تبیین روند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران؛ ارائۀ یک نظریۀ زمینه‌ای

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران

2 استاد گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22034/uep.2024.487217.1551
چکیده

مقدمهپیراشهرنشینی نوعی پدیدۀ فضایی است که طی دو دهۀ اخیر، در سرتاسر جهان به طرز فزاینده‌ای، در رأس مطالعات توسعه و برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای قرار گرفته است. کلیت این پدیده، در یک منطقۀ کلان‌شهریِ به‌سرعت در حال رشد قابل ‌تصور است؛ اما مسئلۀ اصلی این است که در این کلیت مفروض، جایگاه منطقۀ پیراشهری کجاست و آیا می‌توان آن را شهر یا حومه، روستایی یا شهری دانست (Sahana et al.,2024).می‌توان گفت که فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری در سرتاسر جهان، متأثر از جریان‌های حرکتی مردم، در یک روند گرایش به شهر یا گریز از شهر قابل تبیین است:- گرایش به شهر، روندی است که گروه‌های مختلف مردم را به سمت هستۀ مرکزی جذب می‌کند. افراد تصمیم به مهاجرت می‌گیرند؛ زیرا در یک دورۀ بلندمدت، جذب جاذبه‌های ملموس و مورد انتظار شهر شده‌اند که به آن‌ها وعدۀ فرصت‌های بهتر اقتصادی در مقایسه با بیرون شهر می‌دهد. مهاجران در سال‌های اولیۀ مهاجرت خود، قادر به جذب در بازار زمین کلان‌شهری نیستند و لذا در محیط‌های پیرامونی مراکز کلان‌شهری سکونت می‌گزینند. همین امر سبب توسعه در ورای مرزهای ناحیۀ شهری و ایجاد قلمروهای فضایی پیرامونی کلان‌شهرها شده که عمدتاً در پیوند با کلان‌شهر مرکزی است. - گریز از شهر، نیز روندی است که طی آن افراد از مراکز شهری به سمت بیرون و حاشیه‌های شهر نقل‌مکان می‌کنند. این امر می‌تواند با افزایش واقعی درآمد و تغییرات فراشهری حمل‌ونقل طی زمان و در واکنش به مشکلات اقتصادی ـ اجتماعی بخش مرکزی شهرها و خروج از آن‌ها رخ دهد. ضرورت چنین نگرشی در ایران با رشد سریع شهرنشینی طی سال‌های اخیر، بیشتر احساس می‌شود؛ این در حالی است که طی بیش از یک دهۀ گذشته، مناطق پیراشهری عمدتاً در لوای منطقۀ کلان‌شهری تهران مورد بررسی قرار گرفته‌اند و به طرز مشخصی، تعریف و تدقیق نشده‌اند. بر همین‌اساس، هدف اصلی پژوهش، تبیین سیستماتیک فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران است. بدیهی است پاسخ دقیق به سؤال یادشده بر مبنای مرور ادبیات علمی و نظریۀ زمینه‌ای، می‌تواند رویکرد جدیدی برای فهم عمیق این مناطق در ایران تلقی شود.مواد و روش‌هافرایند روش‌شناسی پژوهش در سه مرحلۀ تعیین، تحلیل و تدقیق پی گرفته شده است. در مرحلۀ اول (تعیین)، بر مبنای استخراج داده‌های اولیه و گزاره‌های خام، به جست‌وجوی طیف وسیعی از منابع مرتبط با مناطق پیراشهری تهران پرداخته شد. این امر با استفاده از کلیدواژه‌های مهم مرتبط با موضوع پی گرفته شد. در گام اول، 140 منبع مرتبط در قالب مقاله‌های علمی معتبر، گزارش‌های علمی، خلاصۀ کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها و مقالات کنفرانسی مستخرج شدند. در گام دوم، به لحاظ بررسی جامع، یک بازۀ زمانی 30ساله، (‌1994 ـ 2002)، (‌2003 ـ 2011)، (2012 ـ 2024)، اساس ساختار مطالعه قرار گرفت. بر همین‌اساس، تعداد 102 منبع در این بازۀ زمانی از تعداد 140 منبع کل، حاصل شد. در گام سوم نیز متن منابع منتخب از لحاظ پرداخت به فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران، به‌دقت مورد بررسی قرار گرفت تا منابع مرتبط با هدف استخراج شود. لذا 85 منبع برای بررسی نهایی به ‌عنوان جامعۀ آماری این پژوهش انتخاب شدند.