موانع حق بر شهر معلولان جسمی - حرکتی شهر تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی جامعهشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه مددکاری اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2024.458055.1487چکیده
مقدمهافراد دارای معلولیت به عنوان بزرگترین اقلیت جهانی با چالشهای متعددی در زمینۀ دسترسی به حقوق برابر، بهویژه «حق بر شهر»، مواجه هستند. این مقاله با تمرکز بر شهر تهران، به بررسی موانع مختلفی که افراد دارای معلولیت در استفاده از فضاها و خدمات شهری با آن روبهرو هستند، میپردازد. موانع فیزیکی، مانند عدم مناسبسازی معابر، موانع اجتماعی نظیر نگرشهای تبعیضآمیز و موانع اقتصادی و فرهنگی، این افراد را از بهرهمندی کامل از حقوق شهروندی خود محروم میکنند. با مرور نظریات اجتماعی از جمله نظریۀ مدل اجتماعی معلولیت و مفهوم «حق بر شهر» هانری لوفور، این مقاله بر اهمیت طراحی فضاهای شهری عادلانه و مشارکت همۀ شهروندان، از جمله افراد معلول، در تصمیمگیریهای شهری تأکید دارد. هدف اصلی، تبیین ضرورت ایجاد شهری فراگیر است که در آن تمامی شهروندان، فارغ از تواناییهای جسمی، از حقوق و امکانات یکسان بهرهمند شوند.مواد و روشهااین مقاله از یک رویکرد ترکیبی استفاده میکند و در دو مرحله به جمعآوری و تحلیل دادهها میپردازد.مرحلۀ اول: جمعآوری و تحلیل دادههای کیفی با استفاده از روش مصاحبه عمیق انجام شده است. مشارکتکنندگان بر اساس روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و جامعۀ آماری شامل نخبگان، صاحبنظران علمی و اجرایی و جامعۀ معلولان شهر تهران است. در مجموع، ۲۷ مصاحبۀ عمیق شامل ۱۳ مصاحبه با نخبگان و ۱۴ مصاحبه با معلولان انجام شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد که شامل پنج مرحله است: استخراج و کدگذاری اولیه، سازماندهی کدها، بازبینی و پالایش مضمونها، تعریف و نامگذاری مضمونها و در نهایت تهیۀ گزارشی جامع از تحلیلها و داستان کلی دادهها. پایایی مصاحبهها از طریق پایایی بازآزمایی و توافق درونموضوعی ارزیابی شد که نشاندهندۀ قابلیت اعتماد کدگذاریها بود.مرحلۀ دوم: در این مرحله، پرسشنامهای با ۶۵ گویه طراحی شد که ۶۰ گویه برای سنجش متغیرهای مستقل و ۵ گویه برای متغیر وابسته «حق به شهر معلولان» بود. گویهها با مقیاس لیکرت ۱۰ درجهای ارزیابی شدند. جامعۀ آماری شامل ۱۹۳,۸۷۳ نفر معلول ساکن تهران در سال ۱۳۹۸ بود که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین شد و نمونهگیری به روش طبقهای متناسب انجام شد. پرسشنامه با روایی صوری و محتوایی توسط اساتید تأیید و ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 0/75 محاسبه شد که نشاندهندۀ پایایی قابل قبول آن است. یافتههایافتههای کیفی پژوهش نشان میدهد معلولان در شهر تهران با موانع متعدد و گاه متداخل مواجه هستند که هر یک از این موانع میتواند تأثیرات منفی متعددی بر زندگی آنان داشته باشد. این موانع ممکن است باعث محدودیت در تردد و مشارکت معلولان در جامعه و احساس طرد و تنهایی و عدم دسترسی به حقوق و خدمات ضروری شود. تلاشهای نهادهای متولی معلولان در ایران برای رفع این موانع قابل توجه است، اما هنوز کافی نبوده و نتوانستهاند به طور کامل این گروه را در جامعه ادغام کنند. نتایج مصاحبهها پس از تحلیل مضمون به چهار مضمون اصلی منجر شد:شهر فراگیر و همهشمول: معلولان حق برخورداری از زندگی