طراحی الگوی تحلیل موانع تحقق عدالت فضایی در سیاستهای کلان مدیریت شهری در کلانشهر تهران
نویسندگان
1 استادیار مدعو، گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.528748.1654چکیده
مقدمهسیاستگذاری عرصۀ مهم و قدرتمندی در تولید فضا و ایجاد عدالت یا ناعدالتی فضایی در شهرها به شمار میرود. بر ایناساس، عدالت فضایی نوعی ابزار مفهومی است که در چارچوب آن میتوان پویایی، فرایندها و ابزارهای تولید فضای شهری را در دستیابی به شهری عدالتمحور مورد بررسی و تحلیل قرار داد. بررسی و ارزیابی طرحهای توسعۀ مبتنی بر نظریههای عدالت فضایی یکی از موضوعاتی است که در برنامهریزی شهری ایران مغفول مانده است. مطالعات نظری و تجربی نشان میدهد بیعدالتی فضایی در ایران ناشی از بیتوجهی به برنامهریزی فضایی و مدیریت ضعیف سیاسی فضا است. از اینرو، نظام تصمیمگیری دولتی در ایران برای دستیابی به عدالت جغرافیایی/فضایی با چالشهای متضادی مواجه است. از طرفی، شهر تهران امروز به منزلۀ کلانشهر با مشکلات فراوانی مواجه است که از ساختار کالبدی، فضایی و عملکردی متناسب با نیازش برخوردار نیست و با شاخصهای پایداری و استانداردهای محیط زیستی فاصلۀ زیادی دارد.در مجموع، سیاستهای کلان نقش بسیار مهمی در تحقق عدالت فضایی در کلانشهر تهران میتوانند ایفا کنند که تا کنون چندان این مهم اتفاق نیفتاده و تهران از نظر معیارهای عدالت فضایی شرایط چندان مطلوبی ندارد. به بیانی، میتوان گفت که سیاستهای کلان نتوانستهاند به بهبود شرایط کلانشهر تهران از نظر عدالت فضایی منجر شوند. بنابراین، نیاز است آسیبشناسی در مورد سیاستهای کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلانشهر تهران انجام پذیرد. در این پژوهش تلاش میشود علاوه بر مفهومسازی عدالت فضایی در کلانشهر تهران، نسبت به شناسایی آسیبهای سیاستهای کلان مدیریت شهری از نگاه عدالت فضایی اقدام شود. در مجموع، میتوان گفت که مسئلۀ اصلی تحقیق حاضر، پاسخ به این سؤال است: ابعاد و مؤلفههای شکلدهندۀ مفهوم عدالت فضایی در کلانشهر تهران چه مواردی هستند؟ و همچنین، یافتههای آسیبشناسی سیاستهای کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلانشهر تهران چگونه است؟مواد و روشهاهدف پژوهش حاضر، آسیبشناسی و تبیین سیاستهای کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلانشهر تهران است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی ـ توسعهای است و در زمرۀ پژوهشهای کیفی محسوب میشود. در این پژوهش، از روش نیمهساختاریافته با خبرگان و تکنیک تحلیل مضمون برای طراحی الگوی تحقیق استفاده شد. برای اینمنظور، با 24 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در شهرداری تهران که به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبۀ نیمهساختاریافته به عمل آمد. فرایند انجام مصاحبه تا مرحلۀ رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. همچنین، برای تحلیل دادهها از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد و مراحل کدگذاری به منظور شناسایی مضامین انجام پذیرفت.یافتههابراساس یافتهها، سه دسته عوامل شامل پیشایندها، عدالت فضایی و پسایندها برای الگوی تحقیق تعیین شد. همچنین، برای عدالت فضایی در کلانشهر تهران پنج بعد مادی، ارزشی، معرفتی، ایدئولوژیک و پایداری و 15 مؤلفه و 88 شاخص شناسایی شد. بعد مادی اشاره دارد که در کلانشهر تهران در توزیع خدمات و شرایط سکونت بین شهروندان باید عدالت برقرار باشد. به بیانی، تجمیع خدمات شهری در مناطق خاص و بیبهره ماندن دیگر مناطق و همچنین، فاصلۀ زیاد از نظر شرایط مسکن و دسترسی به زمین بین مناطق مختلف شهر با این بعد در تضاد است. بعد ارزشی نیز اشاره میکند که شهروندان در یک محیط اخلاقی که تفاوتهای فردی چندان تعیینکننده نیست و همه به عنوان یک شهروند محسوب میشوند، باید بتوانند آزادانه محل زندگی و شرایط استفاده از خدمات شهر را انتخاب کنند. بعد معرفتی (شناختی) نیز مربوط به مشارکت ذینفعان و گروههای مختلف ساکن در شهر در ایجاد طرحها و برنامههایی است که میتواند عدالت در شهر را تحت تأثیر قرار دهد. از طرفی، طرحها و سیاستهای مدیریت شهری باید برای شهروندان شفاف شود و آنها آموزشهای لازم را در این زمینه ببینند. بعد ایدئولوژیک نیز اشاره دارد که عدالت فضایی در سطح یک گفتمان و ایدئولوژی باید در تمامی طرحها و برنامههای شهری گنجانده شود و دغدغه و حساسیت نسبت به مفاهیم عدالت فضایی در بین آحاد شهروندان و مسئولان را نهادینه کند. همچنین، بعد ایدئولوژیک لزوم مشارکت کلیۀ ذینفعان در گفتمانسازی عدالت فضایی و گنجاندن آن در رویهها و روشهای مدیریت شهری را متذکر میشود. درنهایت، بعد پایداری اشاره دارد که بین مناطق مختلف شهر از نظر هزینههای اقتصادی و ظرفیت سازی برای شهروندان باید تناسبی قابل قبول وجود داشته باشد که زمینۀ رشد و توسعۀ مناطق ضعیفتر را فراهم کند. همچنین، ظرفیتآفرینی برای مسائل زیستمحیطی و اجتماعی نیز متناسب با شرایط مناطق مختلف باید انجام شود تا زمینۀ کاهش بیعدالتیها فراهم شود.همچنین براساس یافتهها، آسیبهای سیاستهای کلان مدیریت شهری (پیشایندها) در سه بعد مرحلۀ تدوین، مرحلۀ اجرا و مرحلۀ ارزیابی شامل 15 مؤلفه و 112 شاخص است. درنهایت، پسایندهای شناساییشده در دو بعد پسایندهای مدیریت شهری و پسایندهای ذینفعان شامل 4 مؤلفه و 17 شاخص است. براساس یافتههای پژوهش، در تمامی مراحل سیاستگذاری شامل تدوین، اجرا و نظارت و ارزیابی، از نظر خبرگان آسیبهایی مطرح شد. آسیبهای مرحلۀ تدوین عمدتاً مربوط به محتوا و رویکرد اتخاذشده در سیاستهای کلان مدیریت شهری و همچنین، برنامههای ایجادشده براساس آنها است که نمیتواند الزامات مورد نیاز برای تحقق عدالت فضایی را تأمین کند. مرحلۀ تدوین از این جهت بسیار مهم است که پایه و اساسی برای مراحل اجرا و ارزیابی و نظارت است و در صورتی که در آن ضعیف عمل شود، انجام درست مراحل بعدی نیز نمیتواند اتفاقات ارزشمندی را رقم بزند. مرحلۀ اجرا نیز یکی از مراحل مهمی است که متأسفانه در کلانشهر (حتی در کل کشور) در آن مشکلات متعددی وجود دارد و در موارد متعدد با وجود اینکه سیاستهای تدوینشده کیفیت قابل قبولی دارند، مرحلۀ اجرا بسیار ضعیف است. در حوزۀ مدیریت شهری تهران نیز این مسئله وجود دارد و اینکه سیاستها نمیتواند به تحقق عدالت فضایی منجر شود، به دلیل ضعف در اجرا است. مشکلات اجرای سیاستها از عملکرد مجریان و شهرداری تهران، تا مسائل بین سازمانی و محیطی و حتی مشکلات حاکمیتی و سیاسی را در بر میگیرد. درنهایت، متأسفانه در زمینۀ نظارت و ارزیابی بر سیاستهای مدیریت شهری نیز مسائل متعددی وجود دارد و اینکه چرا اهداف مربوط به عدالت فضایی محقق نمیشود و چه کسی مسئول عدم موفقیتها است، چندان مورد پیگیری قرار نمیگیرد. متأسفانه ساختار نظارت و ارزیابی چندان علمی و نظاممند نیست و نمیتواند مسیر اصلاح امور و بهبود مستمر در مسیر تحقق عدالت فضایی را هموار کند.همچنین در این پژوهش، مجموعهای از پسایندها برای عدالت فضایی شناسایی شد. تحقق عدالت فضایی در کلانشهر تهران میتواند نتایج ارزشمندی در زمینۀ مدیریت شهری و در ارتباط با ذینفعان مختلف از جمله شهروندان ایجاد کند و شهر را تبدیل به محیطی مناسب و مطلوب برای زندگی بهتر و به دور از آسیبهای مختلف اجتماعی کند. یافتههای تحقیق حاضر در عین همراستایی با نتایج تحقیقات پیشین، بسیار جامعتر است و توانسته تا حدود زیادی خلأ تحقیقاتی موجود را پوشش دهد.نتیجهگیرینتایج پژوهش نشان داد سیاستهای کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی با آسیبهای متعددی در مراحل تدوین، اجرا و ارزیابی روبهرو است. همچنین، تحقق عدالت فضایی میتواند نتایج ارزشمند متعددی در زمینۀ مدیریت شهری و تأمین خواستهها و انتظارات ذینفعان ایجاد کند. نتیجۀ این پژوهش شامل ایجاد یک الگوی جامع متشکل از پیشایندها، عدالت فضایی و پسایندها است که میتواند درک جامع و عمیقی نسبت به آسیبشناسی عدالت فضایی در سیاستهای کلان مدیریت شهری ایجاد کند. یافتههای پژوهش حاضر ضمن دانشافزایی در زمینۀ مبانی علمی عدالت فضایی و سیاستگذاری در این حوزه، میتواند توسط مدیران و سیاستگذاران حوزۀ مدیریت شهری در کلانشهر تهران جهت حرکت علمیتر و مناسبتر در مسیر تحقق عدالت فضایی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، این پژوهش تا حدودی خلأ تحقیقاتی موجود در زمینۀ مباحث عدالت فضایی را مرتفع کرد و مسیر تحقیقات گستردهتر را فراهم کرد. درنهایت، مهمترین محدودیت تحقیق حاضر این است که یافتهها مربوط به کلانشهر تهران است و قابل تعمیم به سایر شهرها و مناطق نیست.