بررسی انتقادی مناسبات حکومت و مردم آراء خواجه نظام الملک، با تاکید بر مفهوم عدالت و قدرت

نویسندگان

1 استادیار تاریخ سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22054/tssq.2018.9342
چکیده

آراء خواجه نظام‌الملک، همواره مورد توجه صاحب‌نظران حوزة ‌اندیشه سیاسی بوده، به‌ویژه آن بخش از نظرهای او که به ‌تنظیم مناسبات حکومت با مردم پرداخته و تأثیر به‌سزایی در شکل‌گیری نظریه‌‌های‌ اندیشمندان پس از وی داشته است. پرسش این است که خواجه مناسبات حاکم با مردم را در چه سطوحی و حول چه محوری صورت‌بندی کرده است. در پاسخ، این فرض طرح شده که مؤلف سیرالملوک با رویکرد «عدالت»‌محورانه، مناسبات «حاکم» با «مردم» را و در نسبت با «خداوند»؛ به‌عنوان پارادایم غالب الگوی کیهان‌شناسی جهان سنت در سه سطح صورت‌بندی کرده است: سطح نخست؛ الهی ـ انتخابِ تقدیرگرایانه؛ دوم، مسئولیت دنیوی ـ عمل‌گرایانه؛ سوم، اخروی ـ محاسبه‌گرایانه. پژوهش، با شیوۀ تبیین تاریخی و رویکرد تفسیرگرایانۀ متن، ویژگی‌ها و مختصات سطوح سه‌گانه را بررسی کرده است و مهم‌ترین چالش وارد بر آرای نظام‌الملک را تأکید صرف مؤلف، بر «توزیع عدالت» و نه «توزیع قدرت» دانسته، هم‌چنین به خلاء تئوریک مبانی نظری «قدرت» در این اثر اشاره دارد که با توجه به اقتضائات زمانه و قدرت استیلایی سلطان قابل توجیه است.