نظام فلسفی بابا افضل: طرحی نو در فلسفه اسلامی- ایرانی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تبریز
doi
چکیده
سده ششم را در تاریخ فلسفه اسلامی-ایرانی میتوان نقطة عطفی بهشمار آورد، در این سده فلسفه با قرائت مشائی آن که در آثار فارابی و به ویژه ابنسینا ساخته و پرداخته شده بود، در مواجهه با انتقادات شدید غزالی دچار رکود شد و رفتهرفته زمزمه تفکرات فلسفی تازهای در قالبهایی غیر از نظام ارسطویی- ابنسینایی از جانب کسانی مانند شیخ شهابالدین سهروردی به گوش میرسید. یکی از اندیشمندان ایرانی که در این سده ظهور کرد افضلالدین محمد مرقی کاشانی بود. گرچه در تاریخ فلسفه اسلامی- ایرانی نامش به آوازه دیگر متفکران سدة ششم نیست، اما باید توجه داشت که او فیلسوف نوپردازی است که سبک فلسفهورزی خاصی دارد. بابا افضل به فراست دریافته بود که پس از انتقادات غزالی، تداوم تفکر فلسفی به شیوه مرسوم آن روزگار، یعنی به سبک مشائیان، آسان نیست و فلسفه مقبولیت خود را نزد مخاطبان از دست داده است. او به این اندیشه افتاد که طرحی نو در فلسفه دراندازد و راهی تازه پیشروی اندیشهورزان و دانشوران بگشاید. بابا افضل ایراد اصلی را در ستیز و مخالفت کسانی مانند غزالی و دیگران با فلسفه نمیدید، بلکه معتقد بود که فلاسفه رسالت اصلی خود را فراموش کردهاند و در انجام کاری میکوشند که از عهده فلسفه بیرون است.