بازخوانی کارآمدی نظریه‌های رشد هوشمند در کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن شهری با روش فراتحلیل و مرور نظام‌مند

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران

2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران

3 استادیار گروه شهرسازی و معماری، دانشکدۀ عمران، معماری و هنر، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران‌

doi
10.22034/uep.2024.446915.1471
چکیده

مقدمهغلبۀ ارزش مبادلاتی به ارزش مصرفی‌ زمین [1] و همچنین ناکارآمدی در آماده‌سازی و تخصیص منبع غیر قابل جایگزین زمین به شکل خام و توسعه‌نیافته (Undeveloped land)، موجب تشدید بورس‌بازی، نیت‌ها و رفتار‌های سوداگرانه نسبت به آن شده است. این روند، رانت‌جویی بازتوزیعی را در پی داشته و به توسعۀ فضای شهری متناسب با آن دامن زده است [2]. از این‌رو، طی دهه‌های گذشته توسعۀ نامتعارف فضا، سبب گسست در ساختار فضایی پیوستۀ شهرها شده است، به ‌طوری که در 30 سال آینده با دو برابر شدن جمعیت شهری در کشورهای درحال‌توسعه، مساحت زمین‌های ‌ساخته‌شده به سه برابر مساحت‌کنونی خواهد رسید [4]. بنابراین در آینده‌ای نه چندان دور (تا 2030‌) با جهانی عمدتاً شهرنشین مواجه خواهیم شد که برای برآورده‌سازی نیازهایشان، زمین را بیش از توان اکولوژیکی‌اش مورد بهره‌کشی قرار خواهند داد [5]. در این راستا می‌توان گفت که با وجود مدل‌ها و رویکردهای گوناگون، نه تنها زمینه‌های رانت زمین و مسکن فروکش نکرده، بلکه رشد سوداگری، حوزه‌های اقتصاد، عمران، قوانین و مقررات، رفاه و کیفیت زندگی، برابری در دسترسی به خدمات و شفافیت در امور را تحت تأثیر خود قرار داده است [7]. از این‌رو با توجه به پیشینه و نتایج تحقیقات انجام‌شده در قالب مدل‌ها، رویکردهای ترکیبی، شبکه‌ای و‌ نیز راهبرد رشد هوشمند شهری، ارائه و تبیین «راهبردی نظام‌مند و هوشمند به منظور کنترل زمینه‌های رانت در زمین و مسکن شهری» ضرورت دارد. بنابراین در راستای هدف اصلی پژوهش، آنچه راهبرد کنترل زمینه‌های رانت در زمین و مسکن شهری را نظام‌مند و هوشمند می‌سازد، بازتعریف دقیق‌تری از ابعاد مفهومی، الگوها و مطالعاتی در حوزۀ رشد هوشمند است که در نتایج خود دارای اندازۀ اثر نسبت به کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن هستند. پژوهش حاضر به منظور ارائۀ بازتعریفی از مفهوم «کارآمدی نظریه‌های رشد هوشمند شهری در کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن شهری» انجام گرفته است. مواد و روش‌هادر‌ این‌ پژوهش‌ با‌ توجه‌‌ به‌ عنوان‌ و‌ ماهیت‌ پژوهش،‌ از نسخۀ سوم‌ روش‌ فراتحلیل برای تحلیل داده‌ها‌ استفاده‌ شده‌ است. از این‌رو، ادبیات موجود در حوزۀ مفاهیم کارآمدی نظریه‌های رشد هوشمند در کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن شهری براساس دستورالعمل، چک‌لیست و نمودار جریان 4 فازی تحلیل سیستماتیک و متاآنالیز (PRISMA) مورد بررسی قرار گرفته است. در مجموع، براساس ملاک‌های‌ ورود مطالعات، به تعداد 391 مطالعۀ نظام‌مند عمدتاً به زبان انگلیسی در بازۀ زمانی 1970 ـ 2024 به دست آمد. سپس، در مرحلۀ غربالگری با قرار دادن مطالعات در پروتکل اختصاصی‌‌ (اعمال ملاک‌های ورود و خروج داده‌ها)، در نهایت تعداد 204 نمونه مطالعه در زمینۀ «کارآمدی رشد هوشمند در کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن شهری» با روش فراتحلیل واکاوی شدند. همچنین، طبق بررسی و تحلیل اندازۀ اثر متغیرها براساس معیار کوهن (1988)، اندازۀ اثر مفاهیم نه‌گانۀ پژوهش به عنوان عوامل کمک‌کننده در تبیین واگرایی و همگرایی نتایج مطالعات نسبت به وضعیت رانت زمین و مسکن شهری به‌ترتیب ثبت شد. در ادامه، کد ارتباطی هر نظریه «رشد هوشمند شهری» با متغیر پژوهش براساس جدول wh question پدیدار شد. در نهایت، داده‌های هر مطالعه که پیش‌تر در فرمت اکسل تنظیم شده است، با «Ctrl-V» وارد صفحۀ گستردۀ CMA شدند. در مرحلۀ پایانی، برای دسته‌بندی مطالب هر مطالعه، موارد زیر در دستور کار قرار گرفت: 1. آیا کارآمدی رشد هوشمند برای کنترل رانت زمین و مسکن بررسی شده است؟ 