مستقل و فرصتهای برابر دارند، اما موانع متعددی همچون عدم مناسبسازی فضاهای شهری مانع حضور آنها در جامعه میشود. در ایران، اگرچه قوانین متعددی برای بهسازی این فضاها وجود دارد، اما مناسبسازی به صورت پراکنده و بدون برنامهریزی منسجم اجرا میشود. مشکلاتی نظیر نبود پلههای برقی، تابلوهای راهنما، و مسیرهای مناسب، و همچنین عدم دسترسی به حملونقل مناسب، تأثیر منفی بر کیفیت زندگی معلولان دارد. نارضایتی از کارآمدی نهادهای مسئول مانند شهرداری و عدم توجه به استانداردهای مناسبسازی، موجب کاهش اعتماد اجتماعی و مشارکت معلولان در فعالیتهای اجتماعی میشود. این وضعیت میتواند به انزوا، احساس بیقدرتی و افزایش استرس و نگرانی در افراد دارای معلولیت منجر شود، که بر سلامت روان و رفاه اجتماعی آنها تأثیر میگذارد.حق اختصاص دادن فضا به معلولان: این مضمون شامل کنترل و مالکیت، سهم فیزیکی، امنیت، سرزندگی و ارتباطات شهری است. نتایج پژوهش نشان میدهد این افراد به اندازۀ سایر شهروندان از فرصتهای تفریحی و فرهنگی برخوردار نیستند، که این امر میتواند به احساس طرد و ناامیدی منجر شود. دلایل اصلی این مشکل شامل عدم سازگاری فضاهای تفریحی با نیازهای معلولان، عدم آگاهی از فرصتها، و هزینههای زیاد است. کمبود زیرساختهای مناسب، مشکلات اقتصادی مانند عدم مالکیت مسکن و خودرو، و تبعیض در بازار کار نیز چالشهای جدی برای معلولان ایجاد میکند. این وضعیت به انزوای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی آنها منجر میشود. همچنین، فقدان امنیت در فضاهای عمومی به افزایش استرس و اضطراب در معلولان منجر میشود، که کیفیت زندگی آنها را به طور قابل توجهی کاهش میدهد.شهروندی فعال: یکی از موانع مهم مشارکت معلولان در فعالیتهای شهری، عدم مشارکت آنان در تصمیمگیریهای شهری است. معلولان به دلیل ناتوانیهای خود از فرصتهای مشارکت در تصمیمگیریها محروم هستند و این موضوع نیازها و خواستههای آنان را نادیده میگیرد. یافتهها نشان میدهد عدم آگاهی معلولان از حقوق خود، نبود فرهنگ مشارکت در تصمیمگیریها و وجود موانع فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی، از جمله دلایل عدم مشارکت آنان در تصمیمگیریهای شهری است. همچنین، بیاعتمادی معلولان به ساختارهای اجتماعی و نهادها به دلیل تجربیات منفی و عدم اقدام مؤثر آنان، میتواند مشکلات بیشتری ایجاد کند. حملونقل عمومی برای همه: این مضمون به مناسبسازی حملونقل عمومی برای معلولان اشاره دارد و شامل مناسبسازی مترو، اتوبوس و تاکسی میشود. یافتهها نشان میدهد مشکلات فیزیکی و عدم دسترسی به حملونقل عمومی مناسب، تأثیر منفی بر کیفیت زندگی معلولان دارد و موجب افزایش وابستگی آنان به دیگران میشود. به طور کلی، این یافتهها نشان میدهد موانع مختلف، بهویژه در زمینۀ مناسبسازی فضاهای شهری، دسترسی به خدمات و مشارکت در تصمیمگیریها، به کاهش کیفیت زندگی و احساس امنیت معلولان منجر میشود و نیاز به توجه و اقدامات جدی برای رفع این مشکلات و افزایش مشارکت آنان در جامعه را نشان میدهد.