مروری بر تجربیات بینالمللی ساماندهی دستفروشان با تأکید بر نقش دستفروشی در منظر شهری
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 دکتری معماری، دانشکدۀ مهندسی معماری و طراحی شهری، دانشگاه شهید رجایی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2024.451998.1476چکیده
مقدمهمشاغل غیررسمی در بافت شهرهای ایران از جمله دستفروشی و بساطگستری، آسیبهای انکارناپذیری بر منظر شهری این شهرها وارد کرده است. بینظمی، ناهماهنگی، اغتشاش فیزیکی و بصری از جملۀ چنین آسیبهایی است. بر این اساس، ساماندهی مشاغل غیررسمی در سطح شهر به دغدغهای مهم برای مسئولان و مدیران شهری تبدیل شده است. کشور ایران هم از این قاعده مستثنا نیست. رکود اقتصادی، اقتصاد نفتی و تکمحصولی، تورم، نظام بانکی بیمار و عوامل بسیار دیگر باعث افزایش این پدیده در شهرهای مختلف ایران شده است. بدیهی است پدیدۀ دستفروشی در بافت شهرها، مسئلهای پیچیده و چندبعدی است و بر همین اساس ساماندهی آن نیازمند مداخلۀ کارشناسان، پژوهشگران و عوامل اجرایی از رشتههای متنوعی همچون مدیریت و برنامهریزی شهری، جامعهشناسی، روانشناسی و... است. اما بخشی از این مسئله که به تأثیرات دستفروشی و بساطگستری بر منظر شهری مرتبط میشود، در حیطۀ رشتههایی همچون معماری و شهرسازی قرار میگیرد. با تکیه بر این پیشفرض میتوان گفت که به دلیل عدم برنامهریزی اقتصادی و فضایی در خصوص مشاغل غیر رسمی در بافت شهرها، منظر شهرها (بهخصوص کلانشهرها) در کشور دچار آسیب شدهاند؛ به گونهای که یکی از دغدغههای امروز مدیریت شهری شهرهای ایران، استقرار دستفروشان شهری در فضای شهری و چگونگی تأثیر آن بر فرهنگ منظر شهری است. امروزه بیش از هر زمان دیگر، در شهرها و بهخصوص کلانشهرها، هجوم آشفتگی در جنبههای گوناگون سیمای شهر مشاهده میشود. اکنون سیمای شهری نظم کمتری داشته و تفاوت آشکار در اشکال، مصالح مصرفی، زبری و نرمی، پیشآمدگی و پسرفتگی، کوتاه و بلند بودن بناها از یک سو و هرجومرج ناشی از تداخل عملکردها به واسطۀ وجود بساط گستری و دستفروشی بهخصوص در فضای مرکزی و سنتی شهرها، چهره و سیمای ناهمگون و ناموزونی را شکل میدهد.از طرفی، دستفروشی پدیدهای است که زمینه را برای افزایش مشاغل غیر رسمی در محدودۀ مرکزی شهر ایجاد کرده است. این امر به علت ارائۀ کالاها با قیمت نسبتاً پایین، با استقبال مردم برای خرید کالاهای ارزانقیمت مواجه است. در راستای ساماندهی به این معضل شهریـ اجتماعی چهار رویکرد کلی وجود دارد که بهترتیب زمانی شامل رویکردهای ضد دستفروشی؛ روادارانه؛ سازگار با دستفروشی و همهشمول است. در خصوص ارتباط منظر با دستفروشی نیز میتوان چنین بیان کرد که فروشندگی در خیابان، پیشینهای طولانی در تاریخچۀ کشورها و شهرهای بزرگ جهان دارد؛ به طوری که فروشندگان در بسیاری از کشورها (مانند چین، مصر و کشورهای عربی) در گذشته، سرزندگی و نشاط خاصی را به چشمانداز خیابانها میافزودند و فعالیت اقتصادی ـ خدماتی را در بطن خود شکل میدادند. اما امروزه، با تعریف ساختار فضاهای عمومی شهری؛ غیرقانونی بودن حضور دستفروشان در خیابان و پیادهراهها به علت استفاده و بهکارگیری بیش از حد فضای عمومی شهری ملموس شده است. در برخی از شهرها، فروشندگان در بافت شهری بساطهای بزرگ را در اجتماعات عمومی برقرار میکنند. رهگذران در پیادهروها و معابر، به علت ازدحام دستفروشان آزرده شده و عبور و مرور مردم از طریق راهروهای تنگ به واسطۀ بساط دستفروشان ایجاد شده دشوار میشود. شدت ازدحام، ترافیکی انسانی در پیادهروها، باعث کلافگی مردم شده که اقدام خطرناکی به شمار میآید. لذا هدف از این پژوهش، آشنایی با تنوعی از رویکردها برای ساماندهی دستفروشان در زمینۀ منظر شهری در کشورهای مختلف اعم از ترکیه، هند، بنگلادش، تایلند، مالزی و در جهت بهرهمندی از تجارب و راهکارهای اتخاذی آنها در نوع برخورد با این مسئله است. مواد و روشهاروش تحقیق در این پژوهش، ترکیبی از روش توصیفی و تفسیری، به دنبال بررسی تجارب مختلف، مقایسۀ دیدگاهها، نحوۀ برخورد با معضل دستفروشی و بساطگستری در بستر منظر شهری است. گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای انجام شده و ابزارهای گردآوری دادههای مرتبط با تجارب عملی، اسناد و