تحلیل موانع توسعۀ پایدار در شهرهای کوچک: مطالعۀ موردی بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون
نویسندگان
1 استاد اقتصاد، گروه توسعۀ اقتصادی و برنامهریزی، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه اقتصاد توسعه و برنامهریزی، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22034/uep.2025.535232.1671چکیده
مقدمهتحلیل موانع توسعۀ پایدار در شهرهای کوچک، بهویژه شهرستان بوکان، یکی از چالشهای اساسی در راستای تحقق اهداف توسعۀ پایدار (SDGs) به شمار میآید. با توجه به اهمیت توسعۀ پایدار در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حفظ منابع طبیعی، شناسایی موانع موجود در این مسیر ضروری به نظر میرسد. شهرستان بوکان به عنوان یک شهر کوچک، با چالشهای متعددی در زمینۀ توسعۀ پایدار مواجه است که به بررسی دقیق و علمی نیاز دارد. این شهرستان با ویژگیهای خاص جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند رویکردهای جدید و نوآورانه برای تحقق اهداف توسعۀ پایدار است. به همیندلیل، شناسایی موانع و چالشهای موجود در این زمینه میتواند به بهبود سیاستهای اقتصادی و اجتماعی کمک کند و به درک بهتری از وضعیت کنونی و نیازهای آیندۀ شهرستان منجر شود.مواد و روشهاپژوهش حاضر بر مبنای هدف مطالعه، از نوع پژوهشهای کاربردی است که نتایج آن برای توسعۀ اقتصادی کشور قابل استفاده است. جامعۀ آماری مطالعه شامل متخصصان حوزۀ توسعه منطقهای بود که دارای تجربۀ عملی و پژوهشی مرتبط با توسعۀ شهرهای کوچک بوده و حداقل مدرک دکتری در رشتههای مرتبط را داشتند. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونهگیری هدفمند و با توجه به سابقۀ پژوهشی، تجربۀ حرفهای، و مشارکت در پروژههای توسعۀ منطقهای انجام شد تا اطمینان حاصل شود که نظرات ارائهشده از سوی خبرگان معتبر و تخصصی است. در این پژوهش، حجم نمونه ۱۵ نفر از کارشناسان خبره انتخاب شد. در این پژوهش ابتدا موانع توسعۀ شهرهای کوچک بر اساس مبانی نظری استخراج شد. سپس، برای تأیید و اولویتبندی این عوامل از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد. در این فرایند، مؤلفههای شناساییشده در قالب پرسشنامه برای کارشناسان ارسال شد. پس از تکمیل و جمعآوری پاسخها در دور اول، نتایج تحلیل شده و به صورت خلاصه به همراه بازخورد به کارشناسان ارسال شد تا پس از بررسی مجدد، نظرات اصلاحی خود را ارائه دهند. پس از جمعآوری و تحلیل نظرات دور دوم، اختلاف میانگین نظرات کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت. در صورتی که اختلاف کمتر از 0/1 باشد، اجماع حاصل شده و فرایند دلفی فازی به پایان میرسد. در ادامه، مراحل انجام و نتایج دلفی فازی مربوط به مؤلفههای موانع توسعۀ شهرهای کوچک ارائه شده است.یافتههااین پژوهش به تحلیل موانع توسعۀ پایدار در شهرستان بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون پرداخته است. در مرحلۀ اول، 15 متخصص و کارشناس حوزۀ توسعۀ منطقهای به صورت هدفمند انتخاب شدند که اکثریت آنها دارای مدرک دکتری و سابقۀ کاری بین 4 تا 17 سال بودند. این ترکیب تخصصی و تجربی، امکان تحلیل جامع موانع توسعۀ شهری را فراهم کرد. در مرحلۀ اول نظرسنجی، چالشهای عمده توسعۀ شهری شناسایی و میانگینهای فازیزداییشده برای هر مؤلفه محاسبه شد. نتایج نشان داد کمبود زیرساختهای حملونقل و ترافیک با میانگین فازیزداییشده 0/910 به عنوان یکی از چالشهای اصلی شناسایی شده است. همچنین، «عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژههای شهری» و «ضعف در مدیریت شهری و برنامهریزی شهری» با میانگینهای مشابه (0/790) در ردههای بعدی قرار گرفتند. دیگر چالشهای مهم شامل «عدم