بررسی و تبیین الگوهای بازآفرینی در بافتهای ناکارآمد شهر همدان
نویسندگان
1 دانشیار گروه شهرسازی و معماری، واحد مراغه، دانشگاه آزاد اسلامی، مراغه، ایران
2 استاد گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
3 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامهریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
doi
10.22034/uep.2025.500571.1585چکیده
مقدمهشهر همدان، با مساحتی حدود 834 هکتار بافت فرسوده، نمونهای از این مشکل است. با توجه به تراکم زیاد بناهای فرسوده و شکلگیری مشاغل ناسازگار در این نواحی، کیفیت زندگی ساکنان این مناطق کاهش یافته و مشکلات اجتماعی و اقتصادی افزایش یافته است. با توجه به اینکه شهر همدان در سالهای اخیر گسترش قابل توجهی داشته و از نظر کالبدی و اجتماعی با چالشهایی روبهرو است، توجه به رویکرد بازآفرینی شهری در این شهر بهویژه با هدف دستیابی به توسعۀ پایدار اهمیت زیادی دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و ارزیابی شاخصهای کلیدی توسعۀ پایدار در فرایند بازآفرینی شهری، بهویژه در شهرهای میانه مانند همدان، انجام میشود. در این راستا، پاسخ به این سؤالها که «مهمترین شاخصهای بازآفرینی پایدار در شهر همدان کداماند؟» و «آیا سیاستها و فرایندهای بازآفرینی در این شهر در راستای توسعۀ پایدار بوده است؟» میتواند به توسعۀ راهبردهای مؤثر برای بهبود وضعیت شهری کمک کند. این تحقیق تلاش دارد با تحلیل شاخصهای مختلف توسعۀ پایدار و ارزیابی میزان تأثیر آنها در فرایند بازآفرینی، به مدیران شهری و سیاستگذاران کمک کند تا برنامههای بازآفرینی را به گونهای طراحی کنند که همراستا با اهداف توسعۀ پایدار و بهبود کیفیت زندگی ساکنان باشد. این تحقیق به بررسی شاخصهای توسعۀ پایدار شهری در شهر همدان و ارزیابی میزان تأثیر آنها در تحقق اهداف بازآفرینی شهری میپردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که «مهمترین شاخصهای بازآفرینی پایدار در شهر میانی همدان کداماند؟»مواد و روشهااین پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی، توصیفی ـ تحلیلی است. به دلیل نوع دادهها و عدم امکان کنترل رفتار متغیرهای تأثیرگذار، این تحقیق در دستۀ پژوهشهای غیرتجربی قرار گرفته و از روش آمیخته استفاده میشود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل دو گروه است: گروه اول، مدیران، مسئولان و کارشناسان باتجربه در مسائل شهری همدان و گروه دوم، شهروندان ساکن همدان. حجم جامعۀ آماری بر اساس سرشماری سال 1401 برابر با 302,467 نفر است. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برای این تحقیق 384 نفر محاسبه شده است. نمونهگیری از طریق روشهای هدفمند برای گروه اول (مدیران و کارشناسان) و به طور تصادفی برای گروه دوم (شهروندان) انجام شده است. برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامهای محققساخته استفاده شده است که به طور ویژه برای ارزیابی ابعاد مختلف بافتهای ناکارآمد شهری در همدان طراحی شده است. در ارزیابی روایی پرسشنامه، از روایی صوری استفاده شده و نظرات استاد راهنما و اساتید شهرسازی، برنامهریزی شهری و معماری مد نظر قرار گرفته است. برای ارزیابی پایایی ابزار اندازهگیری، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شود. در تحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS و روشهای آماری مختلف استفاده شده است. به منظور تجزیهوتحلیل روابط بین متغیرها، از تحلیل رگرسیون برای بررسی تأثیرات و تحلیل همبستگی برای ارزیابی رابطۀ بین متغیرهای