بررسی و ارزیابی وضعیت زیستپذیری محلات بافت فرسودۀ شهر بهبهان با رویکرد آیندهپژوهی
نویسندگان
1 استاد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22034/uep.2024.458512.1490چکیده
مقدمهامروزه، با شهری شدن جمعیت جهان و جهانی شدن شهرها، شهرسازی و شهروندی به مهمترین مسائل مؤثر بر ابعاد کمی و کیفی زندگی انسان تبدیل شده است و شهروندان استانداردهای بالاتری از محیط شهری که در آن زندگی میکنند را انتظار دارند. از اینرو، توجه به تئوریهای جدید شهرسازی که هر یک با هدف حل مشکلات شهری، بهبود کیفیت زندگی در شهرها، ارتقای کیفیت محیط شهر، مدیریت شهری هستند الزامی است و بیشتر به سوی مطلوبتر شدن توسعۀ شهری رهنمون میسازند. در بین تئوریهای نوین شهرسازی مطرحشده، شهر زیستپذیر ضمن طرح مسئلهای آشکار، به عنوان راهنمایی برای داشتن محیطی مطلوب و پایدار شهری به حساب میآید [2]. یکی از جنبههای حائز اهمیت در شهرها که هم علت و هم معلول بسیاری از معضلات شهری است، بافتهای فرسودۀ شهری است. ماهیت بافت فرسوده، هرگونه بیتوجهی به آن را از جهات مختلف بیاعتبار میکند، زیرا از لحاظ فرهنگی، خاستگاه شهر امروزی و یادگاری از فرهنگ و تاریخ پیشین است و از لحاظ اجتماعی در صورت متروک شدن و کاربریهای نامتناسب، بخشی از جامعه و ضامن زندگی انسانها است و از لحاظ کالبدی با وجود همۀ فرسودگی هنوز ارزش معماری و شهرسازی بینظیری دارد [4]. شایان توجه اینکه مطالعات آکادمیک طی پنج سال اخیر در زمینۀ زیستپذیری در کشور ما، بیشتر بر نواحی روستایی و شهرهای بزرگ متمرکز بوده است و نواحی بافتهای فرسوده، کمتر مد نظر قرار گرفتهاند. این در حالی است که امروزه چنین بافتهایی، ریشۀ بسیاری از فشارها و تضادها بر سر راه توسعه هستند؛ به طوری که سازگاری چندانی با شرایط اقتصادی اجتماعی عصر حاضر ندارند و نداشتن دسترسی مناسب به معیارهای زندگی امروزی، نبود سرزندگی و نیز زیستناپذیری، از مشکلات اساسی و عمدۀ آنها است [11]. شهرستان بهبهان به مرکزیت شهر بهبهان، از قدیمیترین شهرهای استان خوزستان است که در فاصلۀ 205 کیلومتری شهرستان اهواز قرار گرفته است. این شهر به دلیل مواجه شدن با روند نوگرایی سریع، دچار ناکارآمدی و فرسودگی بافتهای خود شده است و از آنجا که بافتهای فرسودۀ شهر بهبهان در مرکز شهر قرار دارند، از مسائلی نظیر مشکلات کالبدی و فضایی، نارساییهای شبکۀ دسترسی و خدماترسانی، سرانۀ کم کاربریها و نبود خدمات و تأسیسات لازم و مناسب شهروندان رنج میبرد. خانههای فرسودۀ این محلات پارکینگ ندارند و از طرفی هم امکان تردد خودرو در معابر کمعرض و کوچههای پلکانی این محلات وجود ندارد؛ در نتیجه پیدا کردن جای پارک در خیابانهای این محلات به کاری دشوار و زمانبر تبدیل شده و معمولاً به دلیل دسترسی نامناسب برای خودروهای امدادی، زمینهساز اتفاقات ناگوار برای ساکنان شده است. بنابراین زیستپذیر کردن این بافتهای فرسودۀ شهری، ضرورت و اهمیت دوچندانی دارد و با این کار ویژگیهای وضعیت اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی یک ناحیه آشکار میشود و همچنین میتواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای نظارت بر برنامهریزی توسعۀ شهری و طراحی سیاستهای آینده