تحلیل فضایی نابرابریهای آموزشی در استانهای ایران و شناسایی عوامل مؤثّر بر نابرابری آموزشی کشور در شرایط همهگیری کووید-19
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد برنامهریزی منطقهای، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
2 دانشیار گروه آموزشی شهرسازی، عضو هیئتعلمی دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.488215.1555چکیده
مقدمهنابرابری در حوزههای مختلف از بزرگترین و حادترین مشکلاتی است که امروزه جهان با آن دستبهگریبان است. در یک قلمروی ملی، گوناگونیهای مکانی مسئلهساز و معنادار در سطح رفاه اقتصادی، استاندارد زندگی و کیفیت زندگی بین مناطق تشکیلدهندۀ آن وجود دارد که نابرابری آموزشی از اصلیترین موانع توسعه در بسیاری از کشورها است. این مسئله بهویژه در مناطق محروم که دسترسی به منابع آموزشی محدود است، موجب تشدید شکافهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میشود. از آنجا که آموزش به عنوان ابزاری برای کاهش نابرابریها در نظر گرفته میشود، اهمیت بهبود دسترسی و کیفیت آن در مناطق مختلف، بهویژه در شرایط بحرانی، امری ضروری است. با وجود پژوهشهای متعدد در این حوزه، شکافهایی در بررسی دقیق عواملی که به نابرابریهای آموزشی دامن میزنند، وجود دارد. بهویژه در دوران همهگیری کووید-19، نابرابریهای جدیدی در دسترسی به آموزش بهوجودآمده که به طور کافی مورد تحلیل قرار نگرفته است. هدف این پژوهش، تحلیل فضایی استانهای کشور از نظر برخورداری از شاخصهای آموزشی و شناسایی عوامل مؤثر بر نابرابریهای آموزشی در شرایط کووید-19 است. این مطالعه به دنبال ارائۀ الگویی برای تحلیل وضعیت آموزشی استانها و شناسایی راهکارهایی برای کاهش نابرابریهای موجود است. ساختار مقاله شامل بررسی مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش، روششناسی تحقیق، نتایج بهدستآمده از تحلیل دادهها و در نهایت پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت آموزشی و کاهش نابرابریهای منطقهای خواهد بود. مواد و روشهاپژوهش حاضر از نوع تحقیقات توسعهای کاربردی و مبتنی بر روشهای کمّی انجام شده است. ابتدا با مرور مطالعات داخلی و خارجی، شاخصهای مؤثر بر نابرابری آموزشی قبل و بعد از شیوع کووید-19 شناسایی و الگوی مفهومی تحقیق تدوین شد. سپس در سه گام اصلی، تحلیلهای متناظر با هدف پژوهش صورت گرفت: در گام اول، از روشهای ترکیبی تاپسیس و آنتروپی شانون برای رتبهبندی 31 استان کشور، بر اساس شاخصهای نابرابری آموزشی استفاده شد. در گام دوم، از تحلیل خوشهای سلسلهمراتبی به روش نزدیکترین همسایگی در نرمافزار SPSS، استانهای کشور سطحبندی شده و در ادامه، نقشۀ توزیع فضایی نابرابریهای آموزشی در نرمافزار ArcGIS ترسیم شد. در گام سوم، برای شناسایی مهمترین عوامل مؤثر بر نابرابریهای آموزشی در دورۀ کووید-19، از تحلیل مسیر با روش رگرسیون استفاده شد. دادههای مورد نیاز از منابع مختلف از جمله مرکز آمار ایران و ادارۀ برنامهریزی و فناوری اطلاعات در سال 1400 گردآوری و تحلیل شدند.