مدارک موجود بوده که در کل، یازده نمونه از تجارب ساماندهی دستفروشان در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. یافتههانقش اقتصادی دستفروشی در کاهش فقر، بار مالی و هزینههای زیاد سیاستهای اجرایی در قالب جابهجایی و ساماندهی دستفروشان در فضای شهری، نقش مهمی در دستیابی به حکمروایی همهشمول شهری دارند. تغییرات ساختاری در اقتصاد کشورها، افزایش مشاغل موقت، بیکاری؛ بهخصوص در کشورهای پرجمعیت و فقیر، منجر به افزایش جمعیت دستفروشان شده است. مطالعات شهری در راستای سیاستهای دولتی و شهری در باب دستفروشی، عواقب سیاستهای مرتبط با آنها، لزوم توجه به راهکارهای مختلف اعم از رسمیسازی دستفروشان و محل کسب آنان را، به دلیل انتقاد از تأثیرات مخرب آنها لازم و ضروری میکند. از این لحاظ مطالعۀ سیاستهای اخیر، چارچوب تحلیلی در زمینۀ رسمیسازی دستفروشی را نشان میدهد. با بررسی یازده نمونۀ خارجی، میتوان با دیدی وسیع به این پدیده نگریست. از جمله کشورهای موفق در زمینۀ ساماندهی به دستفروشی، میتوان به ترکیه، هند و سنگاپور اشاره کرد. با تحلیل نمونههای موفق، مهمترین عامل علاوه بر تأمین تمام تمهیدات، مشارکت دستفروشان و حمایت از آنها است. جابهجایی دستفروشان، با همفکری و مشارکت دستفروشان و مسئولان، اعتماد بین طرفین، اعطای شخصیت اجتماعی به دستفروشان، حاصل شده است. اعطای امتیازاتی از جمله صدور جواز کسب، اعطای وام و برنامۀ آموزشی به دستفروشان، تعیین مکان مناسب برای بازارچه، نشانهگذاری مناسب برای آنها در سطح شهر و تبلیغ بازارچه در رسانههای جمعی، جزء نکات مثبت و آزار و اذیت دستفروشان، توقیف اقلام فروشی آنها، رشوه و فساد در مدیریت شهری و عدم تداوم در اجرای طرحها، از جمله نکات ضعف در ارائۀ طرحهای ساماندهی بوده است. نتیجهگیریدستفروشی، تأثیرات همزمان منفی و مثبت را بر نظام شهری در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. ایجاد اشتغال هرچند موقت برای افراد بیکار جامعه و به تبع آن، کاهش انحرافات اجتماعی نمونهای از این فرصتهاست، اما مهمترین مسئلهای که بسیاری از شهرها در این رابطه با آن مواجه هستند، مشکل حضور دستفروشان در پیادهروهای مراکز شهرهاست که به لحاظ عملکردی به شکلگیری خردهعملکردهای توزیعی، خلق تنوع اقلام و جذابیت آنها برای مردم و...؛ به لحاظ کالبدی موجبات ترافیک پیاده، سواره، از بین بردن معماری شاخص و فرسودگی در بافت و... و به لحاظ معنایی سبب از بین رفتن تجربۀ حسیـ در فضاهای غنی با کمرنگ شدن فعالیتهای مختلف با جایگزینی مشاغل کاذب و... منجر میشود. از همین رو، در نحوۀ مواجهه با دستفروشی، برخی رویکردها، مداراگرایانه و برخی قهری است. نکاتی که دستفروشی در منظر شهری ایجاد کرده و فصل مشترک نمونههای مورد مطالعه است؛ میتواند در سه دسته عملکردی، کالبدی و معنایی مطرح باشد. بیرونقی بخشهای رسمی علیرغم کیفیت مطلوب فضایی به علت تورم و بحران مالی، فرصت ایجاد فعالیتهای متنوع برای گروههای مختلف جمعیتی و ایجاد کاربریهای جدید برای تداوم دستفروشی و...، در بُعد عملکردی، حملونقل کالا با گاری در داخل شهر، تغییر در ارتباطات فضاییـ حرکتی به علت سد معبر در حاشیۀ خیابان، کاهش عرض مفید معابر و تراکم و ازدحام جمعیت، فرسودگی در ساختار معماری خیابانها و... در بُعد کالبدی و از بین رفتن تجربه حسی در فضاهای غنی با کمرنگ شدن فعالیتهای مختلف با جایگزینی مشاغل کاذب، تقویت و افزایش تعاملات اجتماعی مردم، تهدید اصالت بافت تاریخی شهر و... در بُعد معنایی مطرح است.در خصوص راهکارها در زمینۀ مؤلفههای عملکردی میتوان به مواردی همچون طراحی فراگیر کارکردی، تأمین دسترسی برای گروههای مختلف، توجه به تأمین امکانات لازم، توجه به مقیاس و اندازۀ فعالیتها و... اشاره کرد. در زمینۀ مؤلفههای کالبدی میتوان به راهکارهایی همچون سکانسبندی پیادهرو و پیادهراهها برای حضور همزمان دستفروشان، ماشینها و پیادهها، ایجاد مناطق موقت برای دستفروشی، طراحی فراگیر مکانی، انطباق نوع بافت با سطح عرضۀ دستفروشان، تهیۀ نقشۀ تجارت شهری، توجه به مقیاس و اندازۀ فضاهای فروش و... و در زمینۀ مؤلفههای معنایی نیز میتوان به راهکارهایی همچون درک پیوندها (تدارکات، مشتریان، نقش در سلسلهمراتب خردهفروشی شهری) اشاره داشت.