تبیین الگوی آمیخته اکتشافی استقرار شهرهای جدید نسل نو (مطالعۀ موردی: شهر تیس)

نویسندگان

1 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استادیار گروه شهرسازی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 پژوهشگر دکتری، گروه شهرسازی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/uep.2024.466504.1513
چکیده

مقدمهدر حال حاضر، شتاب جمعیت و افزایش نرخ رشد شهرنشینی مرزهای پیشروی خود را در سطوح ملی و جهانی حفظ کرده و از این نظر نیازمند مجموعه‌ای از تأملات فکری نو و بهره‌گیری از ظرفیت‌های عملی دانش‌های کاربردی همانند شهرسازی و معماری ازجمله روی‌آوری به ساخت شهرهای جدید است. این نوشهرها اشتراک‌های وسیعی با مقولات و مفاهیم پایۀ شهرسازی و شهرنشینی همانند «کلان‌شهرها»، «رشد جمعیت»، «ساخت مسکن»، «کیفیت زندگی»، «خودکفایی» و «شهرگرایی» دارند و به ‌نوعی همواره ارتباط خود را با این مفاهیم در قالب یک شبکۀ مفهومی منسجم حفظ کرده است. استقرار و احداث شهرهای جدید به معنای قرن بیستمی آن‌، یکی از سیاست‌های شناخته‌شده در عرصۀ نظری و عملی دانش شهرسازی است که هم‌اکنون نسل‌های نوین آن در سطح جهانی در دستور کار قرار داشته و می‌توان از زوایای مختلفی به آن نگریست. در این زمینه، کشورهای مختلف جهان هریک به ‌نوعی به سمت‌وسوی استقرار شهرهای جدید قرن بیست و یکمی حرکت داشته‌اند. تولد گونه‌ها و نسل‌های جدیدتر شهرهای جدید؛ اهمیت این الگوهای استقراربخش را به دلیل تحول در نوع نگاه به این شهرها، تنوع در اهداف و رویه‌ها و نیز و روی‌آوری به ابعاد کیفی در این دسته از شهرها را افزایش داده است. با این‌وجود، نگاهی بر ادبیات تحقیق و نیز مبانی نظری در دسترس در حوزۀ شهرهای جدید نسل دوم به‌ویژه در سطح کشور ایران نشان می‌دهد ‌تا کنون تحقیقات و ایده‌های جهت‌دهندۀ مکفی و غنی در این زمینه شکل نگرفته و از این نظر نوعی خلأ علمی وجود دارد. از این نظر، شهرهای جدید نسل نو در ایران نیازمند الگوهای مشخص استقرار با پشتیبانی مبانی نظری ویژه، دقیق و مستحکم است. هدف از این پژوهش نیز پُر کردن خلأ دانشی یادشده و نیز تبیین الگوی آمیخته اکتشافی استقرار شهرهای جدید نسل نو به مطالعۀ موردی شهر جدید تیس است. مواد و روش‌هارویکرد پژوهش حاضر از میان رویکردهای سه‌گانۀ پژوهش از نوع رویکرد آمیخته و ماهیت آن کاربردی است. در این زمینه و در راستای شناسایی الگوی مطلوب اکتشافی استقراربخش شهر جدید تیس و ارکان و مؤلفه‌های ناظر بر آن از راهبرد رویکرد آمیخته شامل بر روش‌های ترکیبی زنجیره‌ای (Sequential Mixed Methods Procedures) و راهبرد اکتشافی متوالی (Sequential Exploratory Design) به شکل استفادۀ متوالی روش‌های کیفی‌ـ کمّی بهره گرفته ‌شده است. ابزار عملیاتی پژوهش شامل دو پرسشنامۀ محقق‌ساخته کیفی و کمّی است که ابتدا بخش کیفی تدوین و سپس، از برون‌دادهای پرسشنامۀ اول؛ بخش دوم کمی شکل‌ گرفته است. از برون‌دادهای کیفی به‌ منظور شناسایی مؤلفه‌های الگوی مطلوب استقرار شهر تیس استفاده ‌شده و از تعامل برون‌داد کمّی با بخش کیفی نیز الگوی نهایی استقرار شهر معرفی و تبیین شده است. روش گردآوری داده‌ها در پرسشنامه‌ها شامل بر استفاده از فن استقرایی نظریۀ داده‌بنیاد و روش تحلیل سلسله‌مراتبی به‌ترتیب در دو بخش کیفی و کمی است که برای تجزیه‌وتحلیل بهتر این داده‌ها نیز از دو نرم‌افزار مکس کیو دا (Maxqda) و انتخاب خبره (Expert Choice) استفاده شده است. در بخش نظریۀ داده‌بنیاد از الگوی کلاسیک گلیزری و مراحل