مکانهای سوم بستری برای اجتماعپذیری شهری؛ شناسایی مکانهای سوم کوی گلستان (سبزوار) در راستای کاهش جداییگزینی
نویسندگان
1 پژوهشگر دکتری معماری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، مشهد، ایران
2 استادیار، گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 دکتری شهرسازی و مدرس گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22034/uep.2025.517937.1626چکیده
مقدمهدر حالی که فضاهای اجتماعپذیر در مناطق محروم و کمتوسعۀ شهری نقش مهمی در تقویت انسجام اجتماعی، افزایش احساس امنیت و حس امنیت ادراکشده، دریافت حمایت محلی، اعتماد اجتماعی و افزایش مشارکت ایفا میکنند، مزایای متعددی برای مکانهای سوم به عنوان نوعی از فضاهای عمومی اجتماعپذیر شهری که مردم برای تعامل، زندگی عادی و گردهماییهای اجتماعی غیررسمی انتخاب میکنند، ذکر شده است. مکانهای سوم، به عنوان فضاهایی میان خانه (مکان اول) و محل کار (مکان دوم)، قلمروی اجتماعی برای معنابخشی به زندگی غیررسمی، ترمیم زندگی رسمی و خانوادگی، و تسهیل روابط اجتماعی دوستانه را تشکیل میدهند. مکانهای سوم افراد را به شبکههای سرمایۀ اجتماعی، حمایت، منابع و اطلاعات متصل میکنند و از طریق ایجاد فرصتهای اقتصادی، ارتباطات حرفهای و کسب حمایت برای کاربرانشان عمل میکنند. آنها نهتنها به عنوان مکانهایی برای تأمین نیازهای فیزیکی مردم عمل میکنند، بلکه به عنوان فضاهایی برای تأمین نیازهای روانی و عاطفی آنها مانند دریافت همبستگی و حمایت عاطفی، دوستی تجاری و وفاداری، تسهیل زندگی شهری برای زندگی عمومی و غیررسمی دوستان، همسایگان و غریبهها خدمت میکنند. کوی گلستان، به عنوان سکونتگاه قومیتی در مرکز تاریخی و تجاری شهر سبزوار، از جداییگزینی شدید رنج میبرد و برای چندین سال ساکنان آن به دنبال راهی برای خروج از بنبست اقتصادی و اجتماعی ناشی از جداییگزینی فضایی ـ اجتماعی، و ادغام جدی در جامعۀ شهری هستند. این محله با مساحت 6/7 هکتار و جمعیت 765 نفر با مشکلات متعدد اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و کارکردی مواجه است. تعاملات اجتماعی و مبادلات اقتصادی بین ساکنان محله و سایر شهروندان سبزوار در پایینترین سطح قرار دارد. از طرفی دیگر، عدم پذیرندگی فضایی ـ فیزیکی و کارکردی محله، همراه با فقدان هرگونه تعامل اجتماعی همراه با پیشفرضهای ذهنی و دیدگاههای قالبی محله و ساکنانش توسط جامعۀ شهری، ایجاد و تطبیق فضاهای موجود و ممکن که تعاملات اجتماعی بین ساکنان محله و جامعۀ شهری را تقویت کند، ضروری میسازد.مواد و روشهااین پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. در این رابطه، برای شناسایی مکانهای سوم در کوی گلستان، چارچوب مفهومی نظریۀ مکان سوم و نظریۀ قرارگاه رفتاری به کار گرفته شده است. مطالعۀ قرارگاههای رفتاری مکانهای سوم در دو بُعد مکان (قرارگاه رفتاری) شامل ویژگیهای فضایی ـ فیزیکی و کارکردی، و رفتارهای جاری در فضا با استفاده از روش نقشهبرداری رفتاری انجام پذیرفته است. گردآوری دادهها در چندین مرحله انجام گرفته است. ابتدا، با درنظرگیری شرایط انزوا و جداییگزینی کوی گلستان، پژوهشگران پس از ارائۀ توضیحات به معتمدان محلی و بازدیدهای متعدد از محله، سعی کردند از طریق گفتوگوهای دوستانه اعتماد و پذیرش لازم را کسب کنند و در عین حال، با شرایط کلی محله آشنا