تحلیل نقش ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در ارتقای تاب‌آوری سکونتی با هدف کاهش پیامدهای انسانی بحران‌ها؛ مطالعۀ موردی: شهرک اکباتان تهران

نویسندگان

1 پژوهشگر دوره دکتری، گروه معماری، واحد شهر خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران

2 استادیار، گروه معماری، واحد یادگار امام خمینی‌(ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22034/uep.2025.533982.1666
چکیده

مقدمهپژوهش‌های نوین در حوزۀ برنامه‌ریزی شهری و مدیریت بحران نشان داده‌اند محیط‌های مسکونی با کیفیت ادراکی، عملکردی و زیباشناختی مطلوب، ضمن افزایش آستانۀ تحمل روانی ساکنان در شرایط اضطراری، انسجام اجتماعی را تقویت می‌کنند و از طریق شکل‌دهی شبکه‌های حمایتی و کنش‌های مشارکتی، زمینۀ کاهش خسار‌ت‌های انسانی را فراهم می‌سازند. بر این‌اساس، بررسی هم‌زمان ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی سکونتگاه‌ها نه‌تنها از منظر کارکردی، بلکه از دیدگاه تاب‌آوری ترکیبی ضرورت دارد؛ زیرا تمرکز صرف بر مقاومت سازه‌ای بدون توجه به شرایط زیستی، حسی و روانی قادر نیست تبیین جامعی از عملکرد سکونتگاه‌ها در دوران بحران ارائه دهد. سکونتگاه‌هایی که بر پایۀ رویکرد نظام‌مند، طراحی پیش‌نگرانه و استفاده از الگوهای معماری انعطاف‌پذیر شکل گرفته‌اند، معمولاً از ظرفیت‌های درونی برای جذب، مهار و بازسازماندهی در برابر اختلالات محیطی و اجتماعی برخوردارند. این ظرفیت‌ها می‌توانند در قالب الگوهای معماری سازگار با خطر، طراحی فضاهای باز چندمنظوره، شبکه‌های دسترسی منطقی، زیرساخت‌های تاب‌آور، و ارتقای کیفیت حس تعلق و انسجام محله‌ای تجلی یابند.در این‌میان، شهرک اکباتان به ‌عنوان یکی از نمونه‌های شاخص‌ شهرسازی مدرن ایران که در دهۀ ۱۳۵۰ با الگوی معماری مدرن و تراکم بالا احداث شده است، بستر مناسبی برای بررسی تجربی این مفاهیم فراهم می‌کند. ساختار بلوکی متنوع، فضاهای باز میان‌ساختمانی، چیدمان منظم معابر، و ویژگی‌های محیطی نسبتاً پایدار، این شهرک را به نمونه‌ای قابل‌ مطالعه در زمینۀ پیوند میان طراحی کالبدی، کیفیت محیطی و تاب‌آوری سکونتی بدل ساخته است. از سوی دیگر، تحولات اجتماعی دهه‌های اخیر، افزایش تراکم جمعیت، تغییر الگوی مالکیت و بروز چند رخداد اضطراری محدود، امکان تحلیل چندلایه ارتباط میان عوامل محیطی و پیامدهای انسانی بحران‌ها را در این محله مهیا ساخته است. در این چارچوب، پرسش اصلی تحقیق آن است که ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در مجتمع‌های مسکونی بزرگ‌مقیاس شهری نظیر شهرک اکباتان، چگونه و تا چه میزان می‌توانند در ارتقای تاب‌آوری سکونتی و کاهش پیامدهای انسانی بحران‌ها نقش‌آفرینی کنند.مواد و روش‌هااین تحقیق با رویکرد ترکیبی (Mixed Methods) و در دو بخش کمی و کیفی طراحی شده است تا از یک سو، روابط علّی میان متغیرها با روش‌های آماری پیشرفته آزمون شود و از سوی دیگر، شواهد عینی محیطی برای تکمیل داده‌های ادراکی گردآوری شود.در بخش کمی، از مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. جامعۀ آماری پژوهش کلیۀ ساکنان شهرک اکباتان تهران با جمعیت تقریبی ۵۱,۲۴۵ نفر بود. حجم نمونه با بهره‌گیری از فرمول کوکران و سطح اطمینان ۹۵ درصد، ۳۸۳ نفر برآورد شد. به‌ منظور دستیابی به توزیع متوازن پاسخ‌دهندگان، نمونه‌گیری به صورت تصادفی طبقه‌ای و متناسب با جمعیت سه فاز شهرک انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه ساخت‌یافته و پژوهشگرساخته بود که روایی محتوایی آن با نظر خبرگان حوزه‌های شهرسازی، طراحی کالبدی و مدیریت بحران تأیید شد. پایایی ابزار نیز با محاسبۀ آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی (CR) و میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) مورد سنجش قرار گرفت. تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SmartPLS و در دو سطح انجام شد: نخست اعتبارسنجی مدل اندازه‌گیری با استفاده از شاخص‌های CFA‏، AVE‏،  CR و HTMT و سپس ارزیابی مدل ساختاری از طریق ضرایب مسیر، R²‏، Q²‏، f² و شاخص‌های برازش کلی.    