تبیین پدیدۀ رانتزایی در شهرسازی و ارائۀ الگوی جایگزین
نویسندگان
1 استاد گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
3 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22034/uep.2024.442937.1463چکیده
مقدمههرچند مفهوم رانت در ذهن عموم مردم به عنوان یک پدیدۀ مذموم و مغایر با عدالت و برابری در نظر گرفته میشود، اما امروزه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئلۀ رانت و رانتجویی، این پدیده در مسائل شهری به یکی از فرایندهای اصلی شکلدهندۀ امور توسعه تبدیل شده و طی سالیان اخیر مورد توجه محافل علمی، بهویژه اندیشمندان رویکرد انتقادی قرار گرفته است. به اذعان بسیاری از متخصصان امور شهری در ایران، بسیاری از سازوکارهای ایجادشده در نظام شهرسازی ایران در قرن 14 (ه.ش) متأثر از رویههای سرمایهداری بوده و با وجود تلاشهایی که بعد از انقلاب اسلامی در راستای گسترش عدالت در ایران صورت گرفت، اما همچنان نظام شهرسازی ایران، شمایلی شبهسرمایهداری دارد و متأثر از کلانرویههای نظام سرمایهداری، تولید و توزیع رانت به جزئی بیبدیل از آن تبدیل شده است. بررسی پژوهشهای انجامشده پیرامون رانت در ارتباط با مسائل شهری نشان میدهد غالب پژوهشها به صورت مصداقی به مسئلۀ رانت در شهر پرداخته و هر یک از زاویۀ نگاه خود به تحلیل یکی از فرایندهای رانتزا در شهرها پرداختهاند و در این میان جای یک تحلیل ریشهای از مؤلفههای کلان رانتزا در نظام شهرسازی، خالی است. رانت و رانتجویی در اندیشۀ اسلامی نیز همواره تقبیح شده و از میان نظرات اندیشمندان مختلف در مباحث مربوط به عدالت اسلامی، نظریۀ ادراکات اعتباری علامه طباطبایی با داشتن شیوۀ تحلیلی روشمند، زمینۀ مناسبی، جهت تحلیل ریشهای پدیدۀ رانتجویی ایجاد کرده است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، ارائۀ اعتباریات الگوی شهرسازی غیررانتزا مبتنی بر اندیشه و فرهنگ اسلامی است.مواد و روشهاپژوهش حاضر با استفاده از روشهای تحقیق کیفی به دنبال به دست آوردن درکی کلنگر نسبت به مسئلۀ رانتجویی در شهرسازی ایران مبتنی بر رویکرد انتقادی است و از نوع تحقیقات بنیادیـ توسعهای محسوب میشود. پژوهش حاضر ابتدا با شناسایی مسئلۀ رانتزایی به عنوان یکی از بنیادهای اساسی نظامهای شهرسازی متأثر از کلانرویههای سرمایهداری که تأثیر بهسزایی بر توسعۀ شهری عصر کنونی دارد و توسعۀ آیندۀ شهرها را با مخاطرات جدی مواجه کرده است، تلاش میکند تا ضمن تحلیل دقیق مسئله، اعتباریات اصلی تولید رانت در نظام شهرسازی ایران را ارائه کند. لذا در این راستا در پژوهش حاضر از روش فراتحلیل استفاده شده و پژوهش حاضر پس از بررسی منابعی که به نحوی با مسائل موجود در زمینۀ رانتزایی در نظام شهرسازی ایران مرتبط بودند، 108 مقاله را به صورت دقیق مورد بررسی قرار داد و بیش از 2000 کد باز روی این مقالات ثبت کرد. در مرحلۀ بعدی پژوهش حاضر با تبدیل کردن کدهای باز به مضامین پایه، با استفاده از روش تحلیل استدلال منطقی، اعتباریات اصلی پیرامون رانتزایی در نظام شهرسازی ایران را استخراج کرد و سپس