شناسایی تهدیدات و درمانهای دیجیتال حوزۀ سلامت روان شهری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه شهرسازی و طراحیشهری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار، گروه شهرسازی و طراحی شهری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسیارشد، گروه برنامهریزی شهری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه شهرسازی و طراحی شهری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.508881.1602چکیده
مقدمهرشد سریع فناوریهای دیجیتال و دیجیتالی شدن زندگی انسانها بهخصوص انسان شهرنشین، تهدیدهای جدیدی را برای سلامت روان شهروندان از جمله اعتیاد به رسانههای اجتماعی و کلاهبرداریهای سایبری ایجاد کرده است. درواقع، این پدیده چالشهای مهمی از جمله فرسایش پیوندهای اجتماعی، شیوع شایعات بیاساس و تغییر ماهیت مرز بین فضاهای عمومی و خصوصی را به همراه دارد که در نهایت ساختار زندگی شهری و نحوۀ تعامل شهروندان با یکدیگر را تغییر داده و میتواند اثرات بسیار نامناسبی بر سلامت روان شهروندان داشته باشد. اما از سوی دیگر، درمانهای دیجیتال راهحلهای امیدوارکنندهای برای مسائل بهداشت روانی در شهرها ارائه میدهند، راهحلهای دیجیتال به عنوان ابزاری حیاتی برای رسیدگی به چالش رو به رشد سلامت روان شهری در دهههای اخیر برای ارائۀ مراقبتهای بهداشت روانی قابل دسترس برای همه، کارآمد و مؤثر برای ساکنان شهری ظهور کرده و به صورت پلتفرمهای دیجیتال، اپلیکیشنها، شبکههای پشتیبانی دیجیتال و... در بسیاری از شهرها مطالعه و به کار گرفته شدهاند. علاوه بر این در دهههای آینده، شاهد گسترش فناوریهای جدیدی خواهیم بود که به طور اساسی نحوۀ زندگی، کار و تعامل ما با محیط اطراف را تغییر خواهند داد. از هوش مصنوعی و واقعیت مجازی گرفته تا اینترنت اشیا و زیرساختهای شهر هوشمند، این نوآوریها گرچه وعدۀ بهبود کارایی، راحتی و ارتباطات را میدهند، اما اگر بهدقت مدیریت نشوند، ممکن است پیامدهای ناخواستۀ بسیاری برای سلامت روانی ساکنان شهری داشته باشند. بنابراین، دیجیتالی شدن تأثیرات بسیاری بر همۀ ابعاد جامعهشناسی، سیاست، اقتصاد، روانشناسی و... داشته است و رشتۀ شهرسازی و موضوع ذیل آن تحت عنوان «سلامت روان شهری» به عنوان حوزهای میانرشتهای که با تمام ابعاد زندگی انسان ارتباط دارد، باید تأثیرات دیجیتالی شدن بر سلامت روان را در نظر داشته و برای ارتقای تأثیرات مثبت و کاهش تأثیرات منفی آن در شهرها تلاش کند. به همینمنظور، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل تهدیدها و درمانهای دیجیتال مؤثر بر سلامت روان شهروندان، بیان شده در اسناد و پژوهشهای مرتبط میانرشتهای انجام شده است.مواد و روشهاروش تحقیق در این پژوهش تحلیل محتوا است. با توجه به هدف پژوهش، ابتدا به مرور سیستماتیک مطالعات پیشین پرداخته و با استفاده از تحلیل محتوای این مطالعات، تهدیدها و درمانهای دیجیتال عام مؤثر بر سلامت روان شناسایی شده است. در واقع، این پژوهش با استفاده از نوعی رویکرد تفسیری دادههای کیفی جمعآوریشده از طریق یک فرایند سیستماتیک (Butler et al., 2016) را تحلیل و سپس با در نظر گرفتن تکرار هر یک از تهدیدها و درمانهای دیجیتال در جهت تحلیل راحتتر به تبدیل دادههای کیفی به کمی پرداخته است. یافتههاتحلیل تهدیدها و درمانهای سلامت روان دیجیتال شهری نشان میدهد این حوزه، با دو روی متضاد، هم امکانات بینظیری برای ارتقای سلامت روان شهروندان ارائه میدهد و هم چالشهای جدی پیش روی آنان قرار میدهد. نکتۀ حائز اهمیت، تلفیق دیدگاههای متخصصان و پژوهشها به منظور شناسایی و تفکیک تهدیدها و درمانها در سه دستهبندی عوامل اجتماعی ـ فرهنگی، مدیریتی و ویژگیهای فردی است که هریک، نقش ویژهای در این میان ایفا میکنند. در این راستا، عوامل مدیریتی (با سهم 34/33 درصد در درمانها و 39/76 درصد در تهدیدها)، نقش اساسی در شکلدهی به این پدیده دارند. درمانهای مدیریتی، عمدتاً بر بهصرفه بودن از نظر زمانی و هزینهای (با درصد تکرار 11/94 درصد) تأکید دارد. این در حالی است که تهدیدهای مدیریتی، بیشتر بر شکاف دیجیتالی بین نسلی (با درصد تکرار 18/70 درصد) دلالت دارد.