ارزیابی آسیبپذیری اجتماعی و ساختاری سکونتگاههای انسانی در معرض خطر سیل مطالعۀ موردی: (بازۀ رودخانه به طول شش کیلومتر حد واسط سد امیرکبیر و شهر کرج)
نویسندگان
1 استاد، گروه محیط زیست، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه محیط زیست، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 پژوهشگر دوره دکتری، گروه محیط زیست، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار، گروه محیط زیست، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.510211.1607چکیده
مقدمهرودخانهها به عنوان عناصر حیاتی و پویای اکوسیستمهای طبیعی، از دیرباز نقش محوری در شکلگیری تمدنها و توسعۀ زیستمحیطی ایفا کردهاند. این عناصر طبیعی نهتنها منبع مهمی برای تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعت هستند، بلکه در شکلگیری سکونتگاههای انسانی، ایجاد بسترهای حملونقل طبیعی و حفظ تعادل زیستبومها نیز نقشی اساسی دارند. با اینحال، ویژگی دینامیک و گاه غیرقابلپیشبینی رفتار رودخانهها، بهویژه در مناطق کوهستانی یا مناطقی با بارشهای شدید، همواره زمینهساز وقوع خطراتی همچون سیلاب بوده است. پدیدۀ سیلاب، که به عنوان یکی از بلایای رایج و مخرب طبیعی شناخته میشود، سالانه خسارتهای مالی و جانی گستردهای در سراسر جهان به جا میگذارد. در شرایط اقلیمی فعلی که با تغییرات قابل توجهی در الگوهای بارندگی و شدت جریانها همراه است، ریسک سیلابها نیز به طور چشمگیری افزایش یافته است. این افزایش ریسک، بهویژه در مناطقی که از نظر تراکم جمعیتی، توسعۀ نامتوازن شهری، فقدان زیرساختهای مناسب و عدم مدیریت اصولی منابع آب در شرایط بحرانی هستند، میتواند به بروز بحرانهای جدی و گسترده منجر شود. در اینمیان، نواحی واقع در پاییندست سدها، که از یکسو تحت تأثیر تغییرات مصنوعی در رژیم جریان و از سوی دیگر، در معرض رشد نامنظم سکونتگاههای انسانی هستند، با خطراتی مضاعف مواجهاند. مطالعۀ حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی میزان آسیبپذیری جوامع انسانی نسبت به خطر وقوع سیلاب، در بازهای ششکیلومتری از رودخانۀ کرج واقع در پاییندست سد امیرکبیر (در استان البرز و محدودۀ شهری کرج) طراحی و اجرا شده است. این منطقه، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، شیب زیاد، تمرکز بالای جمعیت، و نیز تخلیۀ منظم و گاه پیشبینینشدۀ آب از سد، مستعد وقوع سیلابهای شدید و ناگهانی است. ساختوسازهای غیرمجاز، اشغال غیرقانونی بستر و حریم رودخانه، و نبود سیستمهای هشدار سریع از دیگر عواملی هستند که بر شدت آسیبپذیری منطقه افزودهاند.مواد و روشهابرای دستیابی به تحلیل دقیق و چندجانبه از وضعیت آسیبپذیری در محدودۀ مورد نظر، این پژوهش از ترکیبی از روشهای کمی و کیفی بهره گرفته است. در گام نخست، با استفاده از دادههای تاریخی ثبتشده از دبیهای حداکثر لحظهای رودخانه، تحلیلهای آماری مربوط به فراوانی سیلاب انجام شد. ابزار اصلی این مرحله، نرمافزار SMADA بود که با تحلیل سریهای زمانی و محاسبۀ پارامترهای توزیع آماری، جریانهای با احتمال وقوعهای متفاوت (از جمله دورۀ بازگشت صدساله) را مدلسازی کرد. این اطلاعات پایهای برای سنجش میزان خطرپذیری منطقه و انتخاب شرایط طراحی در مراحل بعدی بود. در مرحلۀ دوم، مدلسازی هیدرولیکی رودخانه با بهرهگیری از نرمافزار HEC-RAS صورت گرفت. این نرمافزار از پرکاربردترین ابزارهای شبیهسازی جریانهای سطحی و رودخانهای به شمار میرود که توانایی مدلسازی دوبعدی جریانهای سیلابی را دارد. ورودیهای این مدل شامل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، مقاطع عرضی رودخانه، اطلاعات هیدرولوژیکی دبی و دادههای شرایط مرزی بودند. با استفاده از این دادهها، نقشههای پهنهبندی خطر سیلاب برای سناریوهای مختلف