برنامهریزی شهری مبتنی بر رویکرد شهر همهشمول (موردپژوهی: محلۀ قصر-حشمتیه منطقۀ 7 تهران)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، برنامهریزی شهری، گروه آموزشی شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 استادیار، گروه آموزشی شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
3 استادیار، گروه آموزشی شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
doi
10.22034/uep.2025.519965.1635چکیده
مقدمهدر جهان کنونی، مفهوم «شهرهای همهشمول» به عنوان یکی از رویکردهای محوری در نظریهپردازی و سیاستگذاری شهری مطرح شده است؛ رویکردی که فراتر از ایجاد دسترسی فیزیکی، بر فراهمسازی زمینههای حضور، مشارکت و بهرهمندی برابر تمامی افراد از فضاها و امکانات شهری تأکید دارد. شهر همهشمول شهری است که در آن هیچکس صرفنظر از جنسیت، سن، توانایی جسمی یا ذهنی، وضعیت اقتصادی یا پیشینۀ فرهنگی، از عرصۀ عمومی و خدمات محروم نمیماند. این رویکرد با در نظر گرفتن تنوع روزافزون جمعیت شهری، تلاش میکند تا ساختارها، سیاستها و طراحیهای فضایی را به گونهای سامان دهد که نیازهای گروههای گوناگون از جمله سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت، زنان و اقلیتهای اجتماعی، به صورت عادلانه و مؤثر پاسخ داده شود. همهشمولی نهتنها به رفع نابرابریهای فضایی و اجتماعی کمک میکند، بلکه نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی، تقویت انسجام اجتماعی، افزایش احساس تعلق و کاهش طردشدگی ایفا میکند. از این منظر، شهر همهشمول را میتوان نماد شهری انسانی، عادلانه و پاسخگو به نیازهای نسل امروز و آینده دانست؛ شهری که در آن تفاوتها نه مانع، بلکه مبنای برنامهریزی و طراحی محسوب میشوند. در این راستا، محلۀ قصر ـ حشمتیه در منطقۀ ۷ تهران به عنوان نمونهای شاخص برای تحلیل میزان همهشمولی فضاهای شهری خودش انتخاب شده است. این محله با برخورداری از تنوع جمعیتی، بافت تاریخی و موقعیت مرکزی، در عین حال با چالشهایی جدی مانند عبور بزرگراه صیاد شیرازی و کمبود فضاهای عمومی همهشمول مواجه است؛ چالشهایی که دسترسی برابر، استفادهپذیری و کیفیت تجربۀ فضایی برای گروههای مختلف، بهویژه اقشار آسیبپذیر را با مانع روبهرو کرده است. چنین وضعیتی، ضرورت بازنگری در طراحی و برنامهریزی فضاهای عمومی با رویکردی همهشمول را برجسته میسازد. از اینرو، هدف اصلی این تحقیق ارزیابی و برنامهریزی فضاهای عمومی محلۀ قصر ـ حشمتیه بر اساس رویکرد شهر همهشمول است. این تحقیق به دنبال شناسایی و تبیین مؤلفههای فضاهای شهری همهشمول است و تلاش دارد تا راهکارهای عملی برای بهبود کیفیت فضاهای عمومی این محله ارائه دهد. از اینرو، این پژوهش به دو سؤال اصلی پاسخ میدهد:1- راهکارهای برنامهریزی فضاهای عمومی و شهری محلۀ قصر ـ حشمتیه مبتنی بر رویکرد شهر همهشمول کداماند؟2- مؤلفههای سازندۀ فضاهای شهری همهشمول شامل چه مواردی هستند؟مواد و روشهااین تحقیق از نوع پژوهشهای کاربردی است که از رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) برای ارزیابی وضعیت فضاهای عمومی محلۀ قصر ـ حشمتیه استفاده میکند. برای جمعآوری دادهها از دو روش اسناد کتابخانهای و برداشت میدانی شامل مشاهده و توزیع پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامۀ این پژوهش شامل ۳۰ سؤال بسته بوده و ۳۷۵ نفر از ساکنان محله به آن پاسخ دادهاند. برای تحلیل دادهها از مقیاس لیکرت پنجگانه و روش مدل معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. دادههای بهدستآمده از پرسشنامه، در نرمافزار Smart PLS وارد شده و بارهای عاملی، ضرایب همبستگی و شاخصهای برازش مدل تحلیل شدند. این مدل به منظور ارزیابی روابط میان متغیرهای مختلف در ابعاد اجتماعی ـ فرهنگی، کالبدی ـ عملکردی، اقتصادی، زیستمحیطی و مدیریتی مورد استفاده قرار گرفت. پس از آن، با استفاده از تحلیل SWOT به ارزیابی قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدهای محله پرداخته شد و استراتژیهای پیشنهادی با استفاده از ماتریس QSPM اولویتبندی شد.