بهرهگیری تطبیقی از الگوریتمهای اجماعسازی مبتنی بر بلاکچین در اقتصاد دیجیتال، برای ایجاد اجماع نظر نخبگانی در شهرسازی راهبردی
نویسندگان
1 دانشیار گروه شهرسازی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 کارشناس ارشد معماری اسلامی، گروه هنر و معماری اسلامی، دانشکدۀ هنر و معماری اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام رضا(ع)، مشهد، ایران
doi
10.22034/uep.2025.525325.1648چکیده
مقدمهدر حوزۀ شهرسازی، پیچیدگی فزایندۀ فرایندهای تصمیمگیری، نیازمند رویکردی ساختاریافته و مبتنی بر داده است. تصمیمات شهرسازی به طور سنتی به صورت متمرکز اتخاذ شدهاند، که این امر منجر به تصمیماتی شده است که بازتابدهندۀ پویاییهای چندبعدی محیطهای شهری نیستند. این پژوهش، نیاز حیاتی به مداخلات پایدار محیطی را که از فرایندهای تصمیمسازی مشورتی با نخبگان شهری ناشی میشود، بررسی میکند. چالش اساسی که در این مطالعه به آن پرداخته شده، گذار از تصمیمگیری متمرکز به یک چهارچوب اجماعسازی جامع، مبتنی بر داده و توزیعشده است که به ادغام مستمر دانش نخبگان در فرایند تصمیمسازی میپردازد.هدف محوری این پژوهش، بررسی قابلیتهای الگوریتمهای اجماعسازی مبتنی بر بلاکچین در بهبود فرایند تصمیمگیری در شهرسازی راهبردی است. این پژوهش تلاش میکند تا دریابد که چگونه این سیستمهای دادهمحور و غیرمتمرکز میتوانند برای پاسخگویی به نیازهای خاص فرایندهای شهرسازی که بر اجماع نخبگان متکی هستند، سازگار شوند. به طور خاص، این پژوهش به مقایسۀ سازگاری مکانیزمهای اجماع بلاکچین به عنوان چهارچوب مبدأ (بستر اولیه) با مکانیزمهای اجماعسازی نخبگان شهری به عنوان چهارچوب مقصد (بستر هدف) میپردازد. این رویکرد تطبیقی، برای بررسی امکان ادغام سیستماتیک صحتسنجی دادهمحور بلاکچین با دادههای متنوع و محیطی شهرسازی ضروری است، به گونهای که فرایند تصمیمگیری علاوه بر اتکا بر دادهها، به زمینه نیز حساس باشد.ضرورت این پژوهش از نیاز فزاینده به گذار از تصمیمگیریهای شهری متمرکز، که اغلب دیدگاههای متنوع نخبگان شهری را نادیده میگیرد، نشئت میگیرد. بسیاری از مدلهای حکمرانی شهری که بر رویکردهای بالا به پایین متکی هستند، قادر به در نظر گرفتن پیچیدگیهای متنوع فضاهای شهری نیستند و در نتیجه، به سیاستهایی منجر میشوند که متناسب با شرایط محلی طراحی نشدهاند. با توجه به هزینههای بالای اصلاح و پیامدهای بلندمدت تصمیمات شهری، تغییر رویکردی که موجب افزایش شفافیت، پاسخگویی و انعطافپذیری شود، ضروری است. فناوری بلاکچین، با ارائۀ چهارچوبی برای تصمیمگیری توزیعشده، میتواند این مشکلات را حل کند و شیوهای اثربخشتر برای ایجاد مداخلات پایدار و ارتقای تابآوری شهری ارائه دهد.مواد و روشهااین پژوهش از یک روش تحلیلی تطبیقی بهره میگیرد تا امکان سازگاری بین الگوریتمهای اجماعسازی بلاکچینی و مکانیزمهای اجماعسازی در شهرسازی را ارزیابی کند. رویکرد پژوهش، ابتدا به شناسایی توانمندیهای کلیدی هر دو بستر اجماع میپردازد. در مرحلۀ بعد، سه معادلۀ ساختاری که بازتابدهندۀ فرایندهای اجماع در هر دو حوزه هستند، استخراج شدهاند. این معادلات به عنوان چهارچوبی برای درک روابط بین عوامل کلیدی و نقش آنها در دستیابی به اجماع عمل میکنند. سپس، اعتبار این معادلات ساختاری برای کاربردهای واقعی ارزیابی شده و عوامل کلیدی که در همگرایی این دو سیستم ضروری هستند، شناسایی شدهاند.