کدگذاری جوهری شامل دو بخش کدگذاری مستقل باز و کدگذاری انتخابی و نیز کدگذاری نظری استفاده‌ شده و در بخش تجزیه‌وتحلیل کدگذاری نظری نیز از خانوادۀ راهبردشناسی (Strategy Family) به‌ منظور دسته‌بندی مقولات نهایی کمک گرفته‌ شده است. جامعۀ آماری پژوهش نیز شامل بر 20 خبرۀ دانشگاهی و خبرۀ حوزۀ اجرا در قالب دو گروه 10نفره در هر دو بخش کیفی و کمّی است. یافته‌هاالگوی نهایی پژوهش دارای سه لایه است. لایۀ اول ماهیت آمیختۀ اکتشافی کیفی‌ـ کمّی دارد. در این لایه به طور مشخص 12 «مقولۀ پایه» و 47 «مقولۀ راهبردی» استقرار شهر وجود داشته که به‌ترتیب تعیین‌کنندۀ سمت‌وسوی استقرار و جهت‌دهنده به شکل و شمایل شهر هستند. به این‌منظور، در گام نخست برای عملیاتی‌سازی فرایند اکتشافی آمیختۀ پژوهش ابتدا به کمک کدهای برگرفته از «سازه‌های علمی» و کدهای «پژوهشگرساز» در نظریۀ داده‌بنیاد، 12 مقولۀ پایه استقرار شهر شناسایی و به ‌عنوان محورهای اصلی استقرار شهر تیس در اختیار خبرگان به ‌منظور تأیید و یا افزایش مقولات قرار داده شد که درنهایت به دلیل عدم تجمیع و اشباع مقولۀ پایه جدید؛ همان 12 مقولۀ پایه استقرار شهر تثبیت شد. 47 «مقولۀ راهبردی» نیز به کمک کدهای درونی خبره‌محور شناسایی شدند. به این‌ترتیب، طی 2 مرحلۀ کیفی و کمّی، 4 مؤلفۀ پایه «گردشگرپذیری شهری»، «زیست‌پذیری شهری»، «زیرساخت‌های شهری» و «ابعاد مدنی‌ـ اجتماعی» به‌ترتیب بیشترین امتیازها را از بین 12 مقولۀ پایه به دست آورده‌اند و زیرمعیارهای راهبردی این 4 مؤلفه نیز در گام‌های بعدی پژوهش شناسایی ‌شدند. علاوه بر لایۀ اول، لایۀ دوم و سوم به‌ترتیب بیانگر الگوی مفهومی استقرار «بدنۀ کالبدی» و الگوی مفهومی استقرار «ساحل» شهر تیس هستند. در این دو لایه، به جهت ابعاد گردشگری شهر تیس از مفاهیم و مقولات گردشگری در کنار مفاهیم و مقولات شهرسازی استفاده ‌شده است. سازوکار این سه لایه به این‌صورت است که این سه لایه به‌ صورت یکپارچه عمل کرده و امکان تفکیک آن از یکدیگر وجود نداشته و برای اجرا نیز نیازمند تدقیق‌سازی مقولات راهبردی به شکل موردی است. در همین راستا، مجموعه‌ای از «مختصات قوام‌بخش» و «مختصات استمراربخش» بدنۀ شهر و ساحل شهر نیز در هر لایه‌های دوم و سوم تعبیه‌ شده که به‌ترتیب عناصر بیرونی و عناصر درونی شکل‌دهندۀ ساختار شهر را پوشش می‌دهند. برای این دو الگو و در ابتدا؛ برای هر یک الگوی تک‌هسته‌ای استقراربخش معرفی‌شده‌ و از امتزاج این دو «الگوی تک‌هسته‌ای» نیز مدلی جامع‌تر با نام «الگوی دو‌هسته‌ای» پدیدار شده که به‌ نوعی کامل‌ترین الگوی مطلوب استقرار شهر تیس را شامل بر الگوی مطلوب استقرار بدنۀ شهر و الگوی مطلوب استقرار ساحل شهر را به ‌صورت تجمیع می‌شود و یکپارچه نمایش می‌دهد. نتیجه‌گیری‌شهرهای جدید نسل نو نیازمند الگوهای ویژۀ استقرار به دلیل پیچیدگی و رویکردهای کیفی هستند که این الگوها می‌توانند با توجه ‌به ماهیت ویژۀ هر یک از این نوشهرها جهت‌گیری خاص خود را داشته باشند. بر این‌اساس و بنا به یافته‌های پژوهش، سه لایۀ معرفی‌شده با یکدیگر و الگوهای «تک‌هسته‌ای» و به‌ویژه الگوی «دوهسته‌ای» معرفی‌ شده؛ سیمایی جامع از الگوی مطلوب استقرار شهر تیس را بیان می‌کنند. این الگوها، علاوه بر قابلیت تبیین چگونگی استقرار شهر تیس به تشریح تمامی ارکان و عناصر این سه لایه پرداخته و از این نظر می‌توانند به‌ عنوان یک نمونه برای سایر شهرهای جدید نسل نو ازجمله سایر شهرهای جدید گردشگرپذیری نسل نو همانند فردوس و تابناک مطرح و ارزیابی شوند.