تبیین الگوی عدالت فضایی در توزیع خدمات با رویکرد کاهش فقر منطقۀ 8 شهر شیراز
نویسندگان
1 دانشیار، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.505749.1597چکیده
مقدمهعدالت همواره به عنوان یکی از اصول اساسی جوامع انسانی مطرح بوده و در حوزههای مختلف علمی، اجتماعی، و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. در شهرهای امروزی، عدالت فضایی به عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در برنامهریزی شهری شناخته میشود که نقش مهمی در کاهش نابرابریهای اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی شهری دارد. توزیع ناعادلانۀ خدمات و منابع شهری یکی از چالشهای اساسی بسیاری از شهرهای درحالتوسعه است که به نابرابریهای اجتماعی و فضایی منجر میشود. رشد سریع شهرنشینی، مهاجرتهای گسترده، و تمرکز خدمات در مناطق خاص شهری باعث تشدید نابرابری در توزیع خدمات شده و گروههای کمبرخوردار را در شرایط ناعادلانهای قرار داده است. عدم دسترسی کافی به خدمات شهری، بیکاری، فقر، و نبود فرصتهای برابر اقتصادی، ازجمله عواملی هستند که احساس نابرابری را در بین شهروندان افزایش میدهند. در این راستا، عدالت فضایی با تأکید بر توزیع متوازن منابع و امکانات، نقش مهمی در ایجاد شهرهای پایدار و عادلانه ایفا میکند. شیراز به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران، تنوع فرهنگی و تاریخی قابل توجهی دارد. با اینحال، برخی مناطق این شهر، از جمله منطقۀ 8، از توزیع نامتعادل خدمات شهری رنج میبرند که به بروز نابرابریهای گسترده در دسترسی به امکانات شهری منجر شده است. این منطقه، با داشتن ویژگیهای خاص جغرافیایی و اجتماعی، یکی از مناطقی است که چالشهای متعددی را در زمینۀ توزیع خدمات شهری تجربه کرده است و نیاز به بررسی دقیق و برنامهریزی جامع دارد. هدف این پژوهش، تحلیل عدالت فضایی در توزیع خدمات شهری در منطقۀ 8 شیراز است. این مطالعه به بررسی میزان دسترسی شهروندان به خدمات شهری و شناسایی نابرابریهای موجود میپردازد و عواملی را که در کاهش فقر و افزایش فرصتهای برابر نقش دارند، مورد ارزیابی قرار میدهد. نتایج این پژوهش میتواند به سیاستگذاران شهری در تدوین برنامههای متناسب برای بهبود عدالت فضایی و کاهش نابرابریهای اجتماعی کمک کند.مواد و روشهااین پژوهش از روش کمی و منطق استدلال قیاسی (از کل به جزء) برای بررسی روابط علت و معلولی در توزیع خدمات شهری و تأثیر آن بر کاهش فقر استفاده کرده است. جامعۀ آماری این پژوهش شامل شهروندان ساکن در منطقۀ 8 شیراز بوده و نمونهگیری با استفاده از روش تصادفی طبقهای و آزمون کوکران انجام شده است که بر اساس آن، 375 نفر به عنوان نمونۀ آماری انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها، از روش کتابخانهای برای تدوین مدل مفهومی پژوهش استفاده شده است. همچنین، دادههای میدانی با بهرهگیری از پرسشنامۀ محققساخته گردآوری شده که شامل 79 سؤال بسته در طیف پنجعاملی لیکرت بود. اعتبار این پرسشنامه پس از بررسی توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از روشهای آماری مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل دادهها، از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. همچنین، به منظور بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش، مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Smart-PLS انجام شد. این مدلسازی امکان ارزیابی دقیق روابط بین عدالت فضایی، کیفیت زندگی، احساس فقر و سایر متغیرهای مرتبط را فراهم کرد. یافتههانتایج پژوهش نشان داد سه مسیر معنادار بین متغیرهای مختلف وجود دارد که تأثیر آنها بر عدالت فضایی