برای این نواحی به کار رود. مواد و روشهاروش پژوهش حاضر با توجه به مسئلۀ پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفیـ تحلیلی است. در این پژوهش به منظور فراهم ساختن مبانی تئوری و به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز در زمینۀ شناخت شاخصهای زیستپذیری در بافتهای فرسوده از روش جمعآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانهای استفاده شد و ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبه و پرسشنامه است. جامعۀ آماری تحقیق را مدیران شهری و خبرگان دانشگاهی صاحبنظر در حوزۀ برنامهریزی شهری تشکیل میدهند. معیارهای انتخاب مدیران و خبرگان، تسلط نظری، تجربة عملی، تمایل و توانایی مشارکت در پژوهش و دسترسی است. در این پژوهش از روش نمونهگیری قضاوتی استفاده شد و روایی صوری پرسشنامه نیز مورد تأیید خبرگان قرار گرفت. در این مرحله با نظرخواهی از مدیران شهری و نخبگان دانشگاهی، 35 مورد از شاخصهای مؤثر بر زیستپذیری بافت فرسودۀ شهر بهبهان شناسایی شد. سپس روابط درونی بین آنها با استفاده از مدل تحلیل ساختاریـ تفسیری MICMAC بررسی شد و نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص شد. در آخر، مشکلات موجود بافت فرسودۀ شهر بهبهان براساس مدل SAW رتبهبندی شد.یافتههااز میان 35 نیروی پیشران، 8 پیشران تأثیرگذار بر وضعیت آیندۀ زیستپذیری بافتهای فرسودۀ شهر بهبهان اثر کلیدی بیشتری دارند. تمایل ساکنان به سرمایهگذاری در بافت فرسوده، میزان رضایت ساکنان از امکانات و تسهیلات بافت فرسوده، فرصت درآمدزایی در بافت فرسوده، کیفیت مطلوب سیما و منظر شهر در محدودۀ بافت، میزان تمایل ساکنان به سکونت در بافت فرسوده، میزان دسترسی به خدمات عمومی و زیرساختهای شهری، تمایل بخش خصوصی به سرمایهگذاری در بافت فرسوده و دسترسی عمومی به فضای سبز جزء پیشرانهای تأثیرگذار و کلیدی برای زیستپذیری این بافتها دارند. این نیروها از نظر عملکرد سیستمی نقش تأثیرگذاری بالا و تأثیرپذیری اندک را در محیط سیستم با هدف ارتقای کیفیت محیط زیست شهری ایفا میکنند و در نتیجه، مؤثرترین و کلیدیترین پیشرانها محسوب میشوند.بررسی و رتبهبندی دلایل فرسودگی موجود بافت فرسودۀ شهر بهبهان (از حادترین مشکل به پایین) طبق مدل SAW مطابق جدول 8 به صورت زیر است:1- کمبود و ناکارآمدی خدمات شهری؛ 2- نبود تأسیسات زیربنایی مناسب؛ 3- نبود امکانات گذران اوقات فراغت؛ 4- عدم دسترسیهای مناسب (وجود معابر ناکارآمد)؛ 5- مشکلات زیستمحیطی؛ 6- کمبود سرانۀ مورد نیاز کاربریها؛ 7- معضلات عملکردی؛ 8- ضعف همکاری نهادها و مدیریت نامناسب؛ 9- نبود امنیت اجتماعی.نتیجهگیریتحلیل این پیشرانها نشان میدهد تمایل ساکنان به سرمایهگذاری در بافت فرسوده، رضایت ساکنان از امکانات و تسهیلات بافت، فرصت درآمدزایی در بافت، کیفیت سیما و منظر شهر، تمایل ساکنان به سکونت در بافت فرسوده، دسترسی به خدمات عمومی و زیرساختهای شهری، تمایل بخش خصوصی به سرمایهگذاری در بافت فرسوده، و دسترسی عمومی به فضای سبز، همگی بر آیندۀ زیستپذیری بافتهای فرسودۀ شهر بهبهان تأثیرگذارند. بنابراین زیرشاخص کالبدی سهم بیشتری در تأثیرگذاری بر میزان زیستپذیری بافت فرسودۀ شهر بهبهان دارد.