مقایسهای تحلیلی؛ بر چالشها و فرصتهای مؤلفههای معماری مؤثر بر برندسازی شهری یزد و رشت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه معماری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد تمام، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه معماری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2024.461485.1501چکیده
مقدمهشهر به عنوان موجودی زنده، امنترین زیستگاه برای انسان به شمار میآید که ویژگیها و مختصات آن از طریق انسان درک میشود. این درک باعث ایجاد رشتههای احساسی متعددی میان انسانها و مکانهایی که در آنها زندگی میکنند یا از آنها بازدید میکنند، میشود. دنیای امروز، دنیای تصاویر و تصورات است؛ تصورات و ادراکهای دیداری و شنیداری که پیامهای زیادی به ذهن مخاطبان ارسال میکند. برندسازی شهری به عنوان راهکاری برای شناخته شدن غنای معماری شهر و ارتقای تاریخ، کیفیت مکان، فرهنگ و سبک زندگی افراد در نظر گرفته میشود. این مفهوم در توسعۀ سیاستها و خط مشیهای شهری نیز نقش اساسی دارد، زیرا همزمان به دنبال توسعۀ اقتصادی و به عنوان مجرایی برای هویت شهر عمل میکند. هر یک از شهرهای ایران با توجه به ظرفیتها، امکانات و پتانسیلهای خاص خود، شهرتی منحصربهفرد دارند که آنها را از سایر شهرها متمایز میکند. این تمایز گاهی از طریق عناصر و بناهای شاخص و معمارانه در فضای شهری شکل میگیرد. شهرهایی که ویژگیهای ممتاز ندارند، در تلاش هستند تا با بازسازی معماری، هویت خود را دوباره تعریف کنند. این مقاله به بررسی و مقایسۀ اصلیترین مؤلفههای معماری مؤثر در برندسازی شهری میان شهرهای یزد و رشت میپردازد. بررسی این موضوع در حوزۀ معماری و شهرسازی ضروری به نظر میرسد. پژوهش حاضر بر آن است تا نخست با سنجش میزان تأثیرگذاری مؤلفههای معماری در حوزۀ برندسازی شهری، میزان تأثیرگذاری این مؤلفهها را در دو شهر یزد و رشت به عنوان نمونه از شهرهای ایران که به لحاظ اقلیم، فرهنگ و مقیاس متفاوت هستند بررسی کند. همچنین، این پژوهش در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که مؤلفههای معماری چگونه در برندسازی دو شهر یزد و رشت تأثیرگذار است؟مواد و روشهادر این پژوهش محقق در صدد جمعآوری، تحلیل و تفسیر اطلاعاتی است که از طریق مشاهده و مصاحبه به دست میآید. در این راستا از دو رویکرد قیاسی و استقرایی بهره گرفته شده است، زیرا با توجه به سؤالات مطرحشده در پژوهش و اهداف نیاز بود تا مدل نظری و معیارهای استخراجشده از آن بررسی شود. آن بخش از پژوهش که از مفروضات قبلی دربارۀ برندسازی شهری کمک میگیرد رویکرد قیاسی دارد. استدلال استقرایی در پژوهش در بخش مشاهدات است که فارغ از مطالعاتی که در گذشته انجام شده و با بررسی مستقیم معیارها بر نمونههای موردی است، این رویکرد در ارتباط با پارادایم تفسیرگرایی و توصیف کیفی است. روش پژوهش براساس هدف، کاربردی است و مبتنی بر رویکرد روش تحلیل محتوای کیفی است که محقق به دنبال پاسخ به این سؤال است که مؤلفههای معماری چگونه در برندسازی دو شهر یزد و رشت تأثیرگذار است. در راستای رسیدن به هدف، پرسشنامۀ پنجگانۀ مقیاس لیکرت برای مقایسۀ میزان تأثیرگذاری مؤلفههای معماری مؤثر بر برندسازی بین دو شهر یزد و رشت طراحی شد، همچنین در انتخاب نمونهها از روش تصادفی ساده استفاده شده است.