تأثیر مدیریت یکپارچۀ شهری بر زیستپذیری شهر تبریز: شناسایی راهکارها و تحلیل تأثیرات آن
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران
2 استادیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران
4 استادیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران
doi
10.22034/uep.2025.510887.1609چکیده
مقدمهدر شهر تبریز، نبود مدیریت یکپارچۀ شهری بهوضوح در مسائل شهری نمود پیدا کرده است. یکی از مشکلات اساسی، تعدد نهادهای تصمیمگیرنده بدون هماهنگی مؤثر میان آنها است. شهرداری، شورای شهر، سازمانهای خدماتی، پلیس راهور، شرکتهای خصوصی و نهادهای دولتی، هر یک در حوزههایی از مدیریت شهری نقش دارند، اما نبود ساختاری منسجم برای ایجاد هماهنگی میان این بخشها به عملکرد جزیرهای منجر شده است. این ناهماهنگی باعث شده است که برخی پروژههای شهری دچار تأخیرهای طولانیمدت، اتلاف منابع مالی و نارضایتی شهروندان شوند. برای مثال، پروژههای عمرانی مانند توسعۀ حملونقل عمومی، نوسازی بافت فرسوده و توسعۀ فضاهای سبز به دلیل نبود یک سیاست واحد و هماهنگ میان دستگاههای اجرایی یا متوقف شده یا با کیفیت نامناسب اجرا شدهاند. مشکلات مرتبط با مدیریت پسماند، آلودگی هوا و توسعۀ نامتوازن شهری نیز در تبریز قابل توجه است. این شهر در سالهای اخیر با افزایش آلودگی هوا به دلیل رشد بیرویۀ خودروهای شخصی، عدم توسعۀ متناسب حملونقل عمومی و نبود سیستم مدیریت هوشمند ترافیک مواجه شده است. در کنار این، توزیع نامتوازن خدمات شهری در محلات مختلف تبریز نشان میدهد عدالت فضایی در تخصیص منابع رعایت نشده است؛ مناطقی در شمال و جنوب شهر همچنان با کمبود زیرساختهای آموزشی، درمانی و فضای سبز مواجهاند، در حالی که برخی دیگر از مناطق توسعهیافتهتر، از این امکانات به طور کامل بهرهمند هستند. این امر به افزایش شکاف اجتماعی و جغرافیایی در سطح شهر منجر شده و باعث کاهش سطح زیستپذیری شهروندان در مناطق کمبرخوردار شده است. علاوه بر این، ضعف در مشارکت شهروندان در تصمیمگیریهای شهری از دیگر مشکلات مدیریت شهری تبریز است. فرایندهای سیاستگذاری شهری معمولاً از بالا به پایین و بدون جلب نظر و مشارکت فعال شهروندان و گروههای محلی صورت میگیرد. این موضوع سبب شده است که بسیاری از تصمیمات شهری با مقاومت اجتماعی روبهرو شود و میزان اثربخشی آنها کاهش یابد. نبود شفافیت در تصمیمگیریهای شهری و دسترسی ناکافی به اطلاعات دربارۀ بودجهها، پروژههای توسعهای و تصمیمات کلانشهری نیز از دیگر عوامل کاهش اعتماد عمومی به مدیریت شهری تبریز است. در چنین شرایطی، نبود مدیریت یکپارچۀ شهری به یکی از دغدغههای اصلی در حکمرانی تبریز تبدیل شده است. نبود یک سیستم هماهنگ که بتواند تمامی نهادهای شهری را تحت یک چارچوب مدیریتی واحد گرد هم آورد، مانعی جدی در مسیر بهبود کیفیت زندگی شهروندان و ارتقای زیستپذیری تبریز ایجاد کرده است. این مسئله ضرورت بررسی علمی و دقیق چگونگی تأثیر مدیریت یکپارچۀ شهری بر زیستپذیری تبریز را برجسته میکند.