مقایسۀ تطبیقی ساختار اقتصاد دستفروشی در شهرهای مذهبی ایران و عراق (دستفروشان بازار رضا(ع) مشهد (ایران) و بازار امام صادق(ع) کربلا (عراق))
نویسندگان
1 دانشیار، گروه آموزش جغرافیا، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22034/uep.2025.521907.1640چکیده
مقدمهمطالعۀ ساختار اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی از جمله پژوهشهای نوینی است که شناخت کارکردهای ساختاری آن در بدنۀ شهرهای مذهبی ایران و تطبیق آن با شهرهای مذهبی خارج از کشور، میتواند برنامهریزی مدیریتی آن را نظاممند کند. پژوهش حاضر به لحاظ روش مطالعه و تطبیق شرایط اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی در دو کشور مجزا، مطالعهای نو محسوب میشود. در واقع، نوآوری پژوهش حاضر در مطالعۀ ساختار اقتصاد غیررسمی دو شهر مذهبی مهم در دو کشور مجزا با روش دادهبنیاد است. این پژوهش با هدف شناخت تفاوتهای اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی ایران و عراق، نظام ساختاری اقتصادهای معیشتی وابسته به دستفروشی در پیرامون اماکن زیارتی را تبیین کرده است. مطالعۀ حاضر، به بررسی تطبیقی ساختار اقتصاد غیررسمی مبتنی بر دستفروشی در پیرامون اماکن زیارتی شهر مشهد ایران (بازار امام رضا(ع)) و شهر کربلا عراق (بازار امام صادق(ع)) میپردازد و ویژگیهای آن را تفسیر میکند. به این دلیل، بنیان سؤال پژوهش بر این مبنا نهاده شده است که اساس ساختار تطبیقی اقتصاد غیررسمی مبتنی بر دستفروشی در شهرهای مشهد و کربلا چگونه است و کدام تشابه و تفاوتهای کارکردی را دارد؟ این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری اقتصاد غیررسمی و روششناسی مبتنی بر پدیدارشناسی، اقتصاد غیررسمی دستفروشان شهر کربلای عراق را با دستفروشان شهر مشهد در مدل زمینهگرا مقایسۀ تطبیقی کرده است.مواد و روشهامبنای روش تحقیق در پژوهش حاضر، از نوع کیفی مبتنی بر مطالعۀ پدیدارشناسانۀ تفسیری است که روش گردآوری اطلاعات به شیوۀ میدانی از طریق مصاحبۀ نیمهساختاریافته و مشاهدۀ محیطی (تجربۀ زیسته) بوده است. جامعۀ هدف، دستفروشان سیار مستقر در بازار و پیرامون اماکن زیارتی شهرهای مذهبی هستند که در حجم نمونهای حدود 50 مورد (30 دستفروش در مشهد و 20 دستفروش در کربلا) به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انجام گرفته است. واحد و محدودۀ جغرافیایی مورد مطالعه، بازار امام صادق(ع) در شهر کربلا واقع در کشور عراق و بازار امام رضا(ع) در شهر مشهد کشور ایران است. ویژگیهای مشترک این دو شهر در پذیرش گردشگران ایرانی (زائران) و حجم مبادلۀ کالایی، عاملی بر انتخاب این دو شهر بوده است. با توجه به تراکم زمانی زائران در شهرهای کربلا و مشهد، مقیاس زمانی مورد مطالعۀ بازار امام صادق(ع) در کربلا، بهمن 1403 و بازار امام رضا(ع) در شهر مشهد تابستان 1403 بوده است. تجزیهوتحلیل دادهها به شیوۀ زمینهای مبتنی بر فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته و در نهایت، مقولهبندی تطبیقی شکل یافته است. روایی پژوهش حاصل، از طریق اشباع نظری بوده که با انباشت اطلاعات مشابه و نبود پاسخ جدید با تکراری شدن پاسخها فرایند جمعآوری منقطع، طبقهبندی و ساماندهی دادهها صورت پذیرفت.