یافتههاپایایی پرسشنامۀ طراحیشده در پژوهش در نرمافزار SPSS که ابزار تحلیل دادهها نیز بود از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شد. از آنجا که در پرسشنامه میزان آلفای کرونباخ بیش از 0/7 به دست آمد، پایایی پرسشنامهها تأیید میشود. با توجه به روند استراتژی برندسازی شهری و همچنین، جانمایی و تعریف جایگاه مؤلفههای معماری تأثیرگذار بر برندسازی شهری طبق پژوهش انجامشده هریک از ریزمؤلفههای تعریفشده در دو شهر نمونۀ یزد و رشت بررسی شد و نتایج پرسشنامۀ مورد بررسی توسط نرمافزار SPSS تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد میان اثرگذاری مؤلفههای معماری مؤثر بر برندسازی دو شهر یزد و رشت در مقایسۀ مؤلفههایی مانند رنگ، نمای شهری، بافت کهن شهری، تصویر شهری، مصالح و موقعیت مکانی و پدیدههای اجتماعی ـ فرهنگی بین دو شهر یزد و رشت تفاوت وجود دارد. در مقایسۀ میان دو مؤلفۀ اقلیم و سیاستگذاری شهری بین دو شهر یزد و رشت تفاوت چشمگیری وجود ندارد.نتیجهگیریامروزه، برندسازی شهری به یک روند جهانی تبدیل شده است که دولتها به طور فعال آن را دنبال میکنند. شهرها در سرتاسر دنیا به دنبال ارتقای هویت و تصویر خود هستند. این ارتقا به عنوان یک برند، بر پایۀ این فرضیه استوار است که مردم قبلاً تصوری از آن شهر دارند. تصویر شهر در ذهن افراد از طریق پردازش ادراک و تصاویری که از آن دارند شکل میگیرد و در واقع، مردم تصاویری از شهرهای مورد علاقۀ خود را از پیش تصور کردهاند. برندسازی شهری نه تنها به ایجاد هویتهای شهری کمک کرده، بلکه موجب الهامبخشی برای نوآوریهای جدید نیز شده است. به همیندلیل، شهرهای قدیمی با فرهنگ مشخص و ویژگیهای معماری قابل شناسایی، محبوبتر از شهرهایی هستند که این ویژگیها را ندارند. برخی شهرها که فاقد ویژگیهای منحصربهفرد هستند، میکوشند تا با بازسازی معماری خود و ایجاد هویتهای جدید، موقعیت خود را در صحنۀ جهانی بهبود بخشند. داشتن برند شهری منحصربهفرد به معنای وجود یک یا چند نشانه است که به کمک آنها میتوان معنا و هویت جدیدی به مکانها و فضاهای شهری بخشید. نتایج نشان میدهد بافت کهن شهری در یزد به عنوان عامل اصلی تأثیرگذار شناخته شده و در رشت نیز بافت کهن شهری و نمای شهری از اهمیت بالایی برخوردارند، هرچند تأثیرگذاری این عوامل در یزد بیشتر از رشت است. این پژوهش همچنین به تحلیل سایر مؤلفهها مانند مصالح، اقلیم، رنگ، موقعیت مکانی و پدیدههای فرهنگی ـ اجتماعی پرداخته و این نتیجه به دست آمد که مؤلفۀ فرهنگی ـ اجتماعی در شهر رشت تأثیرگذارتر از شهر یزد است و این نشان میدهد که تفاوت اقلیم، فرهنگ و مقیاس در دو شهر مورد بررسی بر میزان تأثیرگذاری مؤلفههای معماری مؤثر بر برندسازی شهری دو شهر یزد و رشت مؤثر است. بر اساس بررسی جامع ریزمؤلفههای معماری تأثیرگذار بر برندسازی شهری یزد و رشت، نتیجه گرفته شد که تمامی این مؤلفهها در فرایند برندسازی شهری این دو شهر از طریق معماری نقش دارند، اما میزان تأثیرگذاری هر یک متفاوت است.