تأثیر متاورس بر بهبود تصمیمگیریهای شهری در بحرانها: بررسی کاربرد آن در دبی با استفاده از تحلیل دادهها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 دانشیار گروه معماری و شهرسازی، دانشکده جامعه و رسانه، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
3 استاد گروه شهرسازی، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استاد گروه معماری و شهرسازی، دانشکده جامعه و رسانه، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22034/uep.2025.510869.1608چکیده
مقدمهاین تحقیق بر اساس تحلیلی از تجربیات و دادههای موجود، به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه میتوان از متاورس برای شبیهسازی بحرانها و اتخاذ تصمیمات مؤثر در زمان بحران در شهرهایی همچون دبی بهرهبرداری کرد. دبی، با توسعۀ سریع و پروژههای بزرگ خود در زمینههای مختلف، از پیشرفتهترین شهرها در استفاده از تکنولوژیهای نوین است و میتواند به عنوان الگوی مناسبی برای پیادهسازی متاورس در مدیریت بحرانها مطرح شود. دبی به عنوان یکی از شهرهای پیشرفتۀ جهان، بهویژه در زمینۀ فناوری و توسعۀ شهری، در حال مواجهه با بحرانهای مختلفی است که از جملۀ آنها میتوان به بحرانهای زیستمحیطی، منابع طبیعی و حملونقل اشاره کرد. بحرانهایی که به طور ناگهانی رخ میدهند و نیازمند تصمیمات فوری و دقیق از سوی مسئولان شهری هستند. از سوی دیگر، دبی به عنوان یک شهر هوشمند، به دنبال یافتن راهحلهای نوین برای مدیریت بحرانها و بهبود فرایندهای تصمیمگیری در زمان بحرانها است. استفاده از فناوریهای نوین، از جمله متاورس، میتواند به مدیران شهری این امکان را بدهد که بحرانها را شبیهسازی کنند و با تحلیل دادهها و پیشبینی شرایط مختلف، تصمیمات بهتری بگیرند. در این تحقیق، بررسی اینکه چگونه متاورس میتواند به عنوان یک ابزار کمکی در بهبود تصمیمگیریهای شهری در بحرانها استفاده شود، امری ضروری است. با توجه به پیچیدگی و سرعت تحولات در دنیای شهری و بحرانهای ناشی از آن، استفاده از فناوریهای نوین برای مدیریت بحرانها به یک ضرورت تبدیل شده است. در این راستا، استفاده از متاورس میتواند گامی اساسی در بهبود فرایند تصمیمگیری در بحرانها باشد. دبی، به عنوان یک شهر پیشرفته و هوشمند، میتواند به عنوان نمونهای از پیادهسازی این فناوری در مدیریت بحرانها مطرح شود. این تحقیق با هدف تحلیل کاربرد متاورس در بهبود تصمیمگیریهای شهری در زمان بحرانها، به شناسایی فرصتها و چالشهای آن میپردازد و نحوۀ بهکارگیری آن را در دبی بررسی میکند. در نهایت، نتایج این تحقیق میتواند به دیگر شهرها نیز کمک کند تا از این فناوری در فرایندهای مدیریت بحران بهرهبرداری کنند.مواد و روشهااین تحقیق از روش ترکیبی (کیفی ـ کمی) برای بررسی تأثیر متاورس بر بهبود تصمیمگیریهای شهری در بحرانها استفاده کرده است. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ مدیر شهری، متخصص فناوری و کارشناسان بحران انجام شد و دادهها با روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی در نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند. در بخش کمی، ۳۸۴ مدیر و کارشناس بحران با استفاده از فرمول کوکران برای جامعۀ نامحدود انتخاب شدند و دادهها از طریق پرسشنامۀ استاندارد با طیف لیکرت جمعآوری شد. تحلیل دادههای کمی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS انجام شد و آزمونهای آماری شامل کولموگروف ـ اسمیرنوف برای نرمالسازی دادهها، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و تحلیل رگرسیونی چندمتغیره در SPSS اجرا شدند. متغیر مستقل این تحقیق