تبیین ابعاد فقهی، حقوقی و اخلاقی پروژههای کلانمقیاس شهری
نویسندگان
1 دانشیار گروه شهرسازی دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 استادیار گروه شهرسازی دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
3 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22034/uep.2025.515375.1622چکیده
مقدمهدر سالهای اخیر، پروژههای کلانشهری در سطح جهان گسترش یافتهاند. این روزها، این روند در ایران نیز مشاهده میشود. این پروژهها، به همراه نقش بنیادین و انکارناپذیر خود در هویت فرهنگی و ملی شهرها، به توسعۀ شهر، ایجاد زیرساخت و ارتقای جایگاه شهر کمک میکنند. در اینمیان، وظیفۀ سازندگان شهر این است که توازن میان توسعههای صنعتی و نیازهای انسانی برقرار کنند و راهی را برای غلبه بر توسعههای صنعتی از یک سو و پاسخ به تمامی نیازهای انسانی از سوی دیگر پیدا کنند. بر ایناساس، یکی از ایدههای مطرحشده برای طراحی شهر، سازههای کلان است. این پروژهها همواره در ابعاد مختلفی نظیر اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی مورد انتقاد قرار گرفتهاند. پروژههای کلان پیامدهای مثبت و منفی متعددی را شناسایی کردهاند، اما به دلیل رقابت میان کشورها در زمینۀ توسعه و جذب سرمایه، این محیط رقابتی قابل اجتناب نیست. نوآوری این پژوهش این است که رویکرد فقهی را برای پاسخ به مسئلۀ پروژههای کلانشهری اتخاذ کرده است که رویکردی نو برای این کار به شمار میآید. هدف این مطالعه نیز استخراج اصول فقهی و اخلاقی در پروژههای کلانشهری است.مواد و روشهاروش تحقیق فعلی توصیفی ـ تحلیلی از نوع تحقیق کاربردی است. پس ابتدا برخی شاخصها شناسایی شدهاند. این دادهها در براساس مطالعات کتابخانهای و مقالات علمی جمعآوری شدهاند، همچنین با بررسی نمونهها جمعآوری شدهاند. به اینمنظور، اصول فقهی، قانونی و اخلاقی مختلف در حوزۀ کلان پروژهها استخراج و براساس مدل مفهومی ارائه شدهاند. در مرحلۀ بعد، شاخصهای یادشده دستهبندی شده؛ و در مرحلۀ آخر، مؤلفهها و زیرمؤلفههای مؤثر بر ساخت هر کلان پروژه در شهرهای ایرانی ـ اسلامی به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفته است. در زمینۀ بررسی ابعاد فقهی، قانونی و اخلاقی مختلف در کلان پروژهها، از روش تطبیقی و تحلیل محتوای متون استفاده شده است.یافتههادر مرحلۀ اول بهکارگیری مدل مفهومی در این تحقیق، مشخص شد که بر اساس جهان بینی اسلامی، چنین باورها و ارزشهایی اصول شهرها را تشکیل میدهند و بر کیفیت زندگی مردم تأثیر میگذارند. در این راستا، پروژههای کلان نیز در سرتاسر جهان، از جمله ایران، محبوبیت یافته و نقش تعیینکنندهای در ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فناوری در مقیاس محلی، منطقهای و جهانی بازی کردهاند و بر اساس مدلهای رقابت و رویکرد جهانی شدن، باید این باورها و ارزشهای اسلامی را دنبال کنند. بنابراین، بر اساس متونی که در این مطالعه ارائه شده، میتوان گفت که اگر بخواهیم شهر امروزی را به رنگ اسلامی ـ ایرانی درآوریم و هویت گمشدۀ آن را بازگردانیم، باید از علم فقه و حقوق دینی کمک بگیریم. به عنوان مثال، در فرایند قانونگذاری و برنامهریزی و اجرای پروژهها در زمینۀ برنامهریزی شهری، منافع عمومی از منافع فردی مهمتر است. همچنین، مواردی نظیر کاهش حریم خصوصی، ایجاد میکرواقلیم و سایهاندازی به خانههای اطراف، افزایش تراکم جمعیت، آلودگی محیط زیست و ترافیک میتوانند بر مناطق همجوار تأثیر منفی بگذارند و بر ساختار و عملکرد شهر و چشمانداز آن تأثیر بگذارند. همچنین مشخص شد که انجام اقداماتی که به دیگران آسیب میزند و با ساختوساز غیرمجاز، چشمانداز ذهنی شهروندان را تخریب میکند، در تناقض با قوانین است. در نهایت، روشن شد که میتوان به آرا و روایاتی که از قواعد فقهی مانند تسلط، عدالت و حقوق مردم و محیط زیست استخراج میشود، تکیه کرد.نتیجهگیریدر جهانبینی اسلامی باورها، اعتقادات و ارزشهای اسلامی، شاکلۀ ایجاد شهرهایی متناسب با کیفیت متناسب با زندگی مردمانش است. در این راستا و در دهههای اخیر، مگاپروژهها به عنوان ابرساختارهایی که در سرتاسر دنیا و از جمله کشور ایران هم رواج پیدا کردهاند، و در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فناوری در مقیاس محلی، منطقهای، جهانی و مبتنی بر الگوهای رقابت و رویکرد جهانی شدن نقش تعیینکننده یافتهاند، باید که از این باورها، اعتقادات و ارزشهای اسلامی تبعیت کنند. چنانچه بخواهیم شهرسازی امروز را رنگ و بوی اسلامی ـ ایرانی ببخشیم و هویت ازدسترفتۀ آنها را برگردانیم، ناگزیریم که از علم فقه و قوانین شریعت کمک بگیریم. مسئلۀ اصلی پژوهش پیش رو، جایگاه قواعد فقهی در پروژههای بزرگمقیاس شهری و آسیبهای ساخت پروژههای بزرگمقیاس از منظر فقه و اخلاق اسلامی بوده که در اینجا با سه دسته از مؤلفهها: احکام و قواعد فقهی، اصول اخلاقی و احکام حقوقی روبهرو هستیم که در قالب مدل مفهومی ارائه شد. این چارچوب میتواند راهگشای پروژههای بزرگمقیاس باشد تا نه تنها از نظر اقتصادی و مالی سودآور باشند، بلکه به تولید فضاهایی عادلانه، انسانی، و با احترام به اصول اسلامی منجر شوند و با لحاظ کردن آموزههای اسلامی، طرحهایی مطابق با فرهنگ و نیازهای جامعۀ ایرانی ارائه دهند، چراکه هماکنون اغلب مگاپروژههای شهری در ایران ماهیتی متعارض با اصول شهرسازی و معماری شهر ایرانی اسلامی دارند. بنابراین، واکنش مناسب و مؤثر در ارتقای مفهوم مگاپروژه در سایۀ استفاده از اصول سهگانۀ قواعد فقهی، اصول اخلاقی و احکام حقوقی است که با کاربست متغیرهای سازنده هریک میتوان جنبهای از ابعاد مگاپروژه را تقویت کرد و کیفیت مطلوبی را برای این پروژههای کلان در مقیاس خرد و سپس در مقیاس بزرگتر شهری رقم زد.