سنجش اثرات قابلیتهای پردیسهای دانشگاهی بر محیط شهری در راستای شکلگیری دانشگاه مسئولیتپذیر اجتماعی (موردپژوهی: محدودۀ خیابان کارگر شمالی)
نویسندگان
1 دانشیار رشتۀ شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی شهری، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استاد تمام رشتۀ شهرسازی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.518410.1634چکیده
مقدمهدر سالهای اخیر، دانشگاهها به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شهر، نقش بسزایی در رشد و توسعۀ شهری ایفا میکنند و تعامل آنها با شهرها به یک رابطۀ متقابل و همافزا بدل شده است. بسیاری از شهرها برای مقابله با چالشهای اقتصادی و اجتماعی خود بر دانشگاههای خود تکیه میکنند و دانشگاهها نیز در راستای تحقق اهداف و سیاستهای دانشگاهی، به همکاری نزدیک با شهرها نیازمندند. از سوی دیگر، در روند سیر تکاملی نسلهای دانشگاهی، دانشگاههای نسل چهارم که با تعابیر مختلفی از جمله دانشگاه مسئولیتپذیر اجتماعی یاد میشوند، به دنبال پاسخگویی به نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. در این میان، پردیسهای دانشگاهی مجموعه فضاهای باز و بستۀ دانشگاهی ظرفیتهای بسیاری در جهت اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون خود دارند. با اینحال در ایران، اغلب این فضاها در فضایی محصور از بافت شهری مستقر شدهاند و ارتباط محدودی با محیط پیرامون خود دارند و این قابلیتها بالفعل نشدهاند. محدودۀ محور کارگر شمالی در منطقۀ 6 تهران، میزبان چندین پردیس دانشگاهی است که با توجه به موقعیت و استقرار آن در یکی از هستههای مرکزی شهر تهران، واجد ظرفیتهای بینظیری در حوزۀ تعامل و پیوند شهر و دانشگاه است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی مؤلفهها و شاخصهای اثرگذاری قابلیتهای پردیسهای دانشگاهی در دو بعد اجتماعی و اقتصادی و اثرسنجی این قابلیتها در محدودۀ محور کارگر شمالی، در صدد برداشتن گامی کوچک در حوزۀ مطالعات پیوند دانشگاه و شهر در راستا حرکت دانشگاههای ایران به سوی دانشگاه مسئولیتپذیر اجتماعی است.مواد و روشهاپژوهش حاضر از نظر هدف، در زمرۀ مطالعات کاربردی قرار دارد و برای دستیابی به هدف خود، از روششناسی کمّی بهره میگیرد. در مرحلۀ نخست، به کمک مطالعات کتابخانهای و اسنادی، قابلیتها و مؤلفههای اثرگذار دانشگاه بر محیط شهری استخراج شد. سپس، بر اساس این مؤلفهها، ظرفیتهای بالقوۀ مرتبط با هر قابلیت در محدودۀ مطالعاتی مد نظر با بهرهگیری از مشاهدات میدانی و انجام مصاحبه با دانشگاهیان و اعضای جامعۀ محلی صورت گرفت. در مرحلۀ بعد، به منظور تحلیل و سنجش اثر قابلیتها بر محیط پیرامونی، ابتدا برای هر قابلیت شاخصهایی متناسب با ماهیت آن تعیین شد و از روش تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویتبندی شاخصها استفاده شد. به اینمنظور، پرسشنامهای شامل مقایسات زوجی میان شاخصها طراحی شده و توسط پنل خبرگان تکمیل و دادههای حاصل، با استفاده از نرمافزار Expert Choice تحلیل شدند. در ادامه، برای استانداردسازی مقادیر و یکسانسازی مقیاس شاخصها، از روش نرمالسازی استفاده شد. در ادامه، شاخص ترکیبی برای تلفیق مقادیر چند شاخص به یک مقدار واحد محاسبه شد که این محاسبات برای ۳۶۹ (تعداد بلوک محدودۀ مورد مطالعه)، در محیط نرمافزار Excel انجام شد. در گام نهایی، دادههای بهدستآمده در محیط GIS پردازش شده و با بهرهگیری از روشهای تحلیل آمار فضایی نظیر تحلیل لکههای داغ (HotSpot Analysis) و چگالی کرنل (Kernel Density)، شدت و توزیع اثرگذاری هر قابلیت در فضا مشخص شده و به اینترتیب، هدف پژوهش محقق شده است.