شوند. سپس برای شناسایی مکانهای سوم یادشده، مبتنی بر چارچوب مفهومی، طرح پژوهش، و ویژگیهای فضایی و اجتماعی مطرحشده برای مکانهای سوم در ادبیات پژوهش و بر اساس مشاهدات غیرمشارکتی انجام شد و در مرحلۀ بعد نیز در بررسی ویژگیهای فضایی ـ کالبدی، کارکردی، و اجتماعی مکانهای سوم شناساییشده مبتنی بر طرح پژوهش به کمک مشاهدات، ثبت تصاویر، و تهیۀ نقشهبرداریهای رفتاری اقدام شده است. به اینمنظور پس از حضور چندینباره در کوی، شناسایی فعالیتهای اصلی در جریان در فضا، با توجه به مشاهدات روزانه، تصاویر ثبتشده، و نُتبرداریهای شماتیک و اختصاص آیکون به هریک از فعالیتهای جاری در فضا و همچنین نمایش موقعیت وقوع هر یک از فعالیتها روی نقشه، طی سه روز در دو نوبت صبح و عصر و هربار به مدت نیمساعت روی هر مکان سوم مورد همپوشانی قرار گرفت. علاوه بر این، برای دستیابی به تجربیات زیستۀ ساکنان، مصاحبههای نیمهساختاریافته با افرادی که به صورت تصادفی از حاضران ثابت در مکانهای مختلف محله انتخاب شده بودند، انجام شد. درخور یادآوری است فرایند نقشهبرداری رفتاری شامل شناسایی فعالیتهای اصلی در فضا، مشاهدات روزانه، تصاویر ثبتشده و یادداشتبرداری شماتیک با تخصیص نماد به هر فعالیت جاری در فضا، و همچنین نمایش موقعیت وقوع هر فعالیت روی نقشهها بود. همچنین باید توجه داشت که رفتارهای خرید، با توجه به وقوع غیرمکرر آنها، شامل هر رفتار تعاملی مربوط به خرید مانند سلام کردن، پرسش دربارۀ محصولات، چانهزنی و پرداخت (چه منجر به خرید شود یا نه) میشد، در حالی که رفتارهای غیرتعاملی مانند نگاه کردن به کالاها به دلیل ماهیت غیراجتماعی آنها ثبت نشد.یافتههابر اساس یافتههای این پژوهش و مطابق با ویژگیهای فضایی ـ فیزیکی، کارکردی و اجتماعی پیشنهادشده برای مکانهای سوم، پنج مکان واجد شرایط و منطبق با ویژگیهای مکان سوم در کوی گلستان شناسایی شد. همۀ این مکانها در نیمۀ بالایی کوی گلستان، نزدیک به فضاهای تجاری محله یا در درون بافت مسکونی محله واقع شدهاند. هیچ مکان سومی در نیمۀ پایینی محله که فضاهای باز و جمعی کمتری وجود دارد، شناسایی نشد. از نظر موقعیت فضایی، این مکانها عمدتاً در نقاطی واقع شدهاند که نسبت به گذرگاههای اطرافشان دارای گشودگی فضایی هستند. فضاهای مجاور مناطق باز، تقاطع چندین گذرگاه، یا عقبنشینی در امتداد گذرگاه به دلیل گشودگی فضایی، امکان حضور افراد بیشتری را در این مکانها فراهم کرده و زمینۀ تشکیل مکانهای سوم محله را فراهم کردهاند. فعالیت غالب در این مکانها گفتوگو است که ایستاده یا نشسته رو به میدان یا گذرگاه مجاور صورت میگیرد. همچنین، نتایج مصاحبهها نشان میدهد انتخاب مکان برای تعاملات اجتماعی توسط ساکنان کوی گلستان به مجموعهای از عوامل فیزیکی و اجتماعی بستگی دارد. مصاحبهشوندگان به طور خاص ویژگیهایی مانند سایۀ مناسب، فضای باز مطلوب، پلهها برای نشستن، نزدیکی به خانه و پوشش گیاهی مطلوب را ذکر کردند. تحلیل این یافتهها، علاوه بر انطباق این ویژگیها با معیارهای پیشنهادشده برای نظریۀ مکان سوم، نشان میدهد فضاهای مورد استفاده ساکنان محله، محیطهای خنثی هستند که افراد بهراحتی میتوانند در آنها حضور داشته باشند و گفتوگو فعالیت اصلی آنها است. از طرفی، در میان مکانهای سوم شناساییشده، دو مکان (شمارههای 1 و 2) در امتداد گذر گلستان واقع شدهاند که علاوه بر