میزان تأثیرگذاری مؤلفههای پایدار زیستمحیطی بر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری (نمونۀ موردی: مراکز تجاری تهران)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه معماری، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
2 استادیار، گروه معماری، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران
doi
10.22034/uep.2024.458982.1493چکیده
مقدمهانسان همواره تلاش کرده است تا با استفاده از تواناییهای ذاتی و فکری خود بر چالشهای طبیعی غلبه کند و محیطی آرام برای زندگی خود به وجود آورد. این تلاشها، در برخی موارد، به آسیب به بستر طبیعی منجر شده است؛ از جمله ساختوسازهایی که با گذشت زمان فرسوده میشوند و هویت خود را از دست میدهند. در گذشته، معماری به گونهای طراحی میشد که با طبیعت همراستا باشد و تعادل میان ساختارهای انسانی و محیط زیست برقرار شود. این همزیستی مسالمتآمیز میان معماری و طبیعت، با آغاز انقلاب صنعتی و افزایش شهرنشینی، دچار اختلال شد. نیاز به ساختوساز در این دوران، به به هم خوردن این تعادل و بروز بحرانهای زیستمحیطی متعدد در دنیای مدرن منجر شد. همچنین، بیاعتنایی به بستر طبیعی شهرها آثار جبرانناپذیری را بر زندگی شهری داشته است. یکی از نگرشهای مؤثر طی فرایند طراحی فضاهای عمومی شهری، رویکرد پایداری زیستمحیطی است. پایداری زیستمحیطی با تأکید بر انرژیهای تجدیدپذیر، به حفظ زیستپذیری کمک میکند. توسعۀ شهر تهران در سالهای اخیر عمدتاً از طریق افزایش ساختوسازهای بسیار صورت گرفته است. با اینحال، بخش دیگری از این توسعه به ایجاد فضاهای تجاری در شهر مرتبط میشود. در این پژوهش به بررسی ابعاد زیستمحیطی پرداخته شده است و مسئلۀ اصلی پژوهش، یافتن مؤلفههای پایدار زیستمحیطی تأثیرگذار بر ارتقای کیفی فضاهای عمومی شهری است. از طرف دیگر، توجه به زنجیرۀ پایداری تنها مربوط به کشورهایی که در حال توسعه هستند، نیست و در سالهای اخیر چرخۀ اقتصاد نوظهور نیز توجه ویژهای به این مفهوم داشته است. در این مقاله، تلاش خواهد شد تا با شناسایی مؤلفههای پایدار زیستمحیطی و بررسی تأثیر این مؤلفهها بر بهبود کیفیت فضاهای عمومی شهری، ضرورت بازنگری در مفهوم فضاهای عمومی شهری در زمینۀ محیط زیست روشن شود. هدف پژوهش، پیدا کردن مؤلفههای پایدار زیستمحیطی و سپس، بررسی میزان تأثیرگذاری این مؤلفهها بر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری (نمونۀ موردی: مراکز تجاری تهران) است. مواد و روشهادر این مطالعه، محققان با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی به بررسی دیدگاههای متخصصان معماری پرداختهاند. جامعۀ آماری پژوهش بر اساس جدول مورگان تعیین شده و دادهها از طریق پرسشنامههای پنجگانۀ لیکرت گردآوری شدهاند. همچنین، مشاهده و حضور پژوهشگر در فضاهای تجاری در روزها و ساعتهای مختلف انجام شده است. سپس، مطالعۀ نقشهها و عکسهای هوایی، آمارها و اطلاعات اینترنتی به عنوان ابزارهای تکمیلی جمعآوری اطلاعات به کار گرفته شدهاند. همچنین، در تحلیل دادهها از آمار توصیفی شامل جدولهای فراوانی برای بررسی ویژگیهای جمعیتشناختی نمونهها و وضعیت متغیرهای تحقیق استفاده شده است. شناخت ویژگیهای جمعیتشناختی جامعه و نمونۀ آماری میتواند درک محقق را از موضوع افزایش دهد و زمینهساز تحلیلهای آتی باشد. روش تحقیق براساس هدف پژوهش، کاربردی است. با توجه به نحوۀ گردآوری دادهها، تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی است که محقق به دنبال پاسخ به این سؤال است که مؤلفههای پایدار زیستمحیطی به چه میزان میتوانند بر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری تأثیرگذار باشند. یافتههادر بخش یافتههای تحقیق نتایج حاصل از کاربرد روشهای استنباطی استفادهشده در پژوهش ارائه شده است. روشهای معمول در آزمون فرضیات به این صورت است که ابتدا فرضیات آماری مطرح شده و پس از آن، بر اساس نتایج حاصل از نرمافزار آماری SPSS، نسبت به تأیید یا رد فرضیههای مورد نظر اقدام میشود. بر این اساس، در تحقیق حاضر برای آزمون فرضیات تحقیق از آزمون t تکنمونهای/تکگروهی استفاده شده است. به اینترتیب که میانگین برای هر یک از فرضیات تحقیق با مقدار 3 سنجیده شد؛ هر چه مقدار t آزمون از مقدار 3 بزرگتر باشد، نتیجه میگیریم که فرضیۀ مطرحشده را با اطمینان بیشتر میتوان پذیرفت. همچنین، برای رتبهبندی مؤلفههای مؤثر بر پایدار زیستمحیطی و تأثیر آن در فضاهای عمومی شهری (نمونۀ موردی: مراکز تجاری تهران) از آزمون فریدمن استفاده شد. براساس مطالعات کتابخانهای و تحلیل دادههای بهدستآمده از مصاحبهها و سپس تحلیل دادهها، یافتههای این تحقیق چنین حاصل شد؛ مؤلفۀ کیفیت زیستمحیطی از میان مؤلفههای تأثیرگذار بر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری که عبارتاند از؛ مؤلفههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی بیشترین تأثیر را در ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری دارد. همچنین، طبق آزمونهای انجامشده نیز تأثیرگذاری تمامی ریزمؤلفههایی که در فرضیۀ پژوهش مطرح شده و بر کیفیت فضاهای عمومی تأثیرگذار فرض شده بود نیز ثابت شد. نتیجهگیریدر یک جمعبندی کلی از یافتههای پژوهش، میتوان بیان کرد که در دهههای اخیر، توسعۀ ناپایدار شهری به آسیبهای فراوان و آلودگیهای زیستمحیطی زیادی در شهرها منجر شده است. تحقیقات انجامشده در مورد مراکز تجاری شهر تهران نشان میدهد هیچیک از این مراکز تجاری به پارامترهای پایداری زیستمحیطی توجهی نکردهاند. بنابراین، معرفی الگوها و سیاستهای معماری پایدار زیستمحیطی و بهکارگیری آنها میتواند نه تنها ایدهای نوآورانه برای طراحی این مراکز باشد، بلکه به عنوان معیاری برای طراحی صحیح مجموعههای تجاری نیز مطرح شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفههای پایدار زیستمحیطی بر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری (نمونۀ موردی: مراکز تجاری تهران) انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش شامل پرسشنامه، مشاهده و حضور در فضاهای عمومی (تجاری) است. پژوهشگر در روزها و ساعتهای مختلف در فضاهای مختلف تجاری در شهر تهران حضور داشته و از طریق پرسشنامهها اطلاعات را جمعآوری کرده است. پرسشنامه بر اساس مبانی نظری تحقیق طراحی شده و جامعۀ آماری مشخص شده است. برای تجزیهوتحلیل دادههای جمعیتشناسی نمونۀ آماری، از فنون آمار توصیفی مانند جدول فراوانی استفاده شده است. اکثریت نمونۀ تحقیق را زنان تشکیل میدهند و بیشتر اعضای نمونه در ردۀ سنی ۳۷ تا ۴۷ سال قرار دارند. از نظر تحصیلات، اکثریت اعضا دارای مدرک کارشناسی هستند و بیشتر آنها ساکن شهر تهران هستند. پس از آن، تمامی متغیرها و ریزمتغیرها در نرمافزار SPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند و پس از بررسی سطح معناداری زیرمعیارها، مشخص شد که تمامی ریزمؤلفهها با تأکید بر مؤلفههای زیستمحیطی در ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهری تأثیرگذار هستند.