خانواده در متن شهر: چارچوبی مفهومی برای شکلگیری محیط شهری دوستدار خانواده در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استاد، گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.537755.1681چکیده
شهرها فراتر از ظرف کالبدی، بستری برای شکلگیری روابط خانوادگی، حمایتهای مراقبتی و تعاملات اجتماعیاند. در ایران اما برنامهریزی شهری همچنان زیرساختمحور است و به نیازهای زنان، کودکان، سالمندان و خانوادههای چندنسلی کمتر توجه دارد؛ موضوعی که موجب تضعیف رفاه، افزایش فشارهای روانی ـ اجتماعی و تشدید نابرابری جنسیتی میشود. عدالت فضایی و دسترسی ایمن به خدمات، فضاهای سبز و مسیرهای پیادهروی میتواند انسجام خانوادگی و سلامت را ارتقا دهد. این پژوهش با مرور نظاممند و تحلیل محتوایی اسناد علمی و سیاستی (۲۰۰۸-۲۰۲۵) و با تبعیت از PRISMA، از میان ۴۵۰ رکورد، ۱۵۳ منبع واجد شرایط را پس از ارزیابی کیفی انتخاب و در MAXQDA کدگذاری کرد. تحلیل دادهها چارچوبی علّی نشان داد در آن ساختار کالبدی و حکمرانی از طریق متغیرهایی همچون دسترسپذیری، ایمنی، زیباییشناسی و حس تعلق به پیامدهایی همچون زیستپذیری، عدالت فضایی ـ جنسیتی و تابآوری متصل میشود. یافتهها بیانگر ضرورت کاهش خودرومحوری، ایجاد فضاهای چندنسلی و ارتقای کیفیت محیطی است، در حالی که ضعف هماهنگی بینبخشی، بروکراسی و شکاف سند تا عمل موانع اصلیاند. خانوادهها باید از مصرفکنندۀ فضا به کنشگر همطراح بدل شوند. در این راستا، سه شاخص کاربردی ـ شاخص دسترسی خانوادگی (FAI)، تراکم خانوادگی (FD) و عدالت جنسیتی مراقبتمحور (CGJ) ـ برای سنجش و هدایت مداخلات شهری معرفی شد. این بسته ابزارها مسیر ترجمۀ نظریه به عمل، پایش سیاستها و نهادینهسازی برنامهریزی خانوادهمحور را مشخص میکند. در مجموع، نتایج این مطالعه میتواند مبنایی برای تدوین سیاستها و طراحی شهری خانوادهمحور در ایران و سایر جوامع با شرایط مشابه فراهم آورد.