بر این مبنا با استفاده از نظریات اندیشمندان رویکرد انتقادی، مبتنی بر روش پژوهش اکتشافی و روش تحلیل استدلال منطقی با کنکاش در منابع معتبر اعم از مقالات، کتابها، اسناد، طرحها و غیره، جهت ادراک کلنگر از پدیدۀ رانتزایی به شناسایی اعتباریات کلان نظام شهرسازی متأثر از سرمایهداری پرداخت. سپس تحقیق حاضر جهت انجام مقایسۀ تطبیقی و ارائۀ راهحلهای جایگزین، اعتباریات کلان شهرسازی ضد رانتی برگرفته از اندیشۀ اسلامی را مبتنی بر فرهنگ اسلامی در مقابل نظام شهرسازی رانتزای متأثر از سرمایهداری، طرح میکند.یافتههامضامین پایه و اعتباریات اصلی مرتبط با پدیدۀ رانتزایی در نظام شهرسازی ایران در سه زیرنظام اصلی شهرسازی یعنی نظام فرهنگیـ اجتماعی شهر، نظام مدیریت شهری و نظام برنامهریزی و توسعۀ شهری قابل بررسی است. بر این مبنا، اعتباریات اصلی در نظام فرهنگیـ اجتماعی شهر، عبارتاند از: عدم امکان اعتراض اثرگذار نسبت به تصمیمات مدیریت شهری، جامعۀ مدنی ضعیف در شهر، امنیتی بودن فضا، عدم حمایت مناسب قوانین و ساختارها از مردم در مقابل رانتجویی، آشنایی کم عموم نسبت به طرحها و برنامههای توسعه، مشارکت سطح پایین مردم در فرایند تهیۀ طرح و برنامههای توسعه، وابستگی زیاد تصمیمات توسعه به سلیقۀ شخصی مسئولان، توسعه از بالا به پایین در مقابل مردمی بودن تصمیمات و اقدامات توسعه، شفافیت ناچیز در تصمیمات توسعۀ شهری، مشارکت ناچیز تعاونیها و گروههای مردمی در فرایند توسعۀ شهر، توزیع و واگذاری نابرابر یا انحصاری اجرای پروژههای توسعۀ شهری و عدم پرداختن امور توسعۀ شهری به نیازهای اصلی مردم شهر. همچنین اعتباریات اصلی نظام مدیریت شهری عبارتاند از: اثرگذاری گروههای مختلف دارای قدرت و ثروت در تعیین پروژهها، پشتیبانی قوانین و ساختارهای توسعه از سرمایهداران، دشواری در بهرهمندی طبقۀ محروم از وامها و مشوقهای توسعه، فروش قوانین توسعۀ شهری به منظور درآمدزایی مدیریت شهری، رانتزایی قوانین، طرحها و برنامههای توسعه، تأثیرگذاری کارگزاران امور توسعه در توزیع رانت، عدم شایستگی مسئولان توسعۀ شهری، تأثیر گروههای همسود بر چگونگی توزیع فرصتهای توسعۀ شهری، تأثیر بالای بروکراسی دستوپاگیر بر هدایت خودسرانۀ منابع شهری، عدم مقابلۀ جدی مدیریت شهری در برابر درخواست فروش قوانین توسعه، عدم امکان برطرف ساختن نیاز فضای شهری توسط مردم، توسعۀ قطبی شهر، اسراف منابع در امور توسعۀ شهری و هزینههای نابهجا در شهر و کنترل زیاد افراد دارای قدرت و ثروت بر ساختار مدیریت شهری. همچنین اعتباریات اصلی در نظام برنامهریزی و توسعۀ شهری نیز عبارتاند از: سرمایهای شدن بازار زمین و مسکن، پروژههای شهری ناچیز انجامشده در مناطق محروم شهری، سرمایهای شدن ساختوساز مسکن، مبادلهای شدن زمین و مسکن، رقابت نابرابر اقشار مختلف در توسعۀ شهر، بهرهمندی بیشتر اقشار سرمایهدار از مزایا و فرصتهای توسعۀ شهری، عدم تأثیر امور توسعۀ شهری بر کاهش اختلاف طبقاتی در شهر، حرکت جریان سرمایه به سمت مناطق خوب شهر. ساختوساز سرمایهای در شهر و سوداگری زمین و مسکن، توزیع نامشخص عواید پروژههای توسعۀ شهری، خصوصیسازی داراییهای عمومی شهری، عدم درنظرگیری قوانین مالیاتی مناسب در جلوگیری از سوداگری و نقش بالای بازارهای مالی (بانکها و غیره) در انباشت سرمایه در شهر.