در مرحلۀ دوم (تحلیل)، به استخراج اطلاعات، دسته‌بندی و کدگذاری پرداخته شد. در اولین گام، کدگذاری باز پی گرفته شد و متن منابع منتخب به ‌صورت دقیق و جزئی، سطربه‌سطر، بررسی، مفهوم‌سازی و دسته‌بندی شد. سپس، بر اساس شباهت‌ها، ارتباطات مفهومی و ویژگی‌های مشترک میان شناسه‌های باز، مقوله‌های اولیه تعیین شدند. در دومین گام، کدگذاری محوری انجام شد. در این مرحله، داده‌ها به صورت مداوم با یکدیگر مقایسه شدند تا ارتباط بین مقوله‌های اولیه شناسایی شود. این گام درنهایت به تولید و استخراج 25 مقولۀ سطح دوم و 10 خوشۀ مقوله‌ای (پدیدۀ هسته‌ای) انجامید. سومین گام نیز کدگذاری انتخابی است که در آن به فرایند یکپارچه‌سازی و بهبود مقوله‌ها پرداخته شد و درنهایت مقولۀ مرکزی انتخاب شد.در مرحلۀ سوم (تدقیق)، نظریۀ حاصل از کدگذاری انتخابی، به ‌صورت یک عبارت روایی و توضیحی برای فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی منطقۀ پیراشهری تهران، ارائه شد.یافته‌هاتبیین فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران در قالب روش‌شناسی پژوهش، در شناخت زمینه‌های شکل‌گیری پیراشهرنشینی تهران، علت‌های این پدیدۀ فضایی، مداخله‌گر‌های مؤثر در این روند، راهبردها (کنش‌ها و تعاملات) و پیامدهای به‌دست‌آمده، مورد بررسی و واکاوی قرار گرفت.- شرایط زمینه‌ایشرایط زمینه‌ای در فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران در دو دسته خلاصه می‌شوند. مورد اول، تمرکزگرایی و قطب محوری همه‌شمول تهران متأثر از عوامل اقتضایی محلی نظیر فقدان زیرساخت‌های محیطی، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و صرفه‌های ناشی از تجمع و نیروهای محرک جهانی نظیر گسترش سرمایه‌داری جهانی است. مورد دوم، نظام اجتماعی ـ اقتصادی وابسته به نفت متأثر از اقتصاد و جامعه‌رانتی است که با نقش و قدرت دولت، درآمدهای ملی و منطقه‌ای و واردات کالا/ صادرات نفت، برجسته می‌شود.- شرایط علّیشرایط علّی در فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران می‌توانند در سه دسته خلاصه شوند. مورد اول، علل تغییرمحور است که با تغییرات جمعیتی و تغییرات قیمت زمین به شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران می‌انجامد. این امر، به طرز گسترده‌ای با رشد طبیعی جمعیت، مهاجرت‌های گسترده به تهران، قیمت پایین زمین در پیرامون تهران و سوداگری زمین مرتبط است. مورد دوم، علل توسعه‌محور است که از پیشرفت‌های ارتباطی سریع نظیر گسترش زیرساخت‌های حمل‌ونقل، مسیرهای ارتباطی متعدد، دسترسی به خدمات و امکانات کلان‌شهر و فاصلۀ نزدیک با کلان‌شهر، منبعث می‌شود. مورد سوم نیز علل قانون‌محور است که با ناکارآمدی قوانین مرتبط با زمین نظیر ناکارآمدی سیاست‌های زمین شهری و قوانین منطقه‌بندی، نادیده گرفتن گروه‌های کم‌درآمد و قوانین بالفعل نظیر ملاحظات زیست‌محیطی مرتبط است.- شرایط میانجی (مداخله‌گر)شرایط میانجی در فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران در دو دسته می‌تواند خلاصه شود. مورد اول، تفرق سیاسی ـ عملکردی است که از تعدد و تکثر نهادهای برنامه‌ریزی، اجرایی و دستور کارهای موازی و ناهماهنگ، متأثر می‌شود. مورد دوم، تفرق فضایی منبعث از پراکنده‌رویی است که با رویکردهای کنترل رشد تهران و برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری بخشی، مرتبط است.