساختاریافته و از راهبردهای تک‌سرعته به چندسرعته. نتایج تحقیق می‌تواند به‌ عنوان مبنایی برای سیاست‌گذاری شهری و تقویت مشارکت ساختاریافته ذی‌نفعان در جهت شکستن چرخه‌های معیوب بحران به کار رود.