فرصتها و محدودیتهای نظام بینالملل و سیاست خارجی کشورها (مطالعۀ موردی: ایران و مالزی)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
2 دکتری روابط بینالملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.22059/jhgr.2019.208180.1007234چکیده
نظام بینالملل و قدرتهای بزرگ بهمثابة «متغیر مستقل» و نظامهای فرعی–منطقهای بهمثابة «متغیر میانی»، سیاست خارجی کشورها را تحت تأثیر قرار داده، با وجود فرصتهایی برای توسعة واحدها، محدودیتهایی برای آنان در جهت پیگیری اهداف و منافع ملی ایجاد میکنند. با وجود این، دولتهای کوچک و متوسط در ساختار موجود، توان نسبی برای پیگیری اهداف توسعهای خود دارند؛ ازجملة این کشورها، ایران و مالزی را میتوان نام برد. بهطور تقریبی، مالزی در قلب ناحیة شرق آسیا قرار دارد؛ منطقهای که درحالحاضر به یکی از مناطق مطرح اقتصاد جهانی تبدیل شده است و در صلح و ثبات بهسر میبرد و ایران در منطقة خاورمیانه قرار دارد؛ منطقهای بحرانزا و با نظم هابزی. این شرایط منطقهای تأثیر ساختار نظام بینالملل و قدرتهای بزرگ بر سیاست خارجی دو کشور را دستخوش تحول کرده است. شرایط نامناسب منطقة خاورمیانه در کنار موانع و محدودیتهای آمریکا، سیاست خارجی ایران را بهویژه در بعد تأثیر بر فرایند توسعه، با محدودیت مواجه کرده است؛ درحالیکه در شرق آسیا، حضور چین و ژاپن در کنار آمریکا، علاوهبر تعدیل محدودیتهای این ابرقدرت، سبب ارتقای فناوری، سرمایه و اقتصاد مالزی شده است. در بعد ظرفیت و توان سازمانهای محلی نیز عضویت مالزی در «آسهآن»، با زیرمجموعههای کاربردی آن، شرایط دستیابی به سرمایههای محلی و همکاری فنی، بهمنظور کسب منافع منطقهای را فراهم کرده است؛ برخلاف سازمان منطقهای اکو که نتوانسته چنین جایگاهی برای ایران داشته باشد.