2. آیا مطابق با ابعاد نه‌گانۀ مفاهیم کارآمدی رشد هوشمند است؟یافته‌هابراساس تحلیل ناهمگنی (Hetrogenity Analysis) و آزمون کوکران (Cochran's test) ‌ Q‌ و با توجه به سطح معناداری 0/05 فرض ‌H0 پژوهش که اندازۀ اثر یکسان مطالعات است رد می‌شود و ترجیحاً برای تحلیل پژوهش از مدل تصادفی ‌با 0/000 = P-value و 0/747 = ES استفاده شده است. همچنین،‌ نتایج ‌مجذور 99/810 = I_Squared است. مقدار به 100 نزدیک‌تر است و بیانگر ناهمگنی بیشتر اندازۀ اثر‌ پژوهش‌های اولیه است. بررسی آزمون همبستگی رتبه‌ای بگ ومزومدر و آزمون ایگر، نشان می‌دهد پراکندگی اندازۀ اثر مطالعات منفرد متقارن نیست و به میزان 43 مطالعۀ کوچک نمودار فونل (Funnel plot)، تحقیق دچار تورش شده است. برای رفع تهیگی در CMA، مسیر Duval and Tweedie’s trim and fill اجرا شد و این خلأ مطالعاتی به طور فرضی ترمیم و به تجزیه‌و‌تحلیل اضافه شد. در تحلیل آمارۀ شاخص امن از تخریب، مقدار این آماره حاکی از آن است که پس از ورود 2270 مطالعۀ غیر معنا‌دار به فرایند تحلیل، اندازۀ اثر محاسبه‌شده غیر معنا‌دار خواهد شد و در نتایج نهایی محاسبات و تحلیل‌ها، خطایی رخ خواهد داد. این وضعیت بیانگر دقت و صحت بالای اطلاعات و نتایج این پژوهش است. از این‌رو اندازۀ اثر کلی قابل اعتماد است و سوگیری انتشار، نتایج را تهدید نمی‌کند. با توجه به نتایج آزمون‌ها و نیز بررسی رگرسیون ابعاد مفهومی پژوهش و وضعیت برهم‌کنش مؤلفه‌های اساسی کارآمدی رشد هوشمند در کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن شهری، می‌توان گفت که توجه غیرنظام‌مند و نامتوازن مطالعات به ابعاد مفهومی نه‌گانۀ پژوهش مشهود است، به‌ طوری که ابعاد مفهومی «حکمروایی هوشمند»، «شهروند هوشمند»، «پویایی هوشمند»، «برابری اجتماعی در دسترسی به خدمات»، به‌ترتیب بیشترین اثر و مداخله نسبت به کاهش رانت زمین و مسکن را داشته‌اند و ابعاد مفهومی «توسعۀ متعارف فضای شهری»، «شفافیت»، «اصلاح قوانین و قراردادهای فسادزا»، «اقتصاد هوشمند» و «زندگی هوشمند» به‌ترتیب کمترین اثر و مداخله نسبت به کاهش رانت زمین و مسکن داشته‌اند.نتیجه‌گیریبا توجه به نتایج آزمون‌ها و نیز بررسی رگرسیون ابعاد مفهومی پژوهش و وضعیت برهم‌کنش مؤلفه‌های اساسی کارآمدی رشد هوشمند در کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن شهری، به‌ طور کلی می‌توان گفت که پژوهش‌های فاقد اندازۀ اثر، دیدگاه‌ فردی پژوهشگران و غفلت از نظام‌مندی ابعاد مفهومی مؤثر بر کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن، شکاف‌های روش‌شناسانه، تحلیل‌های کمتر نظام‌مند، محدودنگری تئوریکی و نیز ساز‌وکار ناکافی برای کاربرد نتایج تحقیقات، از دلایل عمدۀ ناکارآمدی نتایج هر مطالعه در ‌کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن و در نتیجه، استمرار و تشدید در گسترش آن بوده است. در این راستا پژوهش حاضر با دیدگاهی فرانگر، مدلی جامع که تمامی مفاهیم مؤثر ‌(حکمروایی هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، برابری اجتماعی در دسترسی به خدمات، توسعۀ متعارف فضای شهری، شفافیت، اصلاح قوانین و قراردادهای فسادزا، اقتصاد هوشمند و زندگی هوشمند) را‌ به ‌طور نظام‌مند و به دور از بخشی‌نگری در بر داشته باشد، به ‌عنوان گونۀ متفاوتی از «کارآمدی نظریه‌ها‌ی رشد هوشمند در کنترل زمینه‌های رانت زمین و مسکن شهری» ارائه کرده است. از این‌رو توجه پژوهشگران به کلیۀ ابعاد مفهومی نه‌گانۀ پژوهش می‌‌تواند در قالب یک راهبرد نظام‌مند و هوشمند، نظارت و کنترل بر زمینه‌های رانت زمین و مسکن را در پی داشته و به‌ عنوان مدلی هوشمند و یکپارچه‌تری از مدیریت و کنترل نظام‌مند رانت زمین و مسکن شهرها باشد.