استفاده از متاورس در مدیریت بحرانهای شهری است و متغیرهای وابسته شامل سرعت و دقت تصمیمگیری، دسترسی به اطلاعات، هماهنگی سازمانی و شفافیت اطلاعات هستند، در حالی که چالشهای امنیتی، هزینههای اجرا و موانع قانونی به عنوان متغیرهای مداخلهگر در نظر گرفته شدهاند. برای اطمینان از پایایی ابزار تحقیق، آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای تمامی شاخصها بالاتر از 0/7 بود و پایایی ترکیبی نیز تأیید شد. روایی سازهای پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج آن نشاندهندۀ برازش مناسب مدل بود. این روش تحقیق با استفاده از تحلیلهای پیشرفته، دیدگاههای مدیران شهری و کارشناسان بحران را از دو منظر کیفی و کمی ارزیابی کرده و به شناخت بهتر فرصتها و چالشهای متاورس در مدیریت بحرانهای شهری کمک کرده است.یافتههادر این پژوهش، تحلیل کیفی و کمی با هدف بررسی تأثیر متاورس بر تصمیمگیریهای شهری در شرایط بحران انجام شد. در بخش کیفی، دادههای حاصل از مصاحبه با ۲۰ نفر از مدیران شهری، کارشناسان فناوری و متخصصان بحران، با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. نتایج کیفی نشان داد متاورس ظرفیتهای مهمی در شبیهسازی بحرانها، دسترسی به دادههای لحظهای، شفافسازی تصمیمگیری و تسهیل هماهنگی میان نهادها دارد. در عین حال، چالشهایی نظیر هزینههای بالا، موانع حقوقی، نگرانیهای امنیتی و کمبود آموزش به عنوان موانع اصلی شناسایی شدند. راهکارهای پیشنهادی شامل ارتقای زیرساختها، آموزش مستمر کارکنان و طراحی ابزارهای بومی بود. در بخش کمی، با استفاده از تحلیل آماری دادهها، مشخص شد که بیشترین میانگین مربوط به شاخص «سرعت تصمیمگیری» با مقدار 3/68 و «شبیهسازی بحرانها» با 3/64 بود که نشاندهندۀ نگرش مثبت به توانمندی متاورس در بهبود واکنش سریع و دقیق به بحرانهاست. پایینترین میانگینها نیز مربوط به «آگاهی مدیران از متاورس» (2/95) و «سهولت استفاده» (2/96) بود، که نیاز به آموزش و بهبود ابزارهای کاربرپسند را برجسته میکند. نتایج آزمون کولموگروف–اسمیرنوف، نرمال بودن دادهها را تأیید کرد و تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد بیشترین تأثیر متاورس بر تصمیمگیریهای بحرانی از طریق سرعت و دقت تصمیمگیری (ضریب 0/52) و شبیهسازی بحرانها (ضریب 0/45) اعمال میشود. یافتهها نشان داد متاورس ابزاری مؤثر در بهبود مدیریت بحرانهای شهری است، مشروط به آنکه چالشهای زیرساختی، حقوقی و آموزشی بهدرستی مدیریت شوند.نتیجهگیرینتایج این پژوهش نشان میدهد متاورس میتواند به عنوان بستری نوین در ارتقای کیفیت تصمیمگیریهای شهری در بحرانها ایفای نقش کند. با فراهم کردن امکان تجربههای شبیهسازیشده، دادههای تعاملی و فضاهای مجازی مشترک، این فناوری ظرفیت آن را دارد که مدیریت بحران را از واکنش صرف به پیشبینی و آمادگی ارتقا دهد. با اینحال، تحقق این پتانسیل مستلزم عبور از چالشهایی است که عمدتاً در سه سطح زیرساختی، نهادی و انسانی بروز مییابند. از یک سو، نبود زیرساختهای فناورانه و فقدان استانداردهای حقوقی مانع از پذیرش گستردۀ متاورس در ساختارهای رسمی مدیریت شهری شده است. از سوی دیگر، ضعف دانش تخصصی و کمبود مهارت در بین مدیران و کارکنان، مانعی اساسی در مسیر بهرهبرداری مؤثر از این فناوری محسوب میشود. در این میان، آموزش مستمر، توانمندسازی نهادی، و توسعۀ ابزارهای متناسب با نیازهای محلی، میتوانند به عنوان راهبردهایی مؤثر در تسهیل پذیرش و بهکارگیری متاورس عمل کنند. همچنین، تأکید بر هماهنگی میان سازمانهای مسئول و طراحی محیطهای کاربرمحور، نقشی کلیدی در کاهش مقاومتها و افزایش کارآمدی دارد.