- راهبردها (کنش‌ها و تعاملات)راهبردها در فرایند شکل‌گیری، گسترش و روابط فضایی مناطق پیراشهری تهران در دو دسته می‌توانند خلاصه شوند. مورد اول، بازخورد تهاجمی ـ تدافعی در قالب جدایی‌گزینی اجتماعی ـ اقتصادی، مورفولوژی پراکنده، اقتصاد خاکستری و ملاحظات زیست‌محیطی است. مورد دوم نیز فضای هدف گسسته است که تداخلات گسترده و تعارض‌های منافع را نشان می‌دهد.- نتایج و پیامدهانتایج و پیامدهای حاصل از فرایند پیراشهرنشینی تهران به دو صورت متجلی می‌شوند. مورد اول، تعارض‌های محتوایی در مناطق پیراشهری تهران است که در ارتباط با بخش‌ها و اهداف موضوعی مانند اغتشاشات کالبدی ـ فضایی، اغتشاشات اجتماعی، اغتشاشات اقتصادی و اغتشاشات زیست‌محیطی تعریف می‌شوند. مورد دوم، تعارض‌های رویه‌ای فراروی این مناطق است که تعارض‌های نظام تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و مدیریتی را در بر می‌گیرد. نتیجه‌گیریدر یک تعریف کلی، می‌توان نواحی سکونتی ـ فعالیتی پراکنده در حد فاصل منطقۀ ساخته‌شدۀ کلان‌شهر تا سایۀ شهری تهران را تحت عنوان منطقۀ پیراشهری تهران توصیف کرد که در قالب یک ساختار پراکنده در اطراف کلان‌شهر تهران، رشد می‌کند و گسترش می‌یابد. این منطقه تحت تسلط کلان‌شهر تهران بوده و روابط فضایی خود را به ‌صورت رسمی و غیررسمی با آن حفظ کرده‌ است. آمیزه‌ای از فعالیت‌های کشاورزی، صنعتی، تجاری و مسکونی، چهرۀ غالب آن‌ را تداعی می‌کند که به طرز گسترده‌ای از مهاجرت اقتصادی و سبک زندگی مرتبط با آن، متأثر می‌شوند. به لحاظ ریخت‌شناسی، گستره‌ای از گونه‌های مختلف پیراشهری در این ساختار فضایی به چشم می‌خورد که می‌توان با مد نظر قرار دادن نوعی نظم در بی‌نظمی، سه گونه پیراشهر باریکه‌ای ـ خطی، پیراشهر نقطه‌ای پراکنده و پیراشهر خوشه‌ای مجزا را در آن شناسایی کرد.- پیراشهر باریکه‌ای ـ ‌خطی، مناطق گذار شهری ـ ‌روستایی در قالب گستره‌های ناهمگن سکونتی یا فعالیتی هستند که در امتداد جاده‌های اصلی از کلان‌شهر تهران به مناطق پیرامونی واقع‌ شده‌اند.- پیراشهر نقطه‌ای، لکه‌های سکونتی پراکنده‌ای هستند که با هدف تقاضا و عرضۀ مسکن، در پیرامون کلان‌شهر تهران بدون پیروی از اصول و قواعد به‌خصوص، گسترده شده‌اند و به ‌صورت قارچ‌گونه گسترش می‌یابند.- پیراشهر‌های خوشه‌ای مجزا، مجموعه‌های سکونتی و فعالیتی مجزا با پیشینۀ شهری یا روستایی را در بر می‌گیرند که شخصیت و عملکرد آن‌ها عمدتاً با نیازها و خواسته‌های کلان‌شهر تهران شکل می‌گیرد و به لحاظ فضایی و عملکردی با منطقۀ کلان‌شهری تهران و پس‌کرانه‌های روستایی مرتبط‌اند.این مناطق، به لحاظ عملکردی، قابل ‌تفکیک در سه دستۀ پیراشهر مولد، پیراشهر نیمه‌مولد و پیراشهر خوابگاهی هستند.- پیراشهرهای مولد، عملکردی مستقل و مولد دارند.- پیراشهرهای نیمه‌مولد، در برخی موارد به‌ عنوان کانون‌های اقتصادی پیرامون کلان‌شهر تهران عمل می‌کنند.- پیراشهرهای خوابگاهی نیز سکونتگاه نیروی کار کلان‌شهر تهران هستند و ساختار عملکردی آن‌ها به‌شدت متأثر از کلان‌شهر تهران است.به لحاظ ساختار نهادی نیز می‌توان آن‌ها را قابل‌تفکیک در دو دستۀ سیستم نهادی مستقل و سیستم نهادی متفرق دانست. - سیستم نهادی مستقل در برخی از پیراشهرهای خوشه‌ای مجزا با پیشینۀ شهری وجود دارد که با رویه‌های تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و مدیریتی مستقل شهری به دنبال یک چهارچوب هماهنگ با کلان‌شهر تهران در راستای توسعۀ شهری ساخت‌یافته و برنامه‌ریزی‌شده، جلوگیری از پراکنده‌رویی شهری، احتکار، بورس‌بازی زمین و مواردی از این قبیل در محدودۀ قانونی خود است.- سیستم نهادی متفرق با قوانین و نهادهای شهری و همچنین، روستایی رو‌به‌رو هستند که یک پلورالیسم حقوقی را برای سیستم نهادی آن‌ها به وجود آورده است.