در سوی دیگر، ویژگیهای فردی (با سهم 8/96 درصد در درمانها و 36/14 درصد در تهدیدها)، نقش مهمی در تعیین میزان بهرهمندی شهروندان از خدمات سلامت روان دیجیتال و آسیبپذیری آنان در برابر خطرات این حوزه ایفا میکنند. درمانهای فردی، بر افزایش تابآوری و آگاهی، ایجاد انگیزه در کاربران و تسریع در شروع درمان و بهبود (با درصد تکرار 2/99 درصد) تأکید دارد. اما در مقابل، تهدیدهای فردی، عمدتاً بر نبود مهارت و سواد دیجیتالی در شهروندان و امکان ایجاد و ارتقای اضطراب و استرس در کاربران (با درصد تکرار 7/23 درصد) دلالت دارد. این یافتهها نشان میدهد ارتقای سواد دیجیتالی شهروندان، میتواند به کاهش آسیبپذیری آنان در برابر تهدیدهای ناشی از دیجیتالی شدن کمک کند. مقولۀ اجتماعی ـ فرهنگی (با سهم 56/72 درصد در درمانها و 24/10 درصد در تهدیدها)، نقش مهمی در شکلدهی به نگرش و رفتار شهروندان در قبال فناوریهای دیجیتال ایفا میکنند. درمانهای اجتماعی ـ فرهنگی، بیشتر بر درک مشترک بر اثر گفتوگو با دیگران دلالت دارند، اما در مقابل، تهدیدهای اجتماعی ـ فرهنگی، عمدتاً بر انزوایاجتماعی تأکید دارند.نتیجهگیریفناوریهای نوین ارتباطی و فناوریهای دیجیتال در عین اینکه امکانات جدیدی را برای ارتقای سلامت روان شهروندان فراهم کردهاند، خطرات و تهدیدهای جدیدی را نیز ایجاد کردهاند که باید مورد توجه قرار گیرد. اما تا کنون تحقیقات کافی در مورد تهدیدها و درمانهای دیجیتالی شدن بر شهروندان صورت نگرفته است. در حالی که شناسایی همۀ تهدیدها و درمانهای دیجیتال و تأثیر آن بر سلامت روان شهروندان و سعی در کاهش تهدیدها و افزایش اثر درمانها در تدوین برنامهریزی و طراحی شهری حائز اهمیت است. در واقع، تا کنون هیچ مطالعهای در راستای تحلیل محتوا پژوهشهای منتشرشده و شناسایی تهدیدها و درمانهای مؤثر بر سلامت روان شهروندان انجام نشده و بیشتر مطالعات تنها تعدادی از این عوامل را بررسی کردهاند. به همینمنظور، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل تهدیدها و درمانهای دیجیتال مؤثر بر سلامت روان شهروندان، بیانشده در اسناد و پژوهشهای مرتبط انجام شده است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که مطالعات پیشین، حوزۀ تهدیدهای دیجیتال را بیشتر ناشی از عوامل مدیریتی و اجتماعی ـ فرهنگی مانند شکاف دیجیتالی بین نسلی، خطرات سایبری ناشی از عدم شفافیت در سیاستهای حفظ حریم خصوصی کاربران، انزوای اجتماعی، ارتقای نابرابری فضایی و اجتماعی بر اثر تفاوت در دسترسی به فناوریهای دیجیتال میدانند. پس از این عوامل، نبود مهارت و سواد دیجیتالی در شهروندان و امکان ایجاد و ارتقای اضطراب و استرس در کاربران به عنوان مهمترین تهدیدهای دیجیتال در بعد ویژگیهای فردی است. همچنین در مطالعات حوزۀ درمانهای دیجیتال شهری، بیشتر عوامل اجتماعی ـ فرهنگی و مدیریتی مانند دسترسی آسان، درک مشترک بر اثر گفتوگو با دیگران، بهصرفه بودن از نظر زمانی و هزینهای، اثربخشی و کارایی بیشتر خدمات دیجیتال و کاربرد بهتر و کاراتر در دوران بحران مورد بررسی قرار گرفته است. در نتیجه تحولات دیجیتال به طور گستردهای بر سلامت روان شهروندان تأثیر گذاشته و در کنار مزایای فراوان، چالشهای جدیدی را نیز به همراه داشته است. در عین حال، فناوریهای دیجیتال ظرفیت بالقوهای برای ارائۀ راهکارهای درمانی نوین از جمله مشاورههای آنلاین، پلتفرمهای پشتیبانی اجتماعی و استفاده از هوش مصنوعی و واقعیت مجازی در درمانهای سلامت روان فراهم کرده است. همچنین، موفقیت در مدیریت سلامت روان دیجیتال مستلزم یک رویکرد جامع، چندبعدی و همکاری میان سیاستگذاران شهری، متخصصان سلامت و توسعهدهندگان فناوری است. از طریق هماهنگی و تدوین سیاستهای منسجم میتوان ضمن کاهش تهدیدها، از فرصتهای فناوری دیجیتال برای ارتقای کیفیت زندگی و سلامت روان شهروندان به بهترین شکل بهرهبرداری کرد. در نهایت، این پژوهش بر اهمیت ایجاد تعادل میان مزایای دیجیتالی شدن و کنترل چالشهای آن تأکید دارد تا شهرهای آینده بتوانند محیطی سالم، ایمن و پایدار برای ساکنان خود فراهم کنند. البته سایر عوامل نیز اهمیت بسیاری دارند و سیاستگذاران، برنامهریزان، طراحان و معماران باید پس از شناخت مناسب تهدیدها و درمانهای دیجیتال، در جهت کاهش اثرات تهدیدها و افزایش تأثیر درمانها گام بردارند.