چالش سیاسی تروریسم و دولت کانادا: مطالعه موردی روابط کانادا با ایران
نویسندگان
1 دکترای حقوق بین الملل دانشگاه پیامنور تهران
2 دکترای حقوق بین الملل - عضو هیات علمی و معاون آموزش دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه
doi
10.22054/tssq.2017.11585.94چکیده
نحوه برخورد دولتها با دعاوی قربانیان حوادث تروریستی از مهمترین مسایل سیاسی روز است. از آنجا که دولت کانادا از مدعیان مبارزه با تروریسم میباشد؛ راهبردهای سیاسی حاکم بر این دولت در جهت پاسخگویی به بازماندگان وقایع تروریستی حایز اهمیت است. بهنظر میرسد این دولت بجای برخورد با دولتهای حامی تروریسم؛ با متهم نمودن دولت ایران در واقع عمدهترین اقدام خود را علیه یکی از قربانیان انجام داد. در تحلیل این عمل دولت کانادا با استفاده از نظریه باری بوزان راجع به امنیت، یافتههای این مقاله نشان میدهد که کانادا با بهرهگیری از سیاستهایی همچون تعریف خاص از دولت حامی تروریسم بینالملل و تلقی دولت ایران بهعنوان بزرگترین آنها؛ قطع رابطه دیپلماتیک با ایران؛ سلب مصونیت و توقیف اموال دولت و نهادهای دولتی ایران در کانادا بهنفع قربانیان حوادث تروریستی سرزمینهای اشغالی فلسطین و لبنان با آمریکا و اسرائیل همراهی نموده است. با توجه به نظریه ﺑﻮزان در مورد ﻣﻌﻤﺎی اﻣﻨﻴﺖ و ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ و ﺗﻨﺎﻗﻀﺎت ﻧﻬﻔﺘﻪ در اﻧﺘﺨﺎبﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ پیرامون آن عملکرد کانادا راجع به سلب مصونیت دولت ایران در حقوق بینالملل قابل دفاع نمیباشد. در این نوشتار بهدنبال پاسخ به این پرسش اصلی هستیم؛ که دلیل اصلی اقدام دولت کانادا علیه دولت ایران چیست؟ این بررسی بر اساس نظریه باری بوزان و با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی انجام گردید.