بررسی تأثیر محیطهای شهری پیرامون مراکز توانبخشی و مؤلفههای شفابخش بر کیفیت زندگی و نشاط بیماران اماس
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه معماری، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
2 استادیار، گروه معماری، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران
doi
10.22034/uep.2025.493611.1568چکیده
مقدمهبیماری اماس نوعی بیماری چندوجهی و پیچیده با طیف گستردهای از علائم است که بر توانایی بیمار در انجام فعالیتهای روزانه تأثیر منفی میگذارد. اماس به عنوان یک بیماری روانی و جسمی، با شرایط محیطی مرتبط است و عوامل محیطی در ایجاد و پیشگیری از این بیماری مؤثر هستند. به بیانی، عوامل مختلفی در بروز این بیماری نقش دارند از جمله ژنتیک، شرایط آبوهوایی، تغذیه و در نهایت شرایط اجتماعی (استرس، حوادث زندگی و ...). عوارض ناشی از اماس، بیمار را دچار مشکلات جسمی و حرکتی میکند و بیشتر بین جوانان 20 تا 40 ساله دیده میشود. چالشهای پیش روی بیماران اماس شامل جنبههای جسمی و روانی است و ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻼت ﺑﺎﻋﺚ ایجاد این احساس در بیماران شود که دیگر کنترلی بر زندگی خود ندارند که این امر باعث افسردگی، افزایش اضطراب و استرس و در نتیجه، کاهش سرزندگی بیماران و اطرافیان آنان میشود. با توجه به افزایش بیماران اماس و نیازهای خاص این بیماران از یک سو و تعداد محدود مراکز توانبخشی تخصصی با رویکرد ایجاد محیطی حمایتی برای بهبود سلامت روان بیماران از سوی دیگر، پرواضح است که تغییر نگرش در طراحی مراکز درمانی و توانبخشی اهمیت بسزایی دارد، به طوری که بتوان به محیط یک مرکز درمانی به عنوان یک محیط شفابخش نگریست. لذا تحقیق حاضر به بررسی تأثیر طراحی محیطهای شهری و ویژگیهای پیرامونی مراکز توانبخشی میپردازد و به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا وجود فضاهای سبز و باغهای شفابخش میتواند بر بهبود وضعیت روانی و جسمی بیماران اماس مؤثر باشد و علائم بیماری اماس را کاهش دهد. همچنین، فرض بر این است که طراحی مناسب محیط شهری و وجود فضاهای سبز در اطراف مراکز درمانی و توانبخشی به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کرده و با کاهش استرس و اضطراب، وضعیت روانی آنان را بهبود میبخشد. هدف اصلی این پژوهش دست یافتن به اصول و الزامات معماری متناسب با عوامل مؤثر بر مؤلفۀ سرزندگی (کنترل و تسلط بر محیط) در محیط شفابخش به عنوان عواملی مؤثر در بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به زندگی بیماران اماس و اطرافیان آنها است.مواد و روشهاروش تحقیق از نظر هدف، کاربردی بوده و از روشهای تحقیق آمیخته (ترکیبی) همچون روش تحقیق کمی و کیفی مبتنی بر تحلیل دادههای اولیه و نمونههای موردی بهرهگیری کرده است. این تحقیق از دادههای اولیه و نمونههای موردی بهره برده و به صورت پیمایشی و توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. ابتدا از طریق بررسیهای کتابخانهای و اسنادی و جستوجو در اینترنت و سپس، بررسی نمونههایی که با موضوع سنخیت و نزدیکی دارند اعم از خارجی و داخلی در جدول swot (نکات مثبت و منفی، قوتها و ضعفها) مورد تحلیل کیفی قرار گرفته و نتایج آنها استخراج شده و در پرسشنامه لحاظ شده است. پرسشنامه بر اساس مبانی نظری، اهداف تحقیق و اصول تدوین پرسشنامه طرح شده و سپس جامعۀ آماری و نمونۀ آماری مشخص شده و بر اساس اهداف تحقیق، دادهها خلاصه و دستهبندی و سپس در نرمافزار SPSS26 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. جامعۀ آماری این تحقیق، بیماران اماس، خانوادۀ آنها و مسئولان درمانی بیماران اماس در تهران هستند.