یافتههانتایج تحقیق نشان میدهند تمامی ابعاد مختلف فضاهای شهری تأثیر معناداری بر ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله دارند. در میان این ابعاد، بعد اقتصادی به عنوان مهمترین عامل تأثیرگذار بر بهبود وضعیت فضاهای عمومی محله شناخته شد. نیاز به فضاهایی که از نظر کالبدی مناسب و در عین حال از نظر اجتماعی ـ فرهنگی دسترسپذیر برای تمامی گروهها باشند، در این محله به طور آشکاری به چشم میخورد. در همینراستا، توسعۀ فضاهای سبز چندمنظوره و پارکهای عمومی که بتوانند نیازهای تفریحی، بهداشتی و اجتماعی ساکنان را پوشش دهند، بهویژه برای گروههای آسیبپذیر از اهمیت بالایی برخوردار است. ابعاد مدیریتی و زیستمحیطی نیز بر اساس تحلیل مدل معادلات ساختاری در وضعیت موجود محلۀ قصر ـ حشمتیه در جایگاههای چهارم و پنجم قرار دارند. این موضوع نشان میدهد در طراحی فضاهای عمومی این محله، به این ابعاد توجه کمتری شده است. با اینحال، برای دستیابی به یک محلۀ همهشمول، لازم است که این ابعاد نیز در برنامهریزی شهری گنجانده شوند.نتیجهگیریاین تحقیق نشان داد برای دستیابی به محلهای همهشمول و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان، طراحی و برنامهریزی فضاهای شهری باید به گونهای باشد که همۀ گروههای سنی و اجتماعی، از جمله کودکان، سالمندان، افراد ناتوان و زنان، بتوانند به طور برابر و مناسب از امکانات و خدمات بهرهمند شوند. در این راستا، محلۀ قصر ـ حشمتیه نیازمند بازنگری جدی در نحوۀ ساماندهی فضاهای عمومی خود است. یکی از گامهای اساسی، بهبود و توسعۀ شبکۀ پیادهروها و مسیرهای ارتباطی بهویژه خیابان کامل است، تا ضمن افزایش دسترسیپذیری، از گسستهای فضایی موجود کاسته شود. این مسیرها باید با در نظر گرفتن شرایط حرکتی سالمندان و افراد دارای محدودیت جسمی طراحی شوند و شامل عناصری همچون رمپها، سطوح هشداردهنده و علائم راهنمایی مناسب باشند. حمایت از مشاغل خرد و خانگی، ایجاد بازارچههای محلی و ارائۀ آموزشهای مهارتی میتواند به توانمندسازی گروههای کمتربرخوردار از جمله زنان، سالمندان و افراد دارای ناتوانی کمک کند و زمینۀ اشتغالزایی و کاهش نابرابری اقتصادی را در محله فراهم آورد. در کنار این اقدامات، توسعۀ فضاهای سبز چندمنظوره با امکانات خاص برای گروههای مختلف سنی و تواناییها، بهویژه برای کودکان، سالمندان و افراد کمتوان، میتواند نقش مهمی در ارتقای زیستپذیری محله ایفا کند. این فضاها باید شامل زمینهای بازی، پارکهای مناسبسازیشده و مسیرهای پیاده و دوچرخهسواری ایمن و قابل دسترس باشند. از دیگر راهکارهای پیشنهادی میتوان به بازآفرینی فضاهای رهاشده و بیدفاع شهری اشاره کرد. این فضاها با تبدیل شدن به مراکز اجتماعی و فرهنگی، میتوانند به بهبود امنیت، افزایش تعاملات اجتماعی و تقویت حس تعلق در ساکنان منجر شوند. طراحی مراکز فرهنگی و تفریحی نیز باید به گونهای باشد که نیازهای متنوع تمامی اقشار، بهویژه گروههای کمتر دیدهشده را پوشش دهد. در نهایت، برای تضمین تحقق این اهداف، اصلاحات ساختاری در مدیریت شهری و افزایش مشارکت ساکنان در فرایند تصمیمگیری ضروری است. تنها با نهادینه کردن اصول عدالت فضایی و دسترسی برابر در سیاستگذاریها و اجرا، میتوان به سوی ایجاد محیطی شهری حرکت کرد که در آن هیچکس نادیده گرفته نشود.