یافتههابررسی چگونگی وضعیت برخورداری استانهای کشور از شاخصهای آموزشی، نشاندهندۀ وجود نابرابریهای جدی در توزیع امکانات آموزشی و شاخصهای مرتبط با آن در استانهای مختلف ایران است. رتبهبندی استانها بر اساس شاخصهای آموزشی، تأثیر چشمگیری بر توزیع منابع و فرصتهای آموزشی در کشور دارد. استان بوشهر به عنوان برخوردارترین استان در این رتبهبندی قرار گرفته است، در حالی که استانهایی مانند تهران و البرز که از زیرساختهای پیشرفتهتری برخوردارند، با مشکلات جدی در تراکم جمعیت و توزیع منابع روبهرو هستند. نتایج تحلیل خوشهای که استانها را به 9 خوشۀ مختلف تقسیم کرده است، نشان میدهد توزیع نابرابریهای آموزشی در کشور از الگوی خاصی پیروی میکند. این الگو به این معناست که هرچه از مرکز کشور دورتر میشویم، میزان نابرابریها افزایش مییابد. استانهای مرزی و شمالی کشور، مانند سیستان و بلوچستان، بیشتر در خوشههای «ضعیف» قرار دارند، در حالی که استانهایی با تراکم جمعیت کمتر و زیرساختهای مناسبتر مانند بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد در خوشههای «عالی» قرار میگیرند. بررسیها نشاندهندۀ آن است که عوامل جمعیتی و سکونتی، تأثیر زیادی بر نابرابریهای آموزشی دارند، به طوری که با افزایش جمعیت و تراکم بیشتر در برخی استانها، نابرابریها تشدید میشود. علاوه بر این، با وجود اینکه دو شاخص فناوری اطلاعات و ارتباطات و عدالت آموزشی ارتباط مستقیم با نابرابریهای آموزشی ندارند، امّا اثرات غیرمستقیم و معنادار این متغیرها بر نابرابریهای آموزشی بهوضوح در مدل تحلیل مسیر دیده میشود. به اینترتیب، ضرورت بازنگری و بازمهندسی شاخصهای آموزشی کشور، برای دستیابی به برابری فرصتهای آموزشی و تحقق عدالت فضایی دوچندان میشود. نتیجهگیریاین تحقیق با هدف تحلیل نابرابریهای آموزشی در سطح ملّی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در دوران پاندمی کووید-19 انجام شد. یافتهها نشان میدهند توزیع شاخصهای آموزشی در ایران با نابرابریهای بسیاری مواجه بوده و این نابرابریها در دورۀ پاندمی بهویژه در زمینههای جمعیتی، اقتصادی و کیفیت آموزشی افزایش یافته است. استانهای مرزی و شمالی کشور مانند سیستان و بلوچستان و مازندران به عنوان مناطق کمبرخوردارتر شناخته شدند، در حالی که استانهایی با تراکم جمعیتی کمتر مانند بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد به دلیل توسعۀ منابع آموزشی نسبتاً مناسب در رتبههای بالاتری قرار گرفتند. این تحقیق نشان داد نابرابریهای آموزشی تابع الگوی مرکز پیرامون بوده و هرچه از مرکز به حاشیه نزدیکتر میشویم، میزان نابرابریها افزایش مییابد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد در وهلۀ اول عوامل جمعیتی و سپس عوامل اقتصادی و کیفیت آموزشی بیشترین تأثیر را در شکلگیری این نابرابریها دارند. همچنین، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، بهویژه در دوران پساکووید، برای بهبود دسترسی به آموزشهای از راه دور و کاهش نابرابریها ضروری است. این تحقیق بر لزوم سیاستگذاریهای آموزشی مبتنی بر توزیع عادلانۀ منابع آموزشی و توجه به نیازهای خاص هر استان تأکید دارد تا شکافهای آموزشی میان استانها کاهش یابد و عدالت آموزشی به طور جامعتری برقرار شود. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان میدهد استانهای بزرگ و پرجمعیت نیازمند بازنگری جدی در مدیریت منابع آموزشی هستند تا مشکلاتی همچون تراکم جمعیت و توزیع نامناسب منابع برطرف شود. این مطالعه بر لزوم توجه ویژه به استانهای کمبرخوردار، بهویژه در مناطق مرزی و حاشیهای، تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که اصلاحات سیاستی و توزیع عادلانۀ منابع آموزشی باید در اولویت قرار گیرد. همچنین، پیشنهاد میشود که برنامههای آموزشی با توجه به ویژگیها و نیازهای خاص هر استان توسعه یابند تا به توسعۀ پایدار و بهبود کیفیت آموزش در تمامی مناطق کشور منجر شوند.