یافتههایافتهها نشان داد هشت عامل، از جمله چشمانداز وسیع یا بسته، دسترسیپذیری، فعالیتهای باغبانی، طراحی باغ، نیمکتهای ثابت یا متحرک، انتخاب مکان برای تنها بودن یا با دیگران بودن و سادگی محیط به عنوان عوامل مؤثر در سرزندگی محیط شفابخش شناخته شدند. طراحی باغ به عنوان مهمترین عامل شناسایی شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بیشتر متغیرهای مستقل به طور مثبت با کیفیت زندگی بیماران اماس همبستگی دارند و در عین حال بر وضعیت روانی بیماران تأثیر منفی دارند. بهویژه، متغیرهایی مانند «چشمانداز وسیع یا بسته داشتن»، «قابل دسترس بودن»، «انجام فعالیتهای باغبانی» و «طراحی باغ باید امکان انتخاب به افراد بدهد» ارتباط معناداری با بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش اضطراب، افسردگی و استرس دارند. در نتایج آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) نیز مشخص شد که چشمانداز وسیع یا بسته داشتن و قابل دسترس بودن بیشترین تأثیر را بر بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش اضطراب، افسردگی و استرس داشتند. در نتایج رگرسیون چندگانه که برای بررسی تأثیر مستقیم متغیرهای مستقل بر کیفیت زندگی بیماران اماس، انجام شد، مشخص شد که تمامی متغیرهای مستقل (چشمانداز، قابل دسترس بودن، طراحی باغ و ...) تأثیر معناداری بر کیفیت زندگی بیماران دارند. چشمانداز وسیع یا بسته داشتن با ضریب بتا 0/51 بیشترین تأثیر و نشستن در آفتاب یا سایه کمترین تأثیر را بر کیفیت زندگی نشان داد. با توجه به اینکه میانگین بیشتر متغیرها در تحقیق نزدیک به 3 است، میتوان نتیجه گرفت که وضعیت طراحی محیطهای درمانی و توانبخشی پیرامون مراکز درمانی به طور کلی در سطح متوسط قرار دارد. این نتیجه بهویژه در مورد فاکتورهایی مانند «چشمانداز وسیع» و «قابل دسترس بودن» که بالاترین امتیاز را دارند، مشهود است. این مؤلفهها نشاندهندۀ اهمیت طراحی محیطهای مناسب در بهبود کیفیت زندگی بیماران اماس هستند.نتیجهگیریارتباط محتوایی مدلهای مفهومی و مبانی نظری با تمرکز بر تأثیر طراحی محیطی بر کیفیت زندگی بیماران اماس در این پژوهش نشاندهندۀ آن است که مدل مفهومی دارای دو دسته متغیر اصلی است که هر دسته از متغیرها به نحوی با وضعیت جسمی و روانی بیماران اماس در ارتباط هستند. از یک سو، متغیرهای مستقل به ویژگیهای طراحی محیطی اشاره دارند که به طور مستقیم بر وضعیت بیماران تأثیر میگذارند. این ویژگیها شامل عواملی مانند دسترسی به فضاهای مختلف (آفتابی و سایهدار)، مسیرهای حرکتی مناسب برای افراد با محدودیت حرکتی، مبلمان مناسب و فضاهایی برای فعالیتهای اجتماعی و باغبانی هستند. از سوی دیگر، متغیر وابسته، کیفیت زندگی بیماران اماس است که تحت تأثیر ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی قرار دارد. در نهایت، نتایج تحقیق نشان میدهد با طراحی مناسب فضای فیزیکی و معماری مراکز توانبخشی، میتوان به بهبود کیفیت زندگی این بیماران کمک کرد و به کاهش مشکلاتی همچون اضطراب، افسردگی و استرس منجر شد. همچنین، با افزایش سرزندگی و کنترل بر محیط، بهبود بیماران را تسریع کرد.