نزاع گفتمانی سنت و مدرنیسم: درآمدی بر زیست‫قدرت عصر ناصری‬

نویسندگان

1 دانشیاز علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22054/tssq.2017.7200
چکیده

مدرنیسم یک اپیستمه است؛ یعنی صورت‌بندی از دانایی که در دوره و منطقه‏ای خاص از جهان شکل گرفته است. این مهم بدین معناست که معرفت نهفته در مدرنیسم برآمده از ساختارها، قواعد، رسوم، تعاملات قدرت و منطق‌های جاری در عرصه‌ی زیستی انسان اروپایی بوده است. این فرآیند محصولی تاریخی است که تغییرات در عرصه­ی دانایی نسبت همسانی با قواعد زیستی دارد. اما زمانی‌که این اپیستمه بر حسب اقتضای سیاسی به حوزه­ی جغرافیایی دیگری وارد می‌شود، شاهد تناقضات و ناهنجاری بسیار هستیم. رویارویی اپیستمه­ی نوین با ساختارهای زیست بومی در مناطقی غیر از اروپا یکی از مهم‌ترین عرصه­های نزاع گفتمانی است. دوره ناصری یکی از مهم‌ترین ادواری است که چنین میدان نبردی را می‌توان مشاهده نمود. مسئله این مقاله چگونگی رویارویی عقلانیت حاکم بر سنت از یکسو و عقلانیت مدرنیسم از سوی دیگر است. این مهم با تاسی از منظومه نظری میشل فوکو و با رهیافت گفتمانی و روش تبارشناسی وی انجام شده است. اهم یافته­های این مقاله به چرایی موفقیت و یا عدم موفقیت نهادینگی مولفه‌های مدرنیسم می­پردازد و نشان داده می‌شود که گفتمان‌ها و برخورد آنها با یکدیگر چه نقش تعیین کننده­ای بر تحولات جاری در یک جغرافیای زیستی دارند.