تولید شد. این نقشهها بهروشنی نواحی در معرض خطر را تفکیک کرده و مبنایی برای تحلیل مکانی سکونتگاهها فراهم کردند. پس از تهیۀ نقشههای خطر، شناسایی و تحلیل سکونتگاههای انسانی در محدوده انجام گرفت. در مجموع، ۵۸۸ واحد مسکونی در حریم مورد مطالعه قرار داشت که از این تعداد، ۷۲ واحد مستقیم در معرض خطر قرار داشتند. این واحدها به لحاظ موقعیت مکانی، نوع ساخت، وضعیت بهرهبرداری و ویژگیهای جمعیتی بررسی شدند و به عنوان نمونههای حساستر مورد تحلیل عمیقتر قرار گرفتند. برای تکمیل ارزیابی، به تحلیل آسیبپذیری اجتماعی و کالبدی منطقه پرداخته شد. در اینراستا، دادههای ثانویهای از منابع آماری، گزارشهای نهادهای مسئول (نظیر سازمان مدیریت بحران، شهرداری و آب منطقهای)، و نقشههای رسمی شهری گردآوری شد. بهعلاوه، دادههای میدانی با استفاده از پرسشنامههای ساختارمند از ۱۳۶ خانوار ساکن در منطقه و نیز مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۶ کارشناس و ۴ متخصص حوزههای مرتبط جمعآوری شد. تحلیل دادهها با رویکردهای آماری و مکانی انجام شده و شاخصهایی برای آسیبپذیری اجتماعی و کالبدی تعریف و محاسبه شد.یافتههانتایج تحلیلها نشان داد آسیبپذیری اجتماعی در منطقۀ مورد مطالعه از شدت و تنوع بالایی برخوردار است. به طور دقیقتر، ۹ درصد از جمعیت منطقه در محدودۀ دارای آسیبپذیری اجتماعی «خیلی زیاد»، ۲۵ درصد «زیاد»، ۴۴ درصد «متوسط» و ۲۲ درصد «کم» قرار گرفتند. این سطوح آسیبپذیری، بر مبنای عواملی همچون سطح سواد، درآمد، تعداد اعضای خانوار، سابقۀ مواجهه با سیلاب، میزان مشارکت اجتماعی و آگاهی از خطرات سنجیده شد. نتایج حاکی از آن بود که بسیاری از ساکنان منطقه نسبت به خطرات سیلاب آگاهی کافی نداشته و از برنامههای پیشگیرانه نیز اطلاع چندانی ندارند.از منظر کالبدی، نتایج تحلیل حساسیت فیزیکی ساختمانها نسبت به سیلاب نشان داد ۴۴ درصد ساختمانها در طبقۀ «کم»، ۳۳ درصد در طبقۀ «متوسط»، ۱۸ درصد در طبقۀ «زیاد» و ۴ درصد در طبقۀ «خیلی زیاد» قرار دارند. معیارهای سنجش در این بخش شامل نوع مصالح ساختمانی، ارتفاع بنا از سطح زمین، سن سازه، نحوۀ ساخت، و مقاومت در برابر رطوبت و جریان سیلاب بود. درخور یادآوری است که بخش عمدهای از واحدهای با حساسیت بالا در نزدیکیترین فاصله از بستر رودخانه واقع شدهاند که همین امر، خطر را دوچندان میکند.نتیجهگیریترکیب یافتههای اجتماعی و کالبدی این پژوهش نشان میدهد منطقۀ مورد مطالعه در معرض چالشی جدی و چندبعدی از نظر خطر سیلاب قرار دارد. ضعف زیرساختهای ایمنی، ناآگاهی عمومی، ساختوسازهای غیراصولی، و نبود برنامهریزی جامع برای مدیریت حریم رودخانه از مهمترین عوامل تشدیدکنندۀ آسیبپذیری در این منطقه هستند. بر ایناساس، ضرورت مداخلۀ فوری و چندجانبه برای کاهش ریسک، اجتنابناپذیر است.در اینراستا، پیشنهاد میشود اقدامات زیر در اولویت قرار گیرند:1. تهیه و بهروزرسانی نقشههای خطر سیلاب بر مبنای مدلهای هیدرولوژیکی دقیق؛2. محدودسازی و مدیریت ساختوساز در نواحی پرخطر از طریق وضع قوانین بازدارنده؛3. توسعۀ زیرساختهای ایمنسازی و زهکشی برای کنترل و هدایت روانآبها؛4. ارتقای آگاهی عمومی و آموزش همگانی در حوزۀ مدیریت بحران و رفتارهای ایمن؛5. توانمندسازی جوامع محلی برای افزایش تابآوری اجتماعی در برابر بحرانهای طبیعی؛6. استفاده از فناوریهای هشدار سریع و سامانههای اطلاعرسانی اضطراری در سطح محلی.در مجموع، یافتههای این پژوهش با ارائۀ چارچوبی تحلیلی و کاربردی، میتوانند به عنوان الگویی برای ارزیابی آسیبپذیری در سایر نواحی کشور نیز مورد استفاده قرار گیرند. ادغام روشهای مدلسازی عددی با تحلیلهای اجتماعی و مشارکت مردمی، میتواند راهگشای تدوین سیاستهایی جامعتر و کارآمدتر برای مدیریت و کاهش خطرات سیلاب در سطح ملی باشد.