مشارکت فعال شهروندان» (0/800) و «کمبود فضاهای سبز» (0/650) بودند که نشاندهندۀ نیاز به توجه به مسائل زیستمحیطی و مشارکت عمومی در مدیریت شهری است. در مرحلۀ دوم نظرسنجی، میانگینهای فازیزداییشده دوباره محاسبه و مقایسه شدند. نتایج نشان داد تفاوت میانگینها در همۀ مؤلفهها کمتر از 0/1 بود، که به اجماع کارشناسان در مورد موانع و مشکلات توسعۀ شهرستان بوکان اشاره دارد. نتایج نهایی از روش آنتروپی شانون نشان داد «کمبود فضاهای سبز و پارکهای عمومی» با ضریب اهمیت 0/380 به عنوان مهمترین چالش در توسعۀ پایدار شناخته شده است. پس از آن، «عدم تأمین منابع مالی کافی» و «ضعف در مدیریت شهری» با ضریب اهمیت 0/320 بهترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. به طور کلی، این یافتهها نشاندهندۀ نیاز به یک رویکرد جامع و هماهنگ در برنامهریزی و اجرای پروژههای توسعۀ شهری است که میتواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و پایداری شهری منجر شود. برای بهبود وضعیت توسعۀ پایدار در شهرستان بوکان، توجه ویژهای باید به توسعۀ فضاهای سبز، تأمین منابع مالی، ارتقای مدیریت شهری و بهبود زیرساختهای حملونقل معطوف شود.نتیجهگیریتمرکز و اولویتبندی مؤلفههای شناساییشده در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای آینده میتواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعۀ پایدار ایفا کند. با توجه به یافتههای پژوهش، مشخص شده است که برخی از چالشها و موانع توسعۀ پایدار در شهرستان بوکان به طور خاص نیازمند توجه و اقدام فوری هستند. به عنوان مثال، کمبود زیرساختهای حملونقل و ترافیک، عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژههای شهری و ضعف در مدیریت و برنامهریزی شهری، از جمله مهمترین عواملی هستند که باید در اولویت قرار گیرند. اهمیت این مؤلفهها نهتنها به دلیل تأثیر مستقیم آنها بر کیفیت زندگی شهروندان، بلکه به دلیل ارتباط آنها با سایر ابعاد توسعۀ پایدار نیز قابل توجه است. برای مثال، بهبود زیرساختهای حملونقل میتواند به تسهیل دسترسی به خدمات عمومی و کاهش آلودگی کمک کند، در حالی که تأمین منابع مالی مناسب برای پروژههای شهری میتواند به اجرای مؤثرتر طرحهای توسعهای منجر شود.علاوه بر این، در شرایطی که مشاغل پایدار به عنوان یکی از شاخصهای کلیدی توسعۀ پایدار شناخته میشوند، اولویتبندی کلی نشان میدهد توجه به چالشهای کلیدی و پرتأثیر میتواند راهکارهای مؤثرتری برای توسعۀ پایدار ارائه دهد؛ به این معنا که اگر برنامهریزان و مسئولان شهری بتوانند روی چالشهای اصلی تمرکز کنند، میتوانند نتایج بهتری را در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی به دست آورند. بنابراین، پیشنهاد میشود که مسئولان و برنامهریزان شهری با بهرهگیری از نتایج این پژوهش، منابع و اقدامات خود را به سمت رفع این مسائل متمرکز کنند تا زمینۀ رشد و توسعۀ پایدار در شهرستان بوکان فراهم شود. این امر مستلزم همکاری نزدیک بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعۀ محلی است تا یک رویکرد جامع و هماهنگ در مدیریت شهری و توسعۀ منطقهای ایجاد شود. در نهایت، این پژوهش میتواند به عنوان یک مدل برای سایر شهرهای کوچک که با چالشهای مشابهی روبهرو هستند، مورد استفاده قرار گیرد و به توسعۀ پایدار در سطح ملی کمک کند. با توجه به تنوع چالشها و نیازهای مختلف در شهرهای کوچک، نتایج این مطالعه میتواند به عنوان یک راهنمای عملی برای سیاستگذاران و برنامهریزان در طراحی و اجرای پروژههای توسعهای مؤثر و پایدار در سایر مناطق نیز به کار گرفته شود. این رویکرد میتواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعۀ پایدار در مقیاس وسیعتر منجر شود.