یادگیری معکوس از دیدگاه دانشآموزان دوره متوسطه دوم: بازنمایی تجربیات زیسته، مزایا و محدودیتها
نویسندگان
1 دانشآموختهی کارشناسی ارشد برنامهریزی درسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه روش ها و برنامه های درسی و آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشآموختهی کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
چکیده
یادگیری معکوس یکی از رویکردهای نوین یاددهی-یادگیری در عصر حاضر است. در این رویکرد، دانشآموزان پیش از حضور در کلاس درس، محتوای آموزشی را فرا میگیرند و زمان کلاس را به فعالیتهای تعاملی، گفتگو و بازنگری مفاهیم اختصاص میدهند. این پژوهش با هدف تبیین تجربیات زیسته دانشآموزان دوره متوسطه دوم شهر مشهد درباره مزایا و محدودیتهای یادگیری معکوس، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. برای این منظور با ۱۸ نفر از دانشآموزان دوره متوسطه دوم شهر مشهد، مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد و دادههای به دستآمده، به کمک رویکرد اسمیت تجزیه و تحلیل شدند. پس از تجزیه و تحلیل دادهها سه مضمون کلی شامل پویایی کلاس درس، بیگانگی معلمان و والدین از یادگیری معکوس، و چالشهای دسترسی به منابع به دست آمد. دانشآموزان پویایی کلاس را بهعنوان یکی از مزایای یادگیری معکوس گزارش کردند، در حالی که بیگانگی معلمان و والدین از این رویکرد و چالشهای دسترسی به منابع، بهعنوان محدودیتها مطرح شدند. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که یادگیری معکوس میتواند انگیزش و تعامل فعال دانشآموزان را تقویت کرده و پویایی کلاس را افزایش دهد. با این حال، عدم تسلط و آشنایی کافی اغلب معلمان و والدین با این رویکرد و وجود محدودیتهای زیرساختی و دسترسی برابر به منابع، چالشهایی را ایجاد میکند.