نقش و جایگاه دولت در استقلال دانشگاه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار برنامه‌ریزی توسعه آموزش عالی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/tssq.2018.9078
چکیده

«استقلال دانشگاه» سنگ­بنای نظام دانشگاهی محسوب شده و بدین معنا است که دانشگاه‌ها در تعیین اهداف و اولویت‌های خود و اجرای آن­ها آزاد گذاشته شوند. استقلال دانشگاه به طور چشمگیری به چشم­انداز کلی دانشگاه و میزان دخالت سیاست وابسته است. با وجود این که تأمین استقلال دانشگاه­ها در آموزش عالی، نسبی بوده و به طور کامل و در هیچ دانشگاهی تحقق نیافته است اما این مفهوم در دوران حیات خود، همواره با دو مشکل اساسی مواجه بوده است؛ ابتدا درک نادرست از ابعاد و شاخص­ها و سپس موانع متفاوت پیش­روی آن به ویژه متأثر از دخالت­های دولتی. بدین­ترتیب، این پژوهش با هدف تبیین ابعاد مختلف استقلال دانشگاه و نقش دولت در ایجاد موانع تحقق آن و بر اساس روش ساختارگرایی رویکرد کیفی، شکل گرفته و از تحلیل اسنادی به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات بهره گرفته است. یافته­های پژوهش نشان می‏دهد صاحب­نظران بر روی چهار بُعد استقلال سازمانی، مالی، علمی و استخدامی به عنوان ابعاد اصلی استقلال دانشگاه، بیشترین اشتراک­نظر را داشته و فرآیندهای سیاسی کشورها، حاکمیت تفکر سیاسی، سیستم متمرکز تصمیم­گیری دولتی، محدودیت­های مالی و استخدامی، تعصبات خاص جناحی یا حزبی از مهمترین موانع در مسیر تحقق استقلال دانشگاه بوده که در بروز تمامی این موارد، دولت­ها نقش اساسی را ایفا می­نمایند.