سنجش و ارزیابی میزان حس دلبستگی به مکان در محلههای شهر فردوسیه - شهرستان شهریار
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.555885.1754چکیده
مفهوم دلبستگی به مکان جنبهای کلیدی در تعامل انسان و محیط است. شهرها بستری برای شکلگیری این تعامل و ایجاد پیوندی عمیق بین انسان و مکان فراهم میکنند. با اینحال، در عصر حاضر، شاهد غلبۀ روند ایجاد فضاهای شهری بیهویت و فاقد معنا هستیم که بهشدت از میزان دلبستگی شهروندان به محلههایشان کاسته است. این مسئله در شهرهای مهاجرپذیر که از تنوع فرهنگی و اجتماعی بالایی برخوردارند، نمود و اهمیت بیشتری مییابد. در پاسخ به این چالش، هدف اصلی این پژوهش، سنجش و ارزیابی حس تعلق مکانی در چنین بافتی است. مطالعۀ حاضر شهر فردوسیه را به عنوان نمونهای از شهری مهاجرپذیر که واجد ابعاد اجتماعی، احساسی و کالبدی متفاوت و در عین حال درهمتنیده است، مورد بررسی قرار میدهد. این پژوهش با ماهیتی کاربردی و با بهرهگیری از روشی توصیفی ـ تحلیلی و رویکردی رابطهای و تطبیقی انجام شده است. دادههای مورد نیاز از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی (شامل آزمونهای تی، همبستگی، رگرسیون و واریانس) در نرمافزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. جامعۀ آماری پژوهش را ساکنان شهر فردوسیه با جمعیتی حدود ۳۰,۵۷۷ نفر تشکیل میدهند که از میان آنها، نمونهای به حجم ۳۸۴ نفر بر اساس فرمول کوکران و به روشی تصادفی از پنج محلۀ مختلف این شهر انتخاب شد. بر پایۀ یافتهها، بین ابعاد مختلف حس دلبستگی به مکان در شهر فردوسیه پیوندی بسیار معنادار و با ضریب همبستگی 0/895 وجود دارد، به طوری که 78/4 درصد از واریانس این حس توسط این ابعاد تبیین میشود. با اینوجود، ارزیابی شهروندان بیانگر آن بود که میزان این ابعاد در سطحی پایینتر از حد مطلوب قرار دارد. به منظور تبیین دقیقتر، از مدل تحلیل رگرسیون استفاده شد که نتایج آن نشان داد بُعد «هویت مکان» با ضریب تأثیر 0/778 بیشترین سهم را در شکلگیری حس دلبستگی دارد، در حالی که «پیوندهای اجتماعی» با ضریب 0/131- کمترین تأثیر را داشته است.