شکاف میان دانش و عمل برنامهریزی شهری: یافتههایی از شرکتهای مهندسین مشاور تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.540516.1687چکیده
مقدمهدر سالهای اخیر، فاصلۀ چشمگیری میان دانشگاه و حرفه در عرصۀ برنامهریزی شهری در ایران مطرح شده و تردیدهایی نسبت به کارایی دانش صریح (نظریهها، مفاهیم و ...) در عمل حرفهای شکل گرفته است. در این پژوهش مقصود از دانش، دستهبندی آن در دو نوع دانش صریح و دانش ضمنی (تجربه، جهانبینی و ...) بوده است. دانش ضمنی، در مقابل دانش صریح، غیرقابل به سخن درآوردن است. منابع دانش صریح دانشگاهها، کنفرانسها، مقالات و کتابهای علمی و حرفهای، اوراق سفید دولتی و راهنماهای عمل هستند. منابع دانش ضمنی نیز بستر و شخص برنامهریز دانسته میشود. مقصود از عمل نیز آنچه بوده است که در حرفه به وقوع میپیوندد و به تولید محصول که طرحهای تهیهشده است، میانجامد. این پژوهش به پاسخ به چگونگی رابطة میان دانش و عمل برنامهریزی شهری در شرکتهای مهندسین مشاور با هدف شناسایی شکاف میان دانش و عمل برنامهریزی شهری پرداخته است.مواد و روشهادر این پژوهش، واحد تحلیل، شرکتهای مهندسین مشاور عضو جامعۀ مهندسین مشاور بوده است. در این بخش، نخست مدل مفهومی ـ عملیاتی پژوهش ارائه شده است. از آنجا که عمدۀ شرکتهای مهندسین مشاور (86 درصد) در شهر تهران مستقر هستند، این شهر بهمثابه مورد پژوهش اختیار شده است. رویکرد این پژوهش، کیفی و ماهیت آن، اکتشافی بوده است. راهبرد پژوهش نیز تحلیل مضمون و روش گردآوری دادهها، مصاحبۀ نیمهساختاریافته بوده است. جامعۀ مورد نظر پژوهش، شرکتهای مهندسین مشاور رتبۀ 1 شهرسازی مستقر در شهر تهران بهمثابه بدنۀ اصلی تهیۀ برنامههای شهری در ایران اختیار شده است و بر اساس نمونهگیری تصادفی، به دلایل عدم امکان برقراری ارتباط و عدم پذیرش درخواست مصاحبه، هفت شرکت، نمونۀ مورد بررسی را تشکیل دادهاند. مصاحبهها در بازۀ زمانی خرداد تا شهریور 1403 انجام پذیرفته است و مصاحبهشوندگان، مدیران عامل یا مدیران بخش شهرسازی شرکتهای یادشده بودهاند. پس از انجام مصاحبهها، فرایند کدگذاری بر اساس معیارهای این پژوهش برای تحلیل مضمون که به ترتیب اهمیت، تناسب با پرسش و هدف پژوهش، اهمیت مفهومی و پشتیبانی نظری بوده است، با ابزار نرمافزاری ATLAS.ti و Word انجام شده و درنهایت، 72 کد حاصل شده است. این کدها، با تأکید بر مفاهیم پرتکرار و عمیق، پایه استخراج زیرمضامین و مضامین با رویکردی ترکیبی (قیاسی و استقرایی) بر اساس مبانی نظری و مدل مفهومی ـ عملیاتی پژوهش (قیاسی) و دادهها (استقرایی) بودهاند.یافتههادر این بخش، مضامین و زیرمضامین رابطۀ تفصیلی دانش و عمل برنامهریزی شهری در شرکتهای مهندسین مشاور تهران ارائه شده است. مضامین شناساییشده، پیوند دانش صریح و عمل، پیوند دانش ضمنی و عمل، و پیوند توأمان دانش صریح و ضمنی (ترکیبی) و عمل هستند. بر ایناساس، رابطۀ دانش صریح و عمل در شرکتهای یادشده، اغلب در قالب تهیۀ طرحهای ویژۀ مبتنی بر دانش دانشگاهی و بهکارگیری صریح نظریه در طرحهای یادشده و نیز به صورت توأمان با دانش ضمنی در تهیۀ طرحهای متنوع، اخذ آنها از طریق مناقصات، آموزش به نیروها، بهکارگیری نظریه و تجربه در عمل، تهیۀ طرحها و حلّ پیچیدگیها با دانش نیروهای شرکت و نیز در خصوص بخش تخصصی آنها از طریق برونسپاری، تأمین نیرو با تأکید بر تجربه و شخصیت برنامهریز علاوه بر دانش دانشگاهی و از طریق آگهی و معرفی و اخذ طرحهای معمول و نوآورانه است. رابطۀ دانش ضمنی و عمل نیز اغلب از طریق یادگیری از اشتباهات و دیگران، داستانگویی، حلّ پیچیدگیها با مشورت با اشخاص مجرب شرکت، تهیۀ طرحهای معمول، مدیریت محدود دانش ضمنی در قالب استفاده از فرایند تهیۀ طرحهای معمول پیشین و موارد یادشدۀ توأم با دانش صریح است.