یافتههایافتههای حاصل از تحلیلهای آمار فضایی نشان میدهد میزان اثرگذاری قابلیتهای مورد بررسی در محدودۀ مطالعاتی، دارای پراکنش فضایی مشخص در هر قابلیت است. بیشترین میزان اثرگذاری قابلیت توسعۀ فرهنگ و هنر در سه هستۀ اصلی (محدودۀ پارک لاله، پردیس شمالی دانشگاه تهران و پردیس علوم اجتماعی)، قابلیت ارتقای سلامت عمومی در دو محدودۀ شاخص (تقاطع محور جلال آل احمد و کارگر شمالی و محدودۀ بیمارستان امام خمینی)، قابلیت ارتقای آموزش، مهارتافزایی و اشتغالزایی در هستۀ مرکزی محدوده (محدودۀ محور جلال آل احمد) و قابلیت افزایش نوآوری و کارآفرینی در امتداد محور کارگر شمالی و پیرامون هستههای نوآور آموزشی، پژوهشی و درمانی متمرکز شده است. این توزیع فضایی در هر قابلیت بیانگر آن است که هر یک از آنها، متناسب با زیرساختها و فعالیتهای موجود در محدوده، الگوی خاصی از اثرگذاری فضایی را شکل دادهاند که میتواند در برنامهریزیهای آتی برای پیوند بهتر دانشگاه و محیط شهری مورد استفاده قرار گیرد.نتیجهگیریاین پژوهش به بررسی ظرفیتها و قابلیتهای اجتماعی و اقتصادی پردیسهای دانشگاهی و تأثیر آنها بر محیط پیرامونی، محدودۀ امیرآباد ـ فاطمی، پرداخته شد. نتایج نشان میدهد پردیسهای دانشگاهی در بعد اجتماعی میتوانند از طریق توسعۀ فعالیتهای فرهنگی ـ هنری، گسترش خدمات سلامتمحور، ارتقای آموزش و یادگیری نقش مؤثری در بهبود کیفیت، سرزندگی و افزایش مشارکت اجتماعی محیط شهری ایفا کنند. همچنین، در بعد اقتصادی با فراهمسازی بسترهای اشتغالزایی، تقویت کسبوکارها، مهارتآموزی و کارآفرینی سبب پویایی اقتصادی در سطح محلی شوند. تحلیل یافتهها بیانگر آن است که محور کارگر شمالی، به واسطۀ موقعیت مکانی خاص خود، ظرفیت تبدیل شدن به محوری تعاملی میان دانشگاه و جامعۀ محلی را دارد که میتواند به عنوان حلقۀ اتصالی میان دانشگاههای مختلف واقع در محدوده و محیط شهری عمل کند. از سوی دیگر، هر پردیس دانشگاهی در محدوده، با توجه به ویژگیهای منحصربهفرد خود، توان ایفای نقش در پاسخ به نیازهای محلی را دارد؛ از جمله پردیس شمالی دانشگاه تهران در زمینۀ توسعۀ فرهنگی ـ ارتقای سلامت همگانی ـ ارتقای نوآوری، پردیسهای علوم پزشکی در توسعۀ سلامت و گسترش فعالیتهای بهداشتی ـ درمانی، پردیس علوم اجتماعی در توسعۀ فرهنگی ـ اجتماعی و حل چالشهای اجتماعی و پردیس دانشگاه تربیت مدرس در ترویج آموزش و مهارتافزایی میتوانند اثرگذار باشند. بر ایناساس، دانشگاهها با بهرهگیری از این ظرفیتها و ایفای نقش فعال در حوزههای گوناگون، بهتدریج با محیط شهری پیرامون خود پیوندی عمیق برقرار میکنند و از نهادهای صرفاً آموزشی ـ پژوهشی به کنشگرانی اجتماعی بدل میشوند که متعهد و پاسخگو به نیازها و چالشهای محلی هستند. این روند، گامی مؤثر در جهت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاههاست و آنها را به بازیگرانی کلیدی در توسعۀ پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس محله و شهر تبدیل میکند.