نتیجهگیرینتایج تحقیق حاضر نشان میدهد در توسعۀ شهری رانتی که متأثر از کلانرویههای نظام سرمایهداری است، کلاناعتبار مصرفگرایی در مقابل کلاناعتبار عدالتگرایی (که خود شامل ضرورتهایی نظیر رعایت حق، جلوگیری از ظلم و منفعت عمومی است) در شهرسازی متأثر از فرهنگ اسلامی قرار گرفته و در صورت مبنا قرار گرفتن مصرفگرایی در شهر به جای عدالتگرایی در توسعۀ شهری، بازار و رقابت به عنوان محور امور قرار گرفته و فرایند کالاییسازی در توسعۀ شهری شیوع مییابد و سرمایهای شدن بازار زمین و مسکن را در پی دارد. سرمایهای شدن بازار زمین و مسکن، افزایش قیمت زمین و مسکن را در پی دارد و حل نیاز ضروری تأمین مسکن و سرپناه و زمین برای اشتغال، بهویژه برای اقشار محروم و مستضعف، دشوار میشود. ادامه یافتن فرایند مصرفگرایی و بیتوجهی به مقولۀ منفعت عمومی، با خارج شدن مدارهای مولد از فضای شهری و افزایش فعالیتهای سوداگرانه در این بازار همراه است. به اینترتیب سرمایهگذاریهای سوداگرانه در این بازار منجر به تبدیل زمین و مسکن به عنوان یکی از محلهای اصلی انباشت سرمایه شده و به تولید فضای سرمایهداری خواهد انجامید. به دنبال این امر هرچند بسیاری از اقشار ضعیف جامعه در تأمین نیاز سرپناه خود با مشکل مواجهاند، نسبت تعداد خانههای خالی بهویژه در مناطق با ارزش شهری افزایش یافته و مالها و مراکز تجاری لوکس در شهرها گسترش مییابد.از طرف دیگر در توسعۀ شهری رانتی، کلاناعتبار حفظ نظام انباشت سرمایه در شهر توسط نهاد انضباطی، مقابل کلاناعتبار حکمروایی شهری مبتنی بر اندیشۀ اسلامی قرار گرفته و نهاد انضباطی با تحکیم هژمونی از طریق بروکراتیزه کردن در و به واسطۀ فضا به وسیلۀ طرحهای توسعه، قوانین و غیره و همچنین با سوق دادن پروژههای توسعهای به سوی اهداف و امیال گروههای پرقدرت، زمینۀ اشرافیگری و تبذیر را ایجاد کرده و با اجرای پروژههای غیرمحرومیتزدا و رانتزا، حفظ کرامت انسانی را به عنوان وظیفۀ اصلی حکومت، مخدوش کرده است. همچنین نهاد انضباطی در توسعۀ شهری رانتی جهت حمایت از بورژوازی به منظور کنترل بحرانهای نظام سرمایهداری در شهر، با گسترش اعطای مجوزهای رانتی به تسهیل بازتولید شرایط عمومی تسلط طبقاتی در شهر میپردازد. در توسعۀ شهری رانتی، تسلط بر عرصۀ عمومی در شهرها با گسترش طبقاتیگرایی در محلات شهری، سبب خارج شدن اقشار ضعیف از محلات خوب شهری شده و این امر تجمع یافتن افراد با قدرت و نفوذ بالا در یک فضا را در پی دارد که به دنبال آن امکان جلب بیشتر مزایای توسعه در این محلات اتفاق میافتد. به اینترتیب شکلدهی به فضا به نفع سرمایه و سرمایهدار توسط قدرت رخ داده و زندگی کردن افراد متمولتر در محیطهای شهری باکیفیت بالاتر ادامه مییابد. در نهایت توسعۀ شهری رانتی منجر به ایجاد شکاف اجتماعی در فضا شده و فردگرایی و اضمحلال اجتماعی را در مقابل ولایت اجتماعی در شهر، به دنبال دارد.