مواد و روشهااین پژوهش از روش تحقیق ترکیبی (کیفی ـ کمی) استفاده میکند که شامل تحلیل محتوای سیاستهای شهری، بررسی اسناد، مصاحبه با مدیران شهری و تحلیل آماری دادههای جمعآوریشده از شهروندان تبریزی است. در بخش کیفی، تحلیل محتوای گزارشهای شهرداری و مصاحبه با ۲۰ نفر از متخصصان شهری انجام شد. در بخش کمی، پیمایش میدانی با پرسشنامۀ استاندارد از ۳۸۳ نفر از شهروندان تبریزی انجام گرفت و دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شد. نتایج نشان داد حکمرانی شهری، حملونقل، زیرساختها و اقتصاد شهری تأثیر زیادی بر زیستپذیری دارند. روش ترکیبی بهکاررفته سبب افزایش دقت و جامعیت تحقیق و ارائۀ راهکارهای عملی برای بهبود مدیریت شهری و ارتقای زیستپذیری تبریز شد.یافتههانتایج تحلیل مسیر نشان میدهد تمامی متغیرهای مستقل تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معناداری بر زیستپذیری شهری دارند. قدرت پیشبینی بالای مدل تحقیق با مقدار Q² بالای 0/5 برای همۀ متغیرها، نشاندهندۀ قابلیت پیشبینی بالا است. حکمرانی شهری با اثر کلی 0/65 و حملونقل و زیرساختها با اثر کلی 0/62، قویترین تأثیر را بر زیستپذیری شهری دارند، که اهمیت سیاستگذاریهای حکمرانی و توسعۀ زیرساختهای پایدار را تأکید میکند. میانجیهای تحقیق نقش کلیدی در انتقال تأثیرات به زیستپذیری دارند؛ شفافیت مدیریتی با اثر غیرمستقیم 0/23 و اثر کلی 0/54، پایداری زیرساختی با اثر کلی 0/59 و مشارکت عمومی با اثر کلی 0/52، همگی به طور معناداری بر بهبود زیستپذیری تأثیر میگذارند. همچنین، مدیریت یکپارچۀ شهری با اثر کلی 0/47 و عدالت فضایی با اثر کلی 0/55، نشاندهندۀ اهمیت هماهنگی در تصمیمگیریها و دسترسی عادلانه به خدمات هستند. محیط زیست شهری با اثر کلی 0/43 نیز بر اهمیت حفظ منابع طبیعی و کاهش آلودگی تأکید دارد. در نهایت، این تحلیل نشان میدهد برای ارتقای زیستپذیری شهری، سیاستگذاران باید بر سه محور کلیدی تمرکز کنند: شفافیت و حکمرانی شهری، توسعۀ زیرساختهای پایدار و تقویت مشارکت عمومی. ایجاد یک سیستم یکپارچه در مدیریت شهری همراه با سیاستهای اقتصادی و زیرساختی هوشمند، بهبود شرایط زیستمحیطی و افزایش نقش مردم در تصمیمگیریها میتواند زیستپذیری شهری را به طور چشمگیری ارتقا دهد.نتیجهگیریبهبود وضعیت زیستپذیری شهر تبریز نیازمند اجرای مجموعهای از راهکارهای مدیریتی و برنامهریزی شهری است. تقویت مدیریت یکپارچۀ شهری از طریق هماهنگی میان شهرداری، سازمانهای خدماتی و بخش خصوصی میتواند از موازیکاریها و هدررفت منابع جلوگیری کند. افزایش شفافیت در تصمیمگیریهای شهری و ایجاد سامانههای نظارت مردمی باعث افزایش اعتماد عمومی و بهبود کارایی مدیریت شهری خواهد شد. توسعۀ زیرساختهای حملونقل عمومی با تمرکز بر گسترش خطوط مترو، مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری نهتنها تراکم ترافیکی را کاهش میدهد، بلکه به بهبود کیفیت هوای شهر نیز کمک میکند. در حوزۀ عدالت فضایی، تمرکززدایی از خدمات شهری و ایجاد زیرساختهای مناسب در مناطق کمبرخوردار تبریز باید در اولویت قرار گیرد تا توزیع متعادل خدمات شهری محقق شود. بهبود مشارکت شهروندی از طریق برنامههای آموزشی و تشویق نهادهای محلی به دخالت در تصمیمگیریهای شهری میتواند نقش مردم را در فرایندهای توسعۀ شهری تقویت کند. در بخش محیط زیست شهری، برنامهریزی برای افزایش سرانۀ فضای سبز، مدیریت بهینۀ پسماند شهری و کنترل آلودگیهای صوتی و زیستمحیطی ضروری است. در نهایت، برای تقویت اقتصاد شهری، حمایت از کسبوکارهای نوپا، توسعۀ فضاهای اقتصادی پایدار و جذب سرمایهگذاری در پروژههای شهری میتواند به رشد اقتصادی تبریز و افزایش اشتغال شهری کمک کند.