یافتههابا توجه به سطح مطالعه و محدودیت زمانی حضور در شهر کربلا در کشور عراق و شهر مشهد ایران، یافتههای حاصل از گزارهها و مقولههای استخراجشده، مشاهده و تجربۀ زیستۀ مستمر بازارهای مورد مطالعه، آنچه در تطبیق نظام دستفروشی شهرهای کربلا و مشهد حاصل میشود، این است که نظام دستفروشی در شهرهای کربلا و مشهد اقتصاد معیشتی وابسته به بنکداران بوده و بر تأمین نیازهای خانواده مبتنی است. این نسبت در شهر کربلا با توجه به ساختار سنی دستفروشان، ابعاد فردی بیشتری دارد. دستفروشان هر دو شهر (کربلا و مشهد) عمدتاً از طبقۀ پایین جامعه و ساکن در مناطق حاشیهای و کمبرخوردار شهر هستند که از نظر درآمد به دستفروشی وابستگی کامل دارند. کیفیت محیط و کالا در نظام دستفروشی شهرهای مورد مطالعه عمدتاً بر کالاهای رسوبی و کمکیفیت مبتنی است که سطح ارزانی، امکان چانهزنی مشتری بر سر قیمت، حجم تهیۀ سوغات توسط زائران (گردشگران) عامل جذب مشتری است. نظام کالایی دستفروشان شهر مشهد عمدتاً به تولیدات داخلی و چینی وابسته است که تولیدکنندگان داخلی اطراف بازار و کارگاههای تولیدی پیرامون مشهد هستند. اما در شهر کربلا این نسبت به تولیدات و واردات خارجی کمکیفیت مانند چین، ترکیه، ایران و بخش کوچکی از تولیدات عراق و کشورهای حاشیۀ خلیجفارس (با برند عربی) وابسته است. ساختار مشتریان دستفروشی در هر دو شهر مشهد و کربلا با تکیه بر زائران (گردشگران مذهبی) بنیان نهاده شده که این نسبت در شهر مشهد عمدتاً به گردشگران داخلی (ایرانی) و در شهر کربلا بیشتر به گردشگران خارجی ایران، و پاکستان، و افغانستان، آذربایجان با تمرکز زائران ایرانی وابسته است. کیفیت محیطی در شهر مشهد نسبتاً مناسب و مبتنی بر طراحی شهری است. این نسبت در بازار کربلا در وضعیت نامناسب، آشفته و متراکم قرار گرفته است که بهداشت محیطی مناسب ندارد. نظام توزیع و فروش کالا در شهرهای مشهد و کربلا تقریباً دارای ساختار یکسانی است با این تفاوت که در شهر مشهد نظام چندتوزیعی منطبق بر تعدد عمدهفروشان و در شهر کربلا منحصر به چند عمدهفروش و کاسبان رسمی بازار است. ارتباط و تعامل دستفروشان شهر مشهد با کاسبان رسمی با توجه به پذیرش فروش کالاهای رسوبی آنان متعامل همراه با تنشهای موردی است. این مهم در شهر کربلا بر نظام عشیرهای و فامیلی منطبق است که در تعامل مناسب با کاسبان رسمی قرار دارد. نظام پولی و مبادلهای کالا در شهر مشهد مبتنی بر فروش نقدی یا کارتخوان به صورت ریالی یا ارزی است که این مورد در شهر کربلا منطبق بر نظام صرفاً نقدی منطبق بر دینار، ریال و دلار است. مدیریت شهری در هر دو شهر در مواجهه با دستفروشان از اهرمهای قهری استفاده میکند و سعی بر کنترل از طریق جمعآوری آنان را دارد. نسبت این مهم در شهر مشهد با گرایش به سمت ساماندهی، هدایت، تخصیص فضا حرکت کرده، ولی در شهر کربلا منطبق بر برخورد قهری نسبتاً شدید توسط پلیس (شرطهها) است.نتیجهگیرینتایج نهایی این پژوهش نشان میدهد ساختار کارکردی دستفروشان شهرهای مذهبی ایران و عراق (مشهد و کربلا) در بعد زنجیرۀ نهایی (دستفروشان) دارای ساختار یکسان بوده که در تعامل با کاسبان و مشتریان قرار دارد؛ لذا علیرغم تفاوتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای ایران و عراق، کارکرد دستفروشان الگوی همسان با تفاوتهای محدود دارد که این تفاوت ناشی از ساختار سنی دستفروشان، نظام عشیرهای و قبیلهای، وابستگی و انحصار، کیفیت محیطی، تخصیص فضا و نوع کالا است. با توجه به ساختار پژوهش حاضر که بر مقایسۀ تطبیقی ساختار عملکردی دستفروشان تمرکز داشته است، پیشنهاد میشود سایر ابعاد دستفروشی مانند شبکۀ عملکردی، نظام زنجیرۀ تأمین و عرضۀ کالا در قالب پژوهشهای بنیادی و کاربردی نظام دانشگاهی مطالعه شود تا جریانهای اقتصادی آن بیشتر تبیین شود.