در ادامه، برای کاهش پیچیدگی فرایند ادغام این دو سیستم، از قوانین دمورگان استفاده شده است تا شرایط لازم و کافی در فرایند اجماعسازی به حداقل ترکیبهای ممکن تقلیل یابد. این گام، موجب شفافسازی مؤلفههای ضروری برای موفقیت مکانیزم تطبیقی پیشنهادی میشود. سپس، معادلۀ کلی بهدستآمده با هدف سادهسازی و افزایش دقت در مدلسازی اصلاح شده است. تدوین ۲۰ سناریوی متفاوت بر مبنای روابط بین این شرایط لازم و کافی، امکان بررسی طیف وسیعی از بسترهای شهری را فراهم کرده و نشان داده است که مدل پیشنهادی، قابلیت انطباق با محیطهای شهری گوناگون را دارد.یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تدوین یک معادلۀ اجماعسازی تطبیقی است که شامل یک ضریب الزام اولیه (λ) و ضرایب تعدیلکننده محیطی (μ) میشود. این ضرایب، امکان تنظیم مدل نسبت به شرایط محیطی مختلف را فراهم کرده و قابلیت انعطافپذیری مورد نیاز را برای پاسخگویی به مقتضیات خاص هر فضای شهری تأمین میکنند. معادلۀ پیشنهادی، بر اهمیت شرایط محیطی در تصمیمات شهرسازی تأکید داشته و نقش قابل توجهی در افزایش شفافیت و انطباقپذیری فرایند تصمیمسازی ایفا میکند.یافتههایافتههای این پژوهش نشان میدهد بهرهگیری از فناوری بلاکچین در فرایند تصمیمگیری شهرسازی میتواند به بهبود کارایی و دقت در تصمیمات منجر شود. مکانیزمهای اجماع مبتنی بر بلاکچین، این امکان را فراهم میکنند که تصمیمات شهری علاوه بر اتکا بر دادههای محیطی، همواره قابل تنظیم و تطبیق با شرایط متغیر شهرها باشند. از طریق ادغام بینشهای نخبگان و دادههای محیطی، مدل پیشنهادی میتواند به ایجاد یک چهارچوب تصمیمگیری کارآمدتر، منعطفتر و پویاتر در حکمرانی شهری کمک کند. افزون بر این، یافتهها بر اهمیت استمرار مشورت با نخبگان شهری تأکید دارند، به گونهای که تصمیمات شهرسازی به صورت پویا، متناسب با چالشها و فرصتهای نوظهور تنظیم شوند.در نهایت، نتایج این پژوهش دارای دلالتهای مهمی برای استفاده از بلاکچین در حکمرانی شهری هستند، بهویژه در زمینۀ ایجاد فرایندهای تصمیمگیری شفاف، پاسخگو و مبتنی بر داده. این یافتهها، نهتنها یک چهارچوب نظری نوین را برای تلفیق سیستمهای غیرمتمرکز با مکانیزمهای تصمیمسازی شهری ارائه میدهند، بلکه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز را برای مدیران و برنامهریزان شهری فراهم میکنند تا بتوانند فناوریهای نوین را در مدلهای حکمرانی خود ادغام کنند. معادلۀ اجماعسازی تطبیقی پیشنهادی، میتواند به عنوان یک ابزار استاندارد برای بهبود فرایندهای تصمیمگیری در شهرسازی به کار گرفته شود و از این طریق، کیفیت تصمیمات شهری را ارتقا دهد و در نهایت، مداخلات شهری را در جهت پاسخگویی به پیچیدگیهای شهرهای مدرن کارآمدتر و پایدارتر سازد.نتیجهگیریاین پژوهش، با پیوند دادن فناوری بلاکچین و فرایند تصمیمسازی در شهرسازی، به طور قابل توجهی در این حوزۀ علمی نوآوری ایجاد کرده است. مدل پیشنهادی، نهتنها رویکردی جدید را برای ارتقای اجماعسازی غیرمتمرکز ارائه میکند، بلکه یک روششناسی جامع برای تلفیق این رویکردها در سیستمهای حکمرانی شهری ارائه میدهد. این مدل، میتواند شیوۀ برنامهریزی شهری را متحول کرده و آن را به فرایندی شفافتر، جامعتر و سازگارتر با محیطهای پیچیده و پویای شهری تبدیل کند.