در بخش کیفی، به ‌منظور تکمیل و اعتبارسنجی یافته‌های پرسشنامه‌ای، بررسی میدانی گسترده صورت گرفت. این بررسی شامل مشاهدۀ مستقیم، برداشت عینی، عکاسی تحلیلی از کالبد فضاها و مستندسازی تصویری در هر سه فاز شهرک بود. تصاویر گردآوری‌شده وضعیت واقعی عناصر کالبدی و محیطی از جمله تراکم بلوک‌ها، نحوۀ قرارگیری ساختمان‌ها، مسیرهای دسترسی اضطراری، فضاهای باز، کیفیت مبلمان شهری و مسیرهای پله را نشان می‌داد. تحلیل کیفی با رویکرد تفسیری و تمرکز بر معیارهای معماری و شهرسازی صورت گرفت تا قوت‌ها و ضعف‌های کالبدی و محیطی شهرک در ارتباط با تاب‌آوری سکونتی شناسایی شود. ادغام داده‌های کمی و کیفی موجب شد که شاخص‌های فنی و کالبدی تنها بر مبنای ادراک ذهنی ساکنان سنجیده نشوند، بلکه با شواهد میدانی و داده‌های عینی تکمیل و اعتبارسنجی شوند. این رویکرد ترکیبی ضمن رفع ضعف‌های احتمالی روش پرسشنامه‌ای، امکان دستیابی به نتایجی معتبر، جامع و قابل تعمیم را فراهم ساخت.یافته‌هانتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی هر دو به‌ طور مستقیم و مثبت بر تاب‌آوری سکونتی اثرگذار هستند و تاب‌آوری سکونتی نیز به ‌عنوان متغیر میانجی نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش پیامدهای انسانی بحران‌ها ایفا می‌کند. ضرایب مسیر و شاخص‌های برازش مدل، معناداری این روابط را تأیید کردند. عناصر کلیدی شامل چیدمان فضایی منظم، شبکۀ دسترسی اضطراری کارآمد، کیفیت زیرساخت‌ها، آسایش محیطی، امنیت و حس ایمنی، و وجود فضاهای عمومی فعال، بیشترین ظرفیت اثرگذاری را در ارتقای تاب‌آوری سکونتگاه‌های شهری داشتند.    مقایسۀ میان فازهای شهرک نشان داد فازهایی که دارای طراحی بازتر، شبکۀ معابر منظم‌تر، فضاهای باز چندمنظوره و کیفیت محیطی بالاتر هستند، از تاب‌آوری بیشتری برخوردارند. در مقابل، فازهایی با تراکم کالبدی بالا، ضعف در خدمات اضطراری، یا انسداد فضایی، در سناریوهای بحرانی آسیب‌پذیری بیشتری را تجربه می‌کنند. این یافته‌ها با مطالعات داخلی همسو است؛ از جمله تحقیق مقدسی و همکاران (2023) در برج بین‌المللی تهران که نقش طراحی بیوفیلیک را در ارتقای تاب‌آوری برجسته کرده و پژوهش حبیب‌زاده (2024) که اثر فرسودگی کالبدی و عرض معابر را در کاهش تاب‌آوری محلات ارومیه نشان داده است. همچنین، همخوانی نتایج با مطالعات بین‌المللی نظیر غفاریان و همکاران (۲۰۲۵) در استانبول و مولیگان و همکاران (۲۰۲۲) دربارۀ زیرساخت‌های سبز و انطباق‌پذیر، جایگاه یافته‌های این تحقیق را در ادبیات جهانی تاب‌آوری مسکونی تثبیت می‌کند.نتیجه‌گیریپژوهش حاضر نشان می‌دهد ارتقای تاب‌آوری سکونتی در بافت‌های متراکم شهری مستلزم توجه هم‌زمان به ابعاد فنی، اجتماعی و محیطی است. عناصر کالبدی در صورتی می‌توانند آثار انسانی بحران‌ها را کاهش دهند که با کیفیت محیطی مناسب و شبکه‌های اجتماعی پویا همراه باشند. بر اساس یافته‌های تحقیق، راهبردهای پیشنهادی برای ارتقای تاب‌آوری سکونتی در اکباتان و بافت‌های مشابه در چهار محور قابل پیگیری است:    ۱. تقویت زیرساخت‌ها و بازطراحی سلسله‌مراتب معابر برای بهبود دسترسی اضطراری و نوسازی تجهیزات زیربنایی؛۲. ارتقای کیفیت محیطی از طریق طراحی فضاهای عمومی فعال، نورپردازی ایمن، بهبود مبلمان شهری و خدمات نگهداری مستمر؛۳. مداخلات نرم‌افزاری نظیر آموزش ساکنان، تقویت شبکه‌های اجتماعی غیررسمی، ارتقای حس تعلق و مشارکت اجتماعی؛۴. بازنگری الگوهای کالبدی مجتمع‌های بلندمرتبه با تأکید بر اصول تاب‌آوری فضایی، انعطاف‌پذیری عملکردی و پیش‌بینی سناریوهای بحران.نوآوری اصلی این پژوهش در ترکیب تحلیل‌های کمی (مدل‌سازی معادلات ساختاری) با شواهد کیفی میدانی و نیز مقایسۀ تطبیقی میان فازهای شهرک اکباتان است که امکان شناسایی دقیق ضعف‌ها و قوت‌های طراحی فضایی را فراهم می‌کند و الگویی بومی برای ارزیابی تاب‌آوری سکونتی در بافت‌های متراکم ایرانی ارائه می‌دهد. این نتیجه‌گیری ضمن تأکید بر پیوند میان کالبد، کیفیت محیطی و پیامدهای انسانی، نشان می‌دهد مدیریت تاب‌آوری سکونتی باید به صورت یکپارچه و میان‌رشته‌ای به ابعاد فنی، اجتماعی و فضایی توجه کند و می‌تواند به عنوان الگویی راهبردی برای سایر کلان‌شهرهای ایران در مواجهه با بحران‌های آتی مورد استفاده قرار گیرد.