وابسته و مستقل استفاده شده است. این روشها به منظور تجزیهوتحلیل تأثیرات مختلف عوامل اقتصادی، اجتماعی و کالبدی بر فرایند بازآفرینی بافتهای ناکارآمد شهری و ارزیابی پیامدهای آنها در راستای توسعۀ پایدار به کار گرفته شده است. یافتههابراساس نتایج تحقیق در خصوص بازآفرینی بافتهای ناکارآمد شهری در همدان، واضح است که این بافتها با مشکلات متعددی از جمله فرسودگی ساختاری، نبود زیرساختهای مناسب، نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی، و مسائل زیستمحیطی مواجه هستند که بر کیفیت زندگی ساکنان تأثیر منفی گذاشته است. این بافتها به دلیل پراکندگی فعالیتها و ناتوانی در جذب سرمایههای جدید، باعث کاهش جذابیت شهر و افزایش مشکلات در ادارۀ امور شهری شدهاند. در این راستا، طرحهای بازآفرینی شهری به عنوان یک راهکار جامع برای رفع این چالشها در همدان مطرح میشود. بازآفرینی شهری به معنای ایجاد تحولی همهجانبه در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی است که هدف آن، بهبود کیفیت زندگی در این مناطق است.در تحلیل شهرسازی بازآفرینی در همدان، نخستین مسئلهای که باید به آن پرداخته شود، وضعیت ناپایدار و ناکارآمد زیرساختهای این بافتها است. نبود امکانات اولیه مانند سیستمهای فاضلاب و آبرسانی، شبکههای حملونقل ناکافی و بیتوجهی به زیباسازی فضاهای عمومی، از دلایل اصلی ناکارآمدی این بافتها به شمار میرود. از اینرو، بازآفرینی این بافتها در همدان باید بهبود زیرساختهای شهری را در اولویت قرار دهد تا به اینترتیب، شهروندان از خدمات شهری بهصورت مؤثر و مطلوب بهرهمند شوند.در بخش اجتماعی، بافتهای ناکارآمد همدان بهویژه در مناطق مرکزی شهر از نظر نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی مشکلاتی دارند که در بازآفرینی آنها باید به مشارکت ساکنان در فرایند تصمیمگیری و اجرای پروژههای شهری توجه ویژهای شود. این اقدام نه تنها موجب تقویت همبستگی اجتماعی در میان ساکنان میشود، بلکه به ایجاد محلههایی با کیفیت زندگی بالاتر خواهد منجر شد. در این راستا، ضروری است که برنامههای بازآفرینی در همدان با در نظر گرفتن نیازهای اجتماعی و فرهنگی محلی به اجرا درآید تا هویت محلهها حفظ شود. در بعد اقتصادی، تأکید بر جذب سرمایهگذاریهای جدید، بهویژه در زمینۀ ایجاد اشتغال و ایجاد فضاهای تجاری و خدماتی، میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی بافتهای ناکارآمد همدان منجر شود. استفاده از ظرفیتهای موجود در بافتهای قدیمی و تبدیل آنها به فضاهای تجاری و خدماتی جدید، به جذب سرمایههای بخش خصوصی و ایجاد شغل در این مناطق کمک میکند. علاوه بر این، توجه به فعالیتهای اقتصادی محلی و حمایت از کسبوکارهای کوچک در این مناطق میتواند از مهاجرت ساکنان و کاهش میزان بیکاری جلوگیری کند. نتیجهگیریدر نهایت، بازآفرینی شهری در همدان باید با توجه به ویژگیهای خاص این شهر و با بهرهگیری از تجربیات مشابه در دیگر کلانشهرها طراحی شود. یکی از چالشهای اصلی در این شهر، تقویت روابط میان نهادهای دولتی و بخش خصوصی است. همکاری مؤثر میان این دو نهاد میتواند به کاهش تضاد منافع کمک کند و پروژههای بازآفرینی را به نتایج مطلوبتری برساند. به طور کلی، بازآفرینی بافتهای ناکارآمد شهری در همدان به یک رویکرد یکپارچه و پایدار نیاز دارد که همزمان به مسائل کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی توجه داشته باشد. این رویکرد نه تنها میتواند مشکلات موجود را برطرف کند، بلکه زمینه را برای توسعۀ پایدار و بهبود کیفیت زندگی در این مناطق فراهم میآورد.