ارزیابی نقادانه کارآزماییهای بالینی منتشر شده در رابطه با تأثیر طب مکمل بر روی علائم یائسگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تخصصی بهداشت باروری، کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشیار گروه مامایی، مرکز تحقیقات مراقبت مبتنی بر شواهد، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22038/ijogi.2018.11231چکیده
مقدمه: مطالعات کارآزمایی بالینی در حیطه یائسگی، به دلیل نقش بسیار حیاتی سلامت زنان در خانواده و جامعه، از جایگاه ویژهای در تولید شواهد برخودار هستند. شرط استفاده از نتایج کارآزماییهای بالینی در پزشکی مبتنی بر شواهد، کیفیت مطلوب کارآزمایی بالینی و صحت متدولوژیک آن است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقادانه کیفیت کارآزماییهای بالینی منتشر شده توسط پژوهشگران ایرانی، در زمینه تأثیر طب مکمل بر روی علائم یائسگی انجام شد. روشکار: در این مطالعه توصیفی، مطالعات کارآزمایی بالینی منتشر شده در حیطه تأثیر طب مکمل بر روی علائم یائسگی در یک بازه زمانی (10 ساله) سالهای 94-1384 در مجلات ایرانی نمایه شده در پایگاههای اطلاعاتی معتبر SID، Iranmedx، Irandoc، Magiran و Google scholar و با استفاده از کلیدواژههای یائسگی، طب مکمل، ماساژ، طب فشاری، طب گیاهی و کارآزمایی بالینی مورد بررسی قرار گرفتند. از مجموع 238 مقاله بازیابی شده، تعداد 47 مقاله با استفاده از چک لیستConsort 2010 مورد ارزیابی نقادانه قرار گرفت. حداکثر و حداقل امتیازی که هر مقاله میتوانست کسب کند به ترتیب 37 و صفر بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) صورت گرفت. یافتهها: میانگین کیفیت کلی مقالات بررسی شده برابر با 94/3±93/23 از حداقل و حداکثر کسب شده 33-16 بود. بهعلاوه از 47 کارآزمایی بالینی منتشر شده، محاسبه حجم نمونه در 21 مورد (68/44%)، شیوه تصادفیسازی در 20 مورد (5/46%)، نوع کورسازی و چگونگی انجام آن در 19 مورد (42/40%) و روش مورد استفاده برای تولید توالی تخصیص در 35 مقاله (46/74%) ذکر شده بود. در 46 مقاله (87/97%) نیز به روشهای آماری استفاده شده اشاره شده بود. در بین بخشهای اصلی مقاله، قسمت "پیشینه و هدف" بیشترین و "روشکار" کمترین میانگین را در ارزیابی کیفی به خود اختصاص دادند. نتیجهگیری:کارآزماییهای بالینی منتشر شده در مجلات علوم پزشکی ایران از طراحی و شیوه گزارشی در حد متوسط برخوردارند، بنابراین پیشنهاد میشود که سردبیران مجلات، داوران و پژوهشگران کارآزماییهای بالینی از یک دستورالعمل استاندارد بهمنظور طراحی و گزارش کارآزماییها استفاده نموده و آموزشهای لازم در این خصوص در نظر گرفته شود.