و احساس فقر مشخص شد: در مسیر تأثیر اشتغال و اقتصاد بر عدالت فضایی و احساس فقر، وضعیت اشتغال و شرایط اقتصادی شهروندان تأثیر مستقیمی بر عدالت فضایی دارد. بهبود اشتغال و وضعیت اقتصادی موجب افزایش رضایتمندی شهروندان از توزیع خدمات شهری میشود که به کاهش احساس فقر منجر میشود. در مسیر ارتباط میان اشتغال، بهداشت و عدالت فضایی، وضعیت اشتغال بر میزان دسترسی و کیفیت خدمات بهداشتی تأثیرگذار است. خدمات بهداشتی بهتر، موجب بهبود عدالت فضایی میشود و درنهایت کیفیت زندگی را افزایش داده و احساس فقر را کاهش میدهد. در مسیر تأثیر مسکن بر عدالت فضایی و فقر شهری، وضعیت مسکن یکی از شاخصهای مهم عدالت فضایی محسوب میشود. دسترسی به مسکن مناسب، موجب افزایش کیفیت زندگی و رضایتمندی شهروندان شده و درنتیجه، احساس فقر را در بین افراد کاهش میدهد. تمامی این مسیرها از طریق تحلیلهای آماری و بررسی مقدار آمارۀ t، در سطح معناداری کمتر از 0/01 تأیید شدند. این یافتهها نشاندهندۀ ارتباط قوی میان عوامل اقتصادی، اجتماعی و احساس فقر در میان ساکنان منطقۀ 8 شیراز است.نتیجهگیرینتایج پژوهش بیانگر آن است که عدالت فضایی به طور مستقیم بر کاهش نابرابریهای شهری تأثیر دارد. بررسی دادههای جمعآوریشده نشان داد نبود عدالت فضایی در مناطق کمبرخوردار شهری موجب احساس تبعیض و افزایش شکاف اجتماعی شده است. توزیع نامتعادل خدمات شهری نهتنها دسترسی شهروندان به امکانات را محدود کرده، بلکه بر فرصتهای اقتصادی و اجتماعی آنها نیز تأثیر گذاشته است. همچنین، یافتهها نشان داد سرمایهگذاری در حوزۀ اشتغال، مسکن و بهداشت تأثیر مثبتی بر کاهش فقر دارد. ارائۀ خدمات مسکن پایدار و حمایت از خانوارهای کمدرآمد در دسترسی به مسکن مناسب، میتواند نقش مؤثری در کاهش احساس فقر داشته باشد. علاوه بر این، تأمین فرصتهای شغلی پایدار و افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی، دو عامل کلیدی در افزایش عدالت فضایی هستند. در این راستا، توسعۀ زیرساختهای شهری و برنامهریزی صحیح در راستای توزیع عادلانۀ خدمات، میتواند به بهبود عدالت فضایی و افزایش کیفیت زندگی شهروندان منجر شود. نتایج این پژوهش نشان داد بهبود شاخصهای اشتغال، بهداشت و مسکن، به طور مستقیم با کاهش احساس فقر و ارتقای عدالت فضایی در ارتباط است. اشتغال پایدار و تقویت وضعیت اقتصادی خانوارها نهتنها کیفیت زندگی افراد را بهبود میبخشد، بلکه دسترسی آنها به خدمات شهری و امکانات عمومی را نیز افزایش میدهد. بهبود شاخصهای بهداشتی و مسکن نیز موجب کاهش نابرابریهای فضایی و افزایش تعادل در توزیع خدمات شهری خواهد شد. بر این اساس، پیشنهاد میشود که سیاستگذاران شهری اقداماتی در راستای توسعۀ فرصتهای شغلی، ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی و تأمین مسکن مناسب برای اقشار کمدرآمد اتخاذ کنند. اجرای سیاستهای حمایتی در این حوزهها میتواند نقش مهمی در کاهش فقر و ارتقای عدالت فضایی داشته باشد.علاوه بر این، برنامهریزی جامع و منسجم برای توسعۀ پایدار شهری، با تمرکز بر عدالت فضایی، ضروری به نظر میرسد. بهبود الگوهای توزیع خدمات شهری، گسترش زیرساختهای عمومی و تقویت سیاستهای حمایتی، ازجمله اقداماتی هستند که میتوانند به کاهش نابرابریهای اجتماعی و افزایش رضایت شهروندان منجر شوند. درنهایت، پژوهش حاضر نشان میدهد تحقق عدالت فضایی، نهتنها بر کاهش فقر و افزایش کیفیت زندگی تأثیرگذار است، بلکه میتواند نقش بسزایی در دستیابی به توسعۀ پایدار شهری ایفا کند. از اینرو، ضروری است که عدالت فضایی به عنوان یکی از محورهای اساسی سیاستگذاری شهری مد نظر قرار گیرد تا شهرها به محیطی عادلانهتر، کارآمدتر و پایدارتر تبدیل شوند.