شناسایی و اولویتبندی ویژگیهای اجرایی مسکن هیبریدی (قیاس تطبیقی نمونههای مطالعاتی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه معماری، دانشکدۀ مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد گرایش مسکن گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
3 استادیار گروه معماری، دانشکدۀ مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
4 استادیار گروه معماری، دانشکدۀ مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.525510.1650چکیده
مقدمهدر دهههای اخیر، دگرگونیهای سریع شهری موجب ناکارآمدی الگوهای سنتی طراحی و کاهش کارایی بسیاری از ساختمانهای معاصر شده است. در واکنش به این چالش، مسکن هیبریدی به عنوان رویکردی نوین با ادغام کاربریهای متنوع در ساختارهای انعطافپذیر و چندمنظوره، پاسخی پایدار به نیازهای پیچیدۀ شهری ارائه میدهد و ضمن ارتقای غنای فضایی، تعاملات اجتماعی را در بافتهای فشرده تقویت میکند. با اینحال، فقدان تعریف روشن و عملیاتی ویژگیهای کلیدی آن، بهویژه در حوزۀ مسکن، مانع ارزیابی نظری و اجرایی این الگو شده است. از اینرو، هدف پژوهش حاضر تدوین چارچوبی کاربردی برای شناسایی و ارزیابی ویژگیهای عملیاتی مسکن هیبریدی و سپس، اولویتبندی آنها از طریق مطالعۀ نمونههای موردی است. پرسش اصلی به اینصورت مطرح میشود: کدام ویژگیهای عملیاتی و اجرایی نقش کلیدی و متمایزکننده در تحقق مسکن هیبریدی دارند؟مواد و روشهاروش پژوهش حاضر ترکیبی بوده است و در گام نخست، از طریق روش توصیفی ـ تحلیلی، ویژگیهای مسکن هیبریدی از طریق مرور ادبیات شناسایی شد و در گام دوم با استفاده از روش پیمایشی، پرسشنامهای محققساخته بر اساس این ویژگیها و مبتنی بر طیف پنجگانۀ لیکرت طراحی شد. سپس، هفت نمونۀ مطالعاتی انتخاب شدند و از طریق پرسشنامۀ یادشده، مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها از جامعۀ آماری متشکل از 50 نفر از کارشناسان و اعضای هیئت علمی معماری و شهرسازی، جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار اس.پی.اس.اس، تحلیل شد. برای اولویتبندی ویژگیها در نمونههای مطالعاتی از آزمون فریدمن بهره گرفته شد.یافتههایافتهها نشان دادند بهترتیب، ویژگیهای «مقیاس متنوع»، «اجتماعی ـ تعاملی» و «گوناگونی عملکردها» بیشترین نقش را در میان نمونههای مطالعاتی ایفا کردهاند. در مقابل، شاخص «ارتباطات عمودی» کمترین تأثیر را داشته است. همچنین، «بلوک یک، کانال کورت شینونومه» با بیشترین تطابق، به عنوان نمونهای موفق ارزیابی شد.نتیجهگیریتحلیل نمونهها سه ویژگی محوری را آشکار میسازد: نخست، مقیاس متنوع که فراتر از ابعاد فیزیکی بوده و شامل ادراک انسانی، روابط عملکردی و سلسلهمراتب فضایی از فضاهای خرد تا عرصههای شهری است و در قالب تراکم عملکردها ساختاری مشابه «شهر در یک ساختمان» ایجاد میکند. دوم، فضای اجتماعی ـ تعاملی که با حذف مرزهای سخت، توزیع فضاهای جمعی و طراحی مسیرهای پویا، پویایی حیات اجتماعی را تقویت میکند. سوم، گوناگونی عملکردها که با ادغام زمانی ـ مکانی فعالیتها و بهرهگیری از پلانهای باز، کفهای مدولار، دیوارهای متحرک و زیرساختهای شهری، انعطافپذیری معماری را ارتقا میدهد. در میان نمونههای بررسیشده، پروژۀ «بلوک یک، کانال کورت شینونومه» بیشترین انطباق با ویژگیهای هیبریدی و پروژۀ «سالید 18» کمترین میزان تحقق را نشان میدهد. عوامل کلیدی موفقیت شامل طراحی فضاهای جمعی در طبقات فوقانی، مدیریت جریان حرکت و تعادل میان عرصههای عمومی و خصوصی است که به ارتقای کیفیت زیستمحیطی، انسجام فضایی ـ عملکردی و پاسخگویی به نیازهای سکونت معاصر منجر میشود. با اینحال، دستیابی به مسکن هیبریدی با چالشهایی همچون هزینههای بالای فناوری، نبود چارچوبهای شفاف و ادغام نامناسب عرصههای عمومی و خصوصی همراه است. پایداری این رویکرد نیازمند طراحی انعطافپذیر، آیندهنگر و توجه همزمان به ابعاد طراحی، اجتماعی، اجرایی و سیاستگذاری است. در بستر ایران، تحقق این الگو مستلزم بازنگری در ضوابط شهرسازی، تقویت انعطافپذیری عرصهها و بازتعریف نظام مالکیت مبتنی بر مشارکت ساکنان است، در حالی که فرصتهایی نظیر بازآفرینی فضاهای متروکه در بافتهای متراکم میتواند به ارتقای کیفیت زندگی و پویایی شهری بینجامد. بر ایناساس، معماری مسکن هیبریدی با تلفیق سنجیدۀ کاربریها و بهرهگیری از ظرفیتهای بومی، رویکردی مؤثر برای شکلگیری فضاهای شهری پایدار و زیستپذیر به شمار میآید و بومیسازی راهبردهای آن متناسب با شرایط ایران به عنوان محور پژوهشهای آتی مطرح میشود.