پژوهش کیفی بررسی سیاست حافظه الگوریتمی در سنت مطالعات فرهنگی به روش نظریه ی مبنایی

نویسندگان

1 باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک

doi
10.30465/ismc.2025.46586.2780
چکیده

اکنون ساختاربندی حافظه جمعی را یکی از مهمترین نهادهای حافظه یعنی رسانه‌های اجتماعی برعهده گرفته‌اند. رسانه‌های اجتماعی به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطّلاعات ثبت شده از کاربران یا همان کلان داده‌ها، از الگوریتم‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین استفاده می‌کنند. گزینش‌های الگوریتمی ِرسانه‌های اجتماعی با طبقه‌ بندی، برجسته‌سازی، حذف و ناهمسنگی در میزان مشاهده‌پذیری محتوای کاربران، به مثابه اعمال سیاست‌‌ حافظه‌ است که به‌ یادآوری و به فراموشی‌سپاری روایت‌ها را محدود و مشخص می‌کند و با ایجاد شکاف‌های حافظه‌ای سبب فراموشی جمعی و از هم‌گسیختگی حافظه جمعی می‌گردد. از این‌رو پژوهش میان رشته‌ای حاضر با رویکرد کیفی در سنّت مطالعات فرهنگی، به روش نظریه مبنایی و پارادایم کدگذاری اشتراوس، با نمونه‌گیری نظری و هدفمند از متن مصاحبه‌های مورد نظر، رسانه‌ اجتماعی اینستاگرام، مقالات و کتاب‌های مربوط به حافظه جمعی، همچنین مشاهده فعالیت‌ها و رخدادهای مرتبط تا رسیدن به حد اشباع نظری با هدف بررسی سیاست حافظه الگوریتمی و تاثیر آن بر گفتمان پسامدرن حافظه جمعی در ایران مورد مطالعه و تحقیق قرار‌ گرفته‌است. یافته‌های پژوهش بیان می‌دارد که پدیده محوری با همه مقولات اصلی؛ روابط قدرت، دانش دیجیتال، ایدئولوژی و نابرابری جهانی، حافظه مقاومت و بحران هویّت و معنا، در وضعیت اجتماعی پسامدرن در ارتباط می‌باشد.