تعاملات اجتماعی معمول در میان ساکنان، فعالیتهای تجاری نیز در آنها انجام میشود. بخشی از این تعاملات اقتصادی بین ساکنان محله و شهروندانی که برای خرید وارد گذر تجاری اصلی محله میشوند، رخ میدهد. در مقابل، سه مکان سوم دیگر (شمارههای 3، 4 و 5) که در مناطق درونی محله و دور از فضاهای تجاری و کارگاهی واقع شدهاند، تنها شاهد حضور ساکنان محله در گردهماییها و فعالیتهای مشترک مانند تقسیم کارهای خانگی، مراقبت از کودکان، خوردن غذا و کشیدن قلیان هستند. این مطالعه نشان میدهد فضای باز مناسب و وجود پلهها برای نشستن عوامل مهمی در تشکیل مکانهای سوم در محله هستند. از طرف دیگر، در شرایط محدودیت فضای سبز در محله و آبوهوای نیمهخشک شهر سبزوار، سایهاندازی و پوشش گیاهی نسبتاً مطلوب برخی مکانهای سوم از دیگر موارد مهم گزارششده در مصاحبهها توسط ساکنان بود.نتیجهگیرییافتههای این پژوهش نشان میدهد پنج مکان سوم در کوی گلستان قابل شناسایی است که میتواند نقش مهمی در کاهش جداییگزینی در این منطقه ایفا کند. مکانهای سوم تجاری شناساییشده (شمارههای 1 و 2)، با ظرفیتهای اجتماعپذیری و ایجاد پذیرش اجتماعی در میان ساکنان محله و شهروندان، میتوانند زمینۀ مناسبی برای کاهش جداییگزینی و ادغام فضای عمومی محله در عرصۀ عمومی گستردهتر بافت تاریخی و تجاری سبزوار فراهم کنند. مناسبسازی این مکانهای سوم تجاری در برنامههای آتی میتواند تأثیر بسزایی بر ارتقای اجتماعپذیری و کاهش مشکلات جداییگزینی محله داشته باشد. علاوه بر این، پرداختن به سه مکان سوم دیگر به دلیل اثرات آنها بر سرمایۀ اجتماعی، سلامت روانی و اجتماعی، تابآوری و توانمندسازی ساکنان بسیار مهم است. در این رابطه، بر اساس نظریۀ تماس، تماس روزانۀ بینفردی بین گروههای مختلف به طور بالقوه زمینۀ کاهش دیدگاههای قالبی، تعصب و ایجاد نگرشهای مثبت نسبت به گروههای دیگر را فراهم میکند. بنابراین، بهبود دسترسی، امنیت و ایمنی این فضاها، همراه با امکان برآوردن نیازهای مختلف کاربران، بهویژه فراهم کردن سرپناه، مکث و فضاهای نشستن از طریق طراحیهای ساده و بیتکلف ولی مناسب، میتواند نقش مهمی در فراهم کردن زمینۀ حضور و تعاملات تجاری گروههای اجتماعی مختلف ایفا کند. این مطالعه پیشنهاد میکند که ارتقای مکانهای سوم تجاری شناساییشده میتواند به طور قابل توجهی اجتماعپذیری را بهبود بخشد و مسائل جداییگزینی در محله را کاهش دهد. پژوهش حاضر نشان میدهد این فضاها، بهویژه آنهایی که مجاور مسیر اصلی تجاری کوی واقع شدهاند، پتانسیل پذیرش تعاملات اقتصادی و اجتماعی بین ساکنان و شهروندان میزبان را دارند و به اینترتیب به ادغام جامعۀ حاشیهنشین در جامعۀ شهری گستردهتر کمک میکنند. بنابراین مناسبسازی مکانهای سوم شناساییشده کوی از طریق ویژگیهای مطرحشده در نظریۀ مکان سوم شامل رسیدگی به کیفیت ظاهری محیط، مناسبسازی فضا به منظور امکان حضور اقشار مختلف، ایجاد فضاهای مناسب برای توقف و نشستن در مکان، تأمین روشنایی در شب، بهبود کیفیت فضای سبز، و استقرار تجهیزات پشتیبان و ارتقادهندۀ حضورپذیری فضا همچون اختصاص میانافزاهایی همچون فضاهای خدماتی و تجاری محلی همچون نانوایی، قصابی، آرایشگاه، و غیره، در کنار استفاده از تجهیزات ورزشی، بازی کودکان، و آبخوری و سایبان میتواند نقش بسزایی در تقویت جایگاه مکانهای سوم یادشده در زندگی اجتماعی محله داشته باشد.