نتیجهگیریدر پاسخ به پرسش پژوهش، رابطۀ دانش و عمل برنامهریزی شهری در شرکتهای مهندسین مشاور مبتنی بر هر دو نوع دانش است. رابطۀ دانش صریح و عمل بر مبنای دانش صریح دانشگاهی است و رابطۀ دانش ضمنی و عمل مبتنی بر تجربه در سطح فردی با تأکید بر بستر بهویژه بستر پیچیده تصمیمگیری است. در رابطۀ دانش و عمل برنامهریزی شهری شهر تهران، دانش ضمنی غالب است. این غلبه در سالهای اخیر به موجب تضعیف توان مالی شرکتهای مهندسین مشاور و مهارتمحوری در آنها، تشدید شده است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش باید اظهار کرد که رابطۀ دانش و عمل برنامهریزی شهری در شرکتهای یادشده نشاندهندۀ شکاف میان دانش صریح و عمل و نیز دانش ضمنی و عمل است. مقایسۀ بستر این پژوهش با ادبیات جهانی نشاندهندۀ آن است که رابطۀ دانش و عمل برنامهریزی شهری در کشورهایی که بستر این پژوهشها هستند، به میزان بیشتری مبتنی بر دانش صریح است. در خصوص تفاوتهای شکاف میان دانش صریح و عمل در آنها، در حالی که شکاف یادشده در شرکتهای مهندسین مشاور تهران عمدتاً ناشی از ضعف ساختاری از سوی نهادهای فرادست است، در بستر پژوهشهای جهانی بیشتر نشئتگرفته از ارتباط غیرارگانیک (ولی سیستماتیک) میان دانشگاه و حرفه است. تفاوت دیگر آن است که ارتباط سیستماتیک میان دانشگاه و حرفه در بستر پژوهشهای جهانی گستردهتر از ایران و شهر تهران است. تفاوت دیگر را نیز میتوان عدم تسلط ورودیهای حرفه بر فرایند تهیۀ طرح و ابزار سختافزاری و نرمافزاری آن در شهر تهران که در ادبیات جهانی اشارهای به آنها نشده است، دانست. شباهتهای شکاف میان دانش صریح و عمل در بسترهای یادشده را نیز میتوان عدم مطابقت این دانش با بستر تصمیمگیری از حیث حقوقی و رویهای و مشاهدۀ انتظار پیشبینیکنندگی و تجویز موردی از نظریهها در عمل برنامهریزی میان حرفهمندان اظهار کرد. در خصوص شکاف میان دانش ضمنی و عمل در آنها، بهمثابه تفاوت میتوان به رسمیت کمتر تجربه در عمل حرفهای در شهر تهران اشاره کرد. از شباهتهای مشاهدهشده نیز سیستم مدیریت دانش ضمنی حداقلی در حرفه و اتصال محدود آن به بدنۀ دانش است. از جمله پیامدهای نظری شکاف میان دانش و عمل برنامهریزی شهری در تهران، تضعیف اعتبار دانشگاه و پژوهشها است و از پیامدهای حرفهای آن، از دست رفتن نقش واسطهای برنامهریز میان دانش برنامهریزی شهری و اقدام در شهر است. سهم دانشی این پژوهش به عرصۀ برنامهریزی شهری را میتوان اثبات شکاف میان دانش صریح و عمل برنامهریزی شهری در شهر تهران و نیز شکاف میان دانش ضمنی و عمل برنامهریزی در این شهر دانست. همچنین، این پژوهش رابطۀ نظریه و عمل برنامهریزی در پژوهشهای خارجی و رابطۀ دانشگاه و عمل برنامهریزی با لحاظ تجربه در پژوهشهای دیگر را با افزودن مفاهیمی دیگر همچون شخص برنامهریز و مدیریت دانش ضمنی در خصوص شهر تهران یکپارچه کرده و به انجام رسانده است، و در واقع مفهومی گستردهتر از دانش صریح و دانش ضمنی را در رابطۀ دانش و عمل برنامهریزی در مورد پژوهش ارائه کرده است.