نتیجهگیرینتایج این پژوهش نشان میدهد معلولان جسمی ـ حرکتی در تهران با مشکلات جدی مواجهاند که تأثیرات منفی بر کیفیت زندگی و مشارکت اجتماعی آنان دارد. یافتهها نشان میدهد عدم مناسبسازی فضاهای شهری، نابرابریهای اجتماعی و فضایی را تشدید میکند و این نابرابریها بهویژه در فضاهای عمومی که باید محلی برای برابری و تعامل اجتماعی باشند، بیشتر نمایان میشود. عدم دسترسی مساوی به این فضاها موجب نقض عدالت اجتماعی و محرومیت معلولان از فرصتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میشود. این وضعیت نهتنها محدودیتهای فیزیکی را به همراه دارد، بلکه تأثیرات روانی نظیر کاهش عزتنفس و افزایش استرس را نیز به دنبال دارد. پژوهش بهخوبی نشان میدهد عدم بهسازی فضاهای شهری، قدرت و کنترل را از معلولان سلب میکند. از دیدگاه جامعهشناسی، این وضعیت نابرابری ساختاری و اجتماعی را نمایان میسازد که معلولان با آن مواجهاند. هنگامی که فضاهای عمومی به طور مناسب طراحی نشدهاند، این گروه به طور سیستماتیک از مشارکت در زندگی اجتماعی محروم میشود و این محرومیت به معنای ناتوانی در استفاده از زیرساختهای فیزیکی و محدودیت در دسترسی به فرصتهای اجتماعی و اقتصادی است. پژوهش بر اساس تئوری مبارزه برای فضا که توسط میچل مطرحشده، به تحلیل چگونگی شکلگیری و دسترسی به فضاهای شهری و اجتماعی از طریق روابط قدرت و تضاد منافع میپردازد. بر این اساس، فضاها بههیچوجه بیطرف نیستند، بلکه عرصهای برای مبارزههای اجتماعی و اقتصادی هستند. در این زمینه، معلولان با موانع پیچیدهای مواجه هستند که نشاندهندۀ نوعی «مبارزه برای فضا» است. بهسازی فضاهای شهری نهتنها از جنبۀ فیزیکی، بلکه به عنوان یک ضرورت اجتماعی برای ارتقای برابری و عدالت در جامعه مطرح است. ایجاد محیطهای شهری دسترسپذیر میتواند به تقویت هویت اجتماعی معلولان، افزایش اعتمادبهنفس و فراهم آوردن زمینهای برای مشارکت فعال آنان در جامعه کمک کند. یافتهها همچنین تحلیل عمیقی از چالشهای اساسی و نیازهای معلولان در خصوص حق اختصاص دادن فضا به آنان (کنترل و مالکیت، سهم فیزیکی، و ارتباط شهری و امنیت) ارائه میدهد. مشکلات موجود نمایانگر نابرابریهای ساختاری و سیستماتیک در فضاهای شهری هستند که بر کیفیت زندگی و مشارکت اجتماعی معلولان تأثیر میگذارند. از جمله این مشکلات میتوان به فقدان زیرساختهای مناسب، عدم دسترسی به امکانات تفریحی و فرهنگی، و نبود برنامههای حمایتی در بازار مسکن و خودرو اشاره کرد. عدم مالکیت مسکن و خودرو و مشکلات اقتصادی ناشی از آن به چالشهای عمیق اجتماعی و اقتصادی برای معلولان دامن میزند. این ناتوانی در خرید یا اجارۀ مسکن مناسب و هزینههای زیاد برای نگهداری از خودرو، به شرایط اقتصادی دشواری برای آنها منجر میشود. تبعیضهای موجود در بازار اجاره و کار، بهویژه در زمینههای اشتغال پایدار و دسترسی به منابع مالی، این مشکلات را تشدید میکند. یافتهها همچنین نشان میدهند عدم مشارکت معلولان در فرایندهای تصمیمگیری و اجرایی به عوامل ساختاری و فردی بستگی دارد. عوامل ساختاری شامل نبود زیرساختهای مناسب، قوانین تبعیضآمیز و نگرشهای منفی به افراد دارای معلولیت هستند. از سوی دیگر، عوامل فردی شامل عدم اعتماد به افراد سالم و مقامات و کمبود آگاهی از حقوق و توانمندیهای خود است. عدم اعتماد معلولان به نهادها و مسئولان ریشه در تجارب منفی و تبعیض در زمینههای مختلف دارد. این بیاعتمادی میتواند به سوءتفاهم، قضاوت و طرد شدن منجر شود. از سوی دیگر، دلبستگی معلولان به محل سکونت خود و تشکیل شبکههای اجتماعی قوی میتواند حمایت عاطفی و اجتماعی لازم را فراهم کند. با اینحال، اگر معلولان نتوانند بهراحتی در جامعۀ خود مشارکت کنند، ممکن است احساس انزوا و طردشدن کنند و فرصتهای دسترسی